دكتر بشیریه

هرچقدر تلاش مي‌كنم كه در اين مورد ننويسم اما باز هم انگار عذاب وجدان نمي‌گذارد.نمي‌دانم علت اخراج دكتر بشيريه چيست؟ فقط اين را مي‌دانم كه در دوران دانشجويي، دكتر بشيريه تنها كسي بود كه نوشته‌هايش در مورد سياست را با جديت دنبال مي‌كردم.چون او جزء معدود كساني بود كه « انديشه سياسي» را در نوشته‌هايش آموزش مي‌داد.چند كتاب از او خواندم و بسيار به او مديونم. همانگونه كه نمي‌دانم رامين جهانبگلو چگونه مي‌تواند خائن به مملكت باشد؟!! وقتي كه هربار نامش را در ذهنم مرور مي‌كنم به كتابهايي مي‌رسم كه در آن با بزرگترين انديشمندان و فيلسوفان معاصر مصاحبه كرده بود و همچنين كتابي كه در مورد گاندی و عدم خشونت نوشته بود.

بدرفتاری با دانشجويان، زنان و… همگي قابل تحمل است-حتي اگر 100% ناعادلانه باشد.اما اخراج كساني چون دكتر بشيريه اشك در چشمانم جمع مي‌كند. آنها گنجينه‌های ما هستند.

تن رنجور ما، تمام دانشجويان،‌زنان و… تقديم شما. اما سمبلهاي تفكر، خرد و دانايي را از ما نگيريد.

۱ دیدگاه »

  1. برای کشتن تفکر از هیچ روشی دریغ نمی کنند.
    - هیچ روشن فکری در طول تاریخ یک روحانی را نکشته است. ولی روحانیون تا می توانستند و قدرت داشتند، روشن فکران را کشتند و می کشند.

خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته · URI دنبالک

نوشتن دیدگاه