تابستان بود.لب مرز بود.من دكتر بودم.آن آمبولانس بود.و سربازی كه راننده آمبولانس بود؛ به همراه استواری كه مسئول بهداری يگان بود.
در گرمای ظهر، در كنار شهر مهران ماموريت به ما ميخورد.وظيفه پزشك مملكت اين بود كه با آمبولانس،استوار بهداری و سرباز راننده آمبولانس به لب مرز برود.در زمينهایی كه پر ازمينهای عمل نكرده بود، زائرانی كه قاچاقی در نيمههای شب ميخواستند از مرز عراق رد شوند به هواي زيارت، تبديل به گوشت چرخ كرده شده بودند.بايد به آنجا ميرفتم و بعنوان پزشك در جمعآوری گوشتها از روی زمين كمك ميكردم.
گرمای 50 درجه سانتيگراد تابستان مهران بر روی جادههای تفتيده از گرما همراه ميشد با آهنگهایی كه حس تهوع را تشديد ميكردند.تنها موزيكهای قابل تحمل در ان فضا، كاستي از افشين بود! آهنگی كه مدام تكرار و تكرار ميشد:
آتيش آتيش اسم اونه…جنس كويرمونه… دست به تنش نخورده… قلبمو ميسوزونه…
ای كاش هيچوقت كليپ آن را نميديدم تا هميشه برايم بوی خون ماسيده بر خاك در گرمای آتشين را ميداد:
چه چشمایی كه خيسه…چه قلبایی كه خونه…

Digg/mhmazidi
Flickr/mhmazidi
Myspace/mhmazidi
Facebook/mhmazidi
Virb/mhmazidi
Twitter/mhmazidi
YouTube/mhmazidi
Last.fm/mazidi
Del.icio.us/mhmazidi
Wikipedia/mhmazidi
GMail/mhmazidi
coComment/mhmazidi
Technorati/mhmazidi
MyBlogLog/mhmazidi
ravanparish گفت
سلام دكتر
نيمه شب پاييزي ات بخير / چه شاعرانه/ الان نزديك چهار صبح هست / گفتم قبل خواب بيام اينجا ببينم چقدر شخم زدي ! فقط بگم اين چيزه رو ببيني كف و خونت قاطي ميشه / دهانمان رو اپرخيد / فردا شب بچه به دنيا مياد / ما بريم يه چيزايي بنويسيم / فيلن
kochebagh گفت
دکترجان خسته نباشی
آقا عجب جهنمیه این مهران! سه سال پیش برای رفتن به عنبات عالیات رفتیم اون جا(البته با کاروان رفتیم!) حالا که فکر می کنم می بینم واقعاً کار سختی داشتین! کار تو اون هوای طاقت فرسا!
kochebagh گفت
دکترجان خسته نباشی
آقا عجب جهنمیه این مهران! سه سال پیش برای رفتن به عتبات عالیات رفتیم اون جا(البته با کاروان !) حالا که فکر می کنم می بینم واقعاً کار سختی داشتین! کار تو اون هوای طاقت فرسا!
زیر خط IT گفت
حالت خوبه دکتر ؟!
Mehran گفت
سلام…نه بابا !!!!!!!!!
چرا اینقدر بد از خودم نا امید شدم ! :دی
raoros گفت
از این داستانا شنیده بودم که چه تلخه
داداشم برام می گفت
چه روزهای سختی …
محمد گفت
Mozilla Fire Fox 2.0.0.8
Download Now
برای دانلود نسخه نهایی از جدیدترین ورژن فایرفاکس به وبلاگ ما بیاید
ورژن : 2.0.0.8
نهایی Final
SunMaster گفت
be salamati fa.wordpress.com az pars online filter shod
SunMaster گفت
man hamidihe boodam… oonja basi bad tar bood oza dr… taze pezeshkyar ham nadashtam
امير گفت
قشنگه ،ولي كاش با اول شخص وارد داستان نمي شديد.
داستان بوي خون ماسيده ميده ، كاش فقط ماسيدشو مي گفتيد نه خونشو .
و كاش اين اتفاق پايان يه تراژدي يا درام بلند بود نه سفري براي هيچ!!