هرچقدر تلاش ميكنم كه در اين مورد ننويسم اما باز هم انگار عذاب وجدان نميگذارد.نميدانم علت اخراج دكتر بشيريه چيست؟ فقط اين را ميدانم كه در دوران دانشجويي، دكتر بشيريه تنها كسي بود كه نوشتههايش در مورد سياست را با جديت دنبال ميكردم.چون او جزء معدود كساني بود كه « انديشه سياسي» را در نوشتههايش آموزش ميداد.چند كتاب از او خواندم و بسيار به او مديونم. همانگونه كه نميدانم رامين جهانبگلو چگونه ميتواند خائن به مملكت باشد؟!! وقتي كه هربار نامش را در ذهنم مرور ميكنم به كتابهايي ميرسم كه در آن با بزرگترين انديشمندان و فيلسوفان معاصر مصاحبه كرده بود و همچنين كتابي كه در مورد گاندی و عدم خشونت نوشته بود.
بدرفتاری با دانشجويان، زنان و… همگي قابل تحمل است-حتي اگر 100% ناعادلانه باشد.اما اخراج كساني چون دكتر بشيريه اشك در چشمانم جمع ميكند. آنها گنجينههای ما هستند.
تن رنجور ما، تمام دانشجويان،زنان و… تقديم شما. اما سمبلهاي تفكر، خرد و دانايي را از ما نگيريد.

Digg/mhmazidi
Flickr/mhmazidi
Myspace/mhmazidi
Facebook/mhmazidi
Virb/mhmazidi
Twitter/mhmazidi
YouTube/mhmazidi
Last.fm/mazidi
Del.icio.us/mhmazidi
Wikipedia/mhmazidi
GMail/mhmazidi
coComment/mhmazidi
Technorati/mhmazidi
MyBlogLog/mhmazidi
علي جباري گفت
برای کشتن تفکر از هیچ روشی دریغ نمی کنند.
- هیچ روشن فکری در طول تاریخ یک روحانی را نکشته است. ولی روحانیون تا می توانستند و قدرت داشتند، روشن فکران را کشتند و می کشند.