آرشیو برایدسامبر, 2006
دسامبر 30, 2006 روی 9:08 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت
موفقيت يوتيوب منجر به ايجاد سرويسهايي شده كه به ابتداي عنوانشان يوتيوب را ميچسبانند.مثلا همين سايتي كه تنها حدود 2 ماه از شروع به كارش گذشته است و خود را اينگونه معرفي ميكند:”YouTube for Audio”. هر كاربر قطعات صوتي خود را به ان اپلود كرده بهاشتراك ميگذارد به كليپهاي صوتي خود كاربران امتياز داده ودر پايان هر هفته كليپهاي برتر در قالب يك فايل صوتي به همگان معرفي ميشوند.ايدهاي كه نواورانه بنظر ميرسد.از طرفي شما ميتوانيد افلاين انلاين و حتي از طريق موبايل فايلهاي صوتي ايجاد كنيد.سايت براي كاربران برتر جوايزي نيز درنظر ميگيرد.
با اينكه به نظر من اين فكر لياقت ان را دارد كه تا حد يوتيوب مورد توجه قرار بگيرد اما چون امريكاييها بيشتر مردماني تصويري هستند تا صوتي احتمال ميدهم كه گسترش ان در حد يوتيوب نشود.www.doundbite.com
پیوند پایدار
دسامبر 29, 2006 روی 6:59 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت
فرض كنيم در اطراف شما كسي است كه مبتلا است و شما ميخواهيد كمكش كنيد.سعي ميكنم در چند نوشته نكاتي را با هم مرور كنيم.شما بايد افكارتان را در مورد پديده اعتياد و شخصيت معتادو “ترك اعتياد” تا حدودي تغيير دهيد.اميدوارم تا حدودي بتوانم اين كار را انجام دهم:
1-اعتياد يك پديده طولاني مدت است:همه ميدانيم كه از شروع اين پديده تا جايي كه الان شخص مورد نظر شما هست مدتي طولاني گذشته است.اين ممكن است چند ماه يا چند سال باشد.در نظر داشته باشيد كه جهت ترك اين پديده نيز نياز به مدتي طولاني است(در موارد اعتياد شديد گاه تا سالها).پس اولين نكته اين است كه فوقالعاده صبور باشيد.چون هر چه ساختماني مرتفعتر باشد بههمان ميزان بايد پي ساختمان عميقتر سود وگاه براي رسيدن به مثلا 100 طبقه در روي زمين بايد 40 طبقه در زير زمين رفت.فراموش نكنيد اعتياد نيز همينگونه است اگر شديدتر نباشد. در كوتاه مدت هيچ! هيچ! نتيجهء پايدار نخواهيد گرفت.با تاكيد ميگويم هيچ! پس چشم بسته بدانيد كه هركس به شما گفت” در زماني كوتاه” يا اگاهي ندارد يا تبليغي توخالي بيش نيست.از انها دوري كنيد.
پیوند پایدار
دسامبر 29, 2006 روی 2:53 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت
نميدانم ممكن هست يا نه؟اما http://www.mp3tunes.com/ادعا كرده كه هر كسي ميتواند نامحدود موسيقيهايش را در اكانت خود ذخيره كند.تصور كنيد تمام موسيقي شما بصورت انلاين در دسترس باشد!اگر در اينده امكانات sharing را اضافه كند عالي خواهد بود.فرض كنيد يك سرچ و توانايي دانلود براي عموم هم اضافه گردد.خدايا!! يعني ما ان روزها را خواهيم ديد؟؟؟!!!
پیوند پایدار
دسامبر 29, 2006 روی 1:22 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت
بعضي وقتها شك ميكنم و متعجب ميشوم كه چرا چيزهايي كه فوقالعاده مفيد و در عينحال ساده هستند نه در وبلاگهاي ايراني و نه در وبلاگهاي خارجي(من فقط انگليسي بلدم انهم دستوپا شكسته!)معرفي نميشوند.يك مورد ان همين اكستنشني است كه ميخواهم به شما معرفي كنم.اسم اين اكستنشن هايپروردز است.تقريبا تمام كارهايي را كه شما ممكن است فكر كنيد را در ان جمع كردهاند.تمام گزينهها را با معتبرترين سايتها همراه نمودهاندو تمام اين گزينهها به اساني با يك “كليك راست” در دسترس است.
search,reference,translate,blog,email,tag,map,….تنها گزينههاي اصلي ان هستند كه باز هركدام زير شاخههايي دارند.مثلا در قسمت ترجمه با استفاده از سرويس گوگل ترجمه از-به 14 زبان را تنها با يك كليك انجام ميدهد.در يك ان ميتوان به سايتهاي map دسترسي داشت و هم مطلبي را در وردپرس و بلاگر وارد كرد يا در سايتهايي مثل delicious,digg,furl,blinklist,…. همزمان tag search انجام داد.اينها فقط گوشهاي از كاربردهاي اين اكستنشن بوده است.اكستنشنهايي مشابه نيز تاحدودي اين كارها را ميكنند اما اينهمهكار انهم با سادگي واز طرفي با حجم كم اكستنشن اگرنه بينظير كمنظير است.بهنظر شما 52 كيلوبايت زياد است؟؟؟اگر ميخواهيد با امكانات كامل ان اشنا شويدبه اين ادرس برويد پس از نصب نيز ميتوانيد كاملا ان را تنظيم كنيد.
پیوند پایدار
دسامبر 28, 2006 روی 4:05 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت
مشكلات گوارشي در ايران بسيار زياد است اين ميتواند علل بسياري داشته باشد.از ژنتيك و نوع تغذيه گرفته تا الودگيهاي ميكروبي(منشاء هليكوباكترپيلوري)و استرسهاي عصبي.درصد بسيار بالايي از مشكلات عمدتا خفيف و در حد سوءهاضمه(dyspepsia)ميباشد.براي اين مشكلات عمدتا از دسته داروهاي انتياسيد تجويز ميگردد.احتمالا اكثر شما تاحالانام “رانيتيدين”را شنيدهايد يا حتي مصرف كردهايد.در چند سال اخير دسته جديدي از داروها بنام”PPI”متداول شدهاند كه بسيار مورد استقبال قرار گرفتند.شايد شما ان را با نامهايي مثل “امپرازول omeprazole”بشناسيد.متاسفانه مثل هميشه در مصرف انها افراط ميشودو ان را بصورت دارويي بدون عارضه جلوه ميدهند.اين ميتواند دليلي براي جمله كليشهاي اما درستي باشد كه گفته ميشود:”لطفا بدون مشورت با پزشك دارو مصرف نكنيد.”
بيربط:شيدا توصيه فرمودند جهت رفع مشكل در كامپيوترهاي مك فونت تاهوما را به تايمز نيو رمن تغيير دهيم.ما هم كه گردنمام از مو باريكتر.چشم.تغيير فرموديم.
پیوند پایدار
دسامبر 28, 2006 روی 3:59 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت
گوگل قابليت سرچ را به سرويس نوتبوك خودش اضافه كرده است.اين فقط شامل نوتبوك شخصي نميشود بلكه قسمتهايي هم كه share شدهاند را ميتوان سرچ كرد.خب!فكر كنم يك”انبار غني” ديگر شكل بگيرد.مثل ان است كه گوگل سرچ را با دليشس داشته باشيم.شما فكر ميكنيد گوگلنوتبوك كي رقيب دليشس شود؟لايفهكر در مورد گوگل و سرچ تشبيه قشنگي دارد.ميگويد:
A Google service without search capabilities is like ice cream without cream
پیوند پایدار
دسامبر 28, 2006 روی 12:22 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت
جادوييترين دارو.اين تنها گفته معتادان نبود.واقعا در عمل نسبت به تمام داروهاي قبلي برتر بودهاست.اگرچه بعد از متادون مواد ديگري نيز پيشنهاد شده است اما هنوز هيچيك جايگاه متادون را بدست نياوردهاند.(بوپرنورفين زيرزباني-تركيب طولاني اثر متادون و…).اما با استفاده از متادون نيز درصد بالايي از موارد شكستدرمان ايجاد ميشود(حدود%80).جالب انكه درصد عود در تمام روشها فوقالعاده بالاست.علت؟بعدا ميگويم! اماچرا با اين وجود تاكيد به ادامه اين روشها را داريم.در حالي كه تقريبا تمام موارد برگشت ميكنند علت ادامه درمان چيست؟چپاول پزشكي؟حماقت؟يا…؟هيچكدام.بايد ديدمان را تغيير دهيم.
هدف از detoxification قطع كامل مصرف براي هميشه نيست.اگرچه اين هدف ايدهال ماست اما بايد پذيرفت كه رسيدن به ان تقريبا محال است. هدف مقبول ان است كه بتوانيم براي طولانيترين زمان ممكن شخص را از ان شرايط بيرون بكشيم.مثلا شخصي كه 20 سال مصرف دارد و تزريقي است در اينجا ديگر هدف اوليه ترك كامل نيست.اساسيترين هدف دور كردن شخص از رفتارهاي پرخطر است.مثلا جلوگيري از ابتلا به ايدز AIDS.در اين فرد شايد مجبور شويم سرنگ مجاني در اختيارش بگذاريم.از ياد نبريم كه در افراد معتاد تمام اجزاي سايكولوژيك درگير است.اكثر انها اختلال شخصيت گروهB دارند.ميدانيد كه يك انتيسوشيال مفهوم وجدان(فردي و اجتماعي)را درك نميكند.اعتياد+انتيسوشيال=بمبمتحرك.
متادون تقريبا توانسته مقداري از رفتارهاي پرخطر را كاهش دهد.كسي كه تا ديروز در خرابهها يا زندان با سرنگ مشترك تزريق ميكرد امروز مثل يك جنتلمن هر روز سر ساعت به كلينيك مراجعه كرده وعده روز را ميل ميكند و هركس از او بپرسد ميگويد :معتاد نيستم بلكه بيمار هستم و تحت درمان!به نظر شما زيبا نيست؟
خانوادهء معتادان اين حس را كاملا لمس ميكنند.
پیوند پایدار
دسامبر 27, 2006 روی 8:54 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت
مركز نگهداري از بيماران اسكيزوفرني مزمن-تعداد بيماران 30 نفر-مكان در 8 كيلومتري يكي از شهرهاي معروف.زمان84-82
اسكيزوفرني مزمني كه با دوزهاي بالاي انتيسايكوتيك(ضد جنون)تحت كنترل باشد را ميتوان با سنگ-گياه يا حداكثر روبوت مقايسه كرد.اگرچه مسئولين انجا سعي ميكردند در ان مكان تاحدودي تحرك ايجاد كنند اما با سرزميني از انسانهاي ماسكهشده طرف بودم.داروها سعي ميكردند كه اشخاص را براي خودشانوخانوادهواجتماع قابلتحمل سازند.اگرچه كنترلشده به معني ان نبود كه “توهم و هذيان” بطور كامل برطرف شده است.مكافات اصلي هنگامي بود كه بيماران در چند روز مرخصي كه نزد خانواده بودند داروها را مصرف نكرده يا ناقص ميل ميكردند.خودتان حدس ميزنيد كه چه ميشد؟
بيماري بود كه تصور ميكرد نهنگ است.هربار كه دچار عودعلايم ميشد ادرار فراوان كرده و در ادرارش شنا ميكرد.
راستي مرز عقلوجنون كجاست؟
پیوند پایدار
دسامبر 27, 2006 روی 11:04 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت
مقدسترين نام دهه سوم زندگيم بود.زندگي در يك شهرستان كه روشنفكريترين كتابهايش “داستان راستان”و”هبوط در كوير”بود را مقايسه كنيد با زيستن در يك فصل كتاب”حقيقت و زيبايي”.مثل ان است كه تارزان را بهيكباره به كلاسهاي درس فيزيك اتمي دانشگاه بركلي ببرند.در انجا فيزيكاتمي را همچون يك رمان عاشقانه تدريس كنند.براي بابك احمدي لذت نوشتن بود و براي من لذت خواندن.در بيرون تمام هياهوهاي دهه 70 جريان داشت-تمام اشتباهات تاريخي وتكراري بشر وباز هگل بود كه با نيشخندي تلخ خبر از تكرار تاريخ ميداد.
با او بود كه بهيكباره پرتشدم به درون انهمه اسمورسموعنوان:بارت در كنار روبر برسون-هايدگر و پيكاسو-تزوتانتودورف و ونگوگ-دلوز و دريدا و ژرژ باتاي وفليكس گاتاري و ميشل فوكو وتمام ان سالهاي خاطرهانگيز فرانسه پس از جنگ-ارسطو و رامبراند-فلسفه و تحليل فيلم-نقد ادبي و نگاه ساختارگرايانه به اقتصاد-…..يك سرگيجه(vertigo)مداوم و لذتبخش.تازه انجا بود كه فهميدم تارزان بودن يعني چه؟مهم نيست چقدر بر او نقد نوشتهشده باشد.مهم ان است كه بسياري از جوانان (بخصوص در حيطه نقد ادبي )بسياري از نامها را اولينبار در نوشتههاي او كشف كردند.با او بود كه فهميديم فلسفه فقط افلاطون و ارسطو نيست.حتي فهميديم كه تمام قرائتهايي كه از افلاطون و ارسطو بهخوردمان دادهميشدچند صد سال از تاريخشان كذشته بود.فهميديم كه از ميشل فوكو و ژاك لاكان به اندازه كلاسيكهايي چون فرويد و يونگ ميتوان روانكاوي اموخت.اما دو نكته مهمترينچيزي بودند كه منرا تا پايان عمرم مديون ايشان ميكند:
1-ميزان اطلاعات ما از علوم انسانينوين زير زير صفر بوده و هست.
2-تفكر تكرشتهاي(در اصطلاح تخصصي)منجر به ايجاد موجودات تكبعدي ميشود.(پزشكاني كه فقط پزشك هستند-مهندساني كه فقط مهندسند-هنرمنداني كه فقط هنرمندند.)
بدترين حس زندگي وقتي است كه از يك هنرمند محبوب يك تحليل اقتصادي فوق سطحي بشنويم و چيزهاي مشابه….
دكتر!تو به من اموختي كه با دانستن چقدر فاصله دارم.من گوسفند بودن را با تمام وجودم حس كردم.اين اگاهي را مديون تو هستم.بوسه ميزنم بر ان دستي كه قلم را بر زمين نگذاشته و هنوز به شاگردان گيجوگولش ميانديشد.پاينده باشي
پیوند پایدار
دسامبر 26, 2006 روی 8:43 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت
دكتر موسوي ميگفت:اختلالشخصيت جزء نقاط تاريك روانپزشكي استوروانپزشكان چون كار زيادي در انجا نميتوانند بكنند ان فيلد را دوست ندارند.اما من هميشه عاشق كار با سويههاي تاريك انسانها هستم.چون در انجا سوالهاي بيشتري مطرح ميشوند.از طرفي شايد هيچكس جرات ورود به مباحث تخصصي روانپزشكان مثل”اسكيزوفرني”را نداشتهباشد اما بسياران هستند كه در مورد شخصيت واختلالات ان نظراتي دارند.در رفرنس تخصصي روانپزشكي كاپلان اختلال شخصيت را به 3 دسته تقسيم ميكنند.در هر گروه تعدادي زيرگروه است كه تشابهاتوتفاوتهايي دارند.نكته جالب براي من ان است كه اگر شخصيت واختلالات ان كمتر قابل دستكاري استواز طرفي اكثر بزهكاران اجتماعي در كلاستر بي(cluster b)از اختلالات شخصيت قرار ميگيرند(كه عمدتا يا انتيسوشيال يا بوردرلاينborderline هستند)پس اين وسط انها چقدر در بزهكاربودنشان مقصرند؟
تاحالا يك انتيسوشيال يا بوردرلاين ديدهايد؟اگر با اين عنوان نديده باشيد حتما بدون عنوان نمونههاي بيشمار سراغ داريد.ايا با انها از نزديك همصحبت شدهايد؟ميدانيد غمانگيزترين چيز چه ميتواند باشد؟كسي كه ميخواهد انتيسوشيال نباشد اما نيروي دروني وي انقدر قوياست كه هر لحظه بايد جنگخونيني را در درون خود تحمل كند.شما يك داستان هاليوودي را نميخوانيد!اينها تجربيات شخصي من(هر چند خاموناقص) است.
كساني كه از IQ بالايي برخوردار باشند ميتوانند اختلال شخصيت خود را تامدتها از همگي مخفي كنند.اين بسيار خطرناك است.پزشك متخصصي را ميشناسم كه كرايترياي انتيسوشيال را كامل دارد.به نظر شما اين خطر بزرگي نيست؟حال تصوز كنيد اين اشخاص در مناصب حساس گماشته شوند.
كساني كه بطور مشخص علايم اختلال را ندارند اما زمينه مساعد دارند چه؟اصلا مرز بين شخصيت و اختلال ان كجاست.ما با يك طيف جذبي روبرو نيستيم بلكه يك طيف پيوسته كه در يك سر ان شخصيت ودر انتهاي ديگرش اختلال شخصيت است.
اين موضوع را بسيار دوست دارم.!!
پیوند پایدار
« داده های پیشین ·
مطالب بعدی »