واژه «پير» برای شما بيانگر چيست؟ در گذشته اين واژه اندكی رنگ تقدس داشت.اثار آن را نيز ميتوان در اين جمله ديد:« پير شي بابا! » .امروزه اين واژه ممكن است در ذهن بسياری از جوانان بيانگر امری منفي ؛ يعني ضعف و ناتوانی باشد.اما اين واژه در ذهن من خالی از هر دو جايگاه ارزشي- مثبت و منفی- فوق است.برای من يك واژه علمی-پزشكي است.
بر طبق دستهبندی پزشكي، تا سنين 45-40 سالگي جزء جوانی حساب ميشود. سنين 45 تا 65 سالگي « ميان سالی» است و به سنين بالای 65 سال «پيری» گويند.اكنون برخلاف گذشته ديگر سنين 65 و حتي در بعضي از كشورهای غربي سنين 85 نيز در عين مساوی بودن با پيری ، هرگز مساوی با ضعف و ناتوانی ارزيابي نميشود.
اين همه مقدمهچيني كردم تا بگويم كه اكنون يك «پير» در جمع ما هست.-در همان معنای پزشكي كلمه. يك نمونه گرانبها و باارزش از نسل جديد پيران اين كشور با 68 سال سن.ايشان با اسم آرام در وبلاگ 7 شهر عشق مطلب مينويسند.فكر نميكنم احتياج به گفتن باشد كه آشنايي با اين وبلاگ يكي از هيجانانگيزترين اتفاقات زندگی وبلاگی من باشد.از هم اكنون اين وبلاگ جزء 10 وبلاگ باارزش در تمام وب برايم شده است.علت؟
افراد در سنين بالا عموما كمتر حوصله چيزهای جديد را دارند.اما رسانه اينترنت برای اين دسته جذابيت جداگانهای داشته است.نمونههایی اندك از توجه پيران به اينترنت ديده شده است.اما در كشور ما اين نمونهها بسيار كم هستند.فايده اين موضوع چيست؟ شايد كلمه « درمان» واژه مناسبي نباشد؛ چون كه اين كلمه بيانگر يك بيماری از قبل ميباشد.در صورتی كه در اينجا هيچ بيماری وجود ندارد، اما ديده شده كه وبلاگنويسي- و كلا استفاده از اينترنت- در اين دسته سني تاثيرات درمانی -نه در مفهوم بيماری/درمان – دارد.بلكه تاثيرات مثبت آن از جايي ديگر است.معمولا سنين بالا همراه است با كاهش ارتباطات شخص با اطرافيان (كاهشي كه گاه اجباری است و گاه اختياری). اين كم شدن ارتباط بر روی كاركرد اشخاص در سنين بالا تاثيرات بسياری دارد.اما اكنون به لطف اينترنت اين دسته از افراد ميتوانند با طيف وسيعي از انسانها در سنين مختلف و مكانهای مختلف ارتباط برقرار كنند.از اينجاست كه احساس «بودن» ، «مفيد بودن» ، «دوست داشته شدن» و … در آنها تقويت ميشود.پس بنظرم واژه درمان برای بيان اين اتفاقات مناسب نباشد.
از طرف مقابل نسل جديد نيز ميتواند يك ارتباط بسيار جالب و تازهای با نسل گذشته برقرار كند.به همين دليل است كه شخصا اعتقاد دارم وبلاگی مثل 7 شهر عشق بسيار بسيار با ارزش هستند و نه تنها وظيفه بلكه لذت ما در اين است كه از چنين وبلاگهایی با تمام وجود حمايت و پشتيباني كنيم.
من از همينجا اعلام ميكنم كه شخصا با تمام وجود در خدمت اين وبلاگنويس عزيز هستم.اميدوارم خوانندگان فهيم اين وبلاگ و همچنين ساير دوستان وبلاگنويس با سيل كامنتها و ايميلهای محبت آميز اين بزرگوار را تشويق كنند به اينكه بازهم بنويسد و بنويسد كه نوشتن او برای همه ما حكم جواهری گرانبها را دارد.فراموش نكنيم كه تشويق و تقويت ايشان ميتواند بر روی تعداد زيادی از اين دسته سني موثر واقع شود.روزی را تصور كنيم كه پدربزرگ و مادربزرگ ما از طريق اينترنت دوستاني جديد يافته، انرژیی دوباره برای زيستني جديد پيدا كنند و باری ديگر احساس كنند كه هنوز هم در قلبهای ما جای دارند.

Digg/mhmazidi
Flickr/mhmazidi
Myspace/mhmazidi
Facebook/mhmazidi
Virb/mhmazidi
Twitter/mhmazidi
YouTube/mhmazidi
Last.fm/mazidi
Del.icio.us/mhmazidi
Wikipedia/mhmazidi
GMail/mhmazidi
coComment/mhmazidi
Technorati/mhmazidi
MyBlogLog/mhmazidi
vivavida گفت
من انقدر حال می کنم که بعضیا هیچوقت پیر نمی شن . یه آقای مسن تقریبا 50 -60 ساله برا من از انریکه ی گفت و اینکه جرج کلونی چه آدم خوش تیپیه و اینکه نیکول کیدمن راجع بهش چی گفته . من کفم برید یعنی ! چون توقع داشتم اون مرد مسن بشینه فیلمای عهد تیرکمون شاه ببینه و بنان گوش بده ( نه که بنان بد باشه ها . اما خب تقریبا می شه گفت هم دورش بوده ) ولی خیلی حال کردم انقدر از هم صحبتی باهاش لذت بردم که نمی خواستم ازش جدا بشم !!! انگار که داشتم با یه نفر هم سن و سال خودم حرف می زدم.
ٍاحسان گفت
چه دلنشين !
من كه لينك دادم ، هرچند من …… فقط چون خوشم اومد لينكيدم!
بازم از شما ممنون بايت اينكارتون، خيلي كاره خوبيه!
From Tehran, with love! گفت
خیلی جالبه!
منم یه دوست انگلیسی زبان می شناسم که در سن 64 سالگی دلش مثل دل بچه ها با صفا و جوونه! به 5 تا زبان مسلطه و برنامه نویس کامپیوتره هنوز هم فعاله …شعرهای خیلی زیبایی هم می نویسه! گاهی آرزو میکنم منم اگه به سن اون برسم همینطور باشم!
دائم به دختراش می گم قدر باباشون رو بدونن! پدر بزرگ خودم هم همینطور بود.
الان یه سری به هفت شهر عشق زدم …
ما هنوز اند خم یک کوچه ایم!
مهدی گفت
سلام مزیدی عزیز. فقط خواستم بدونی میخونم وبلاگت رو و لذت میبرم.
anarshee گفت
بسیار عالی با دیدنش حال کردیم
آرمان گفت
جدی وبلاگت را دوست دارم!همیشه ایده ها و نظرات نو و جالب!
موفق و فیروز باشی!
یه تیر و چند نشون! « هفت شهر عشق گفت
[...] را تقديم ميكنم. پيدايش كردم: اين هم تقديم به شما: http://mhmazidi.wordpress.com/2007/09/14/aram/ بازهم از اين سهلانگاری بينهايت [...]