ماهها قبل از اين كه اين وبلاگ را شروع كنم، برحسب كنجكاوی وبلاگی در بلاگر ايجاد كردم و سعي كردم در آنجا برای يادگيری وبلاگنويسي تلاش كنم.برای شروع به سراغ نوشتههای نيچه رفتم.چشمتان روز بد نبيند! مجبور بودم برای هر كلمه 600 سال فكر كنم و 1000 سال زحمت بكشم تا بتوانم انها را تايپ كنم.نتيجه دو مطلب كوتاه بود.امروز وقتي داشتم هارد كامپيوتر را ترو تميز ميكردم اين دو نوشته را ديدم.بد نيست جهت تنوع و ثبت در تاريخ!! اينجا بگذارم:
“چيزي به نام بديده اخلاقي وجود ندارد انچه هست تفسير اخلاقي بديدهاست.”
اينجا برسبكتيو مطرح مي شود.اين كه ما از چه زاويه اي به ان بديده نگاه ميكنيم در نوع قضاوت مان موثر بوده و ان تشكيل دهنده تفسير اخلاقي ما از ان بديده خواهد بود.زاويه ديد يك شخص مذهبي و يك غير مذهبي متفاوت بوده در نتيجه تفسير انها از بديده ها فرق دارد ..همچنين يك غربي و يك ايراني تفاوت ديدگاه داشته وتفسير هاي متنوعي خواهند داشت.
وقتي فقط تفسير اخلاقي وجود داشته باشد ايا باز هم مي توان از حقيقت يكتا سخن گفت؟اينجاست كه بي نهايت حقيقت خواهيم داشت كه گاه با هم متنافر و گاه متضاد خواهند بود. از اينجاست كه هر كس بر طبق برسبكتيو ي كه از اخلاق(بخوانيد زندگي-حقيقت) دارد بديده ها را تفسير مي كند.
من اگر بتوانم بجاي داشتن فقط يك زاويه ديد 2 3….و.. زاويه ديد داشته باشم انگاه افق نگرش من گسترده تر خواهد شد.اما اين افق هيچگاهبه تملك من در نخواهد امد.

Digg/mhmazidi
Flickr/mhmazidi
Myspace/mhmazidi
Facebook/mhmazidi
Virb/mhmazidi
Twitter/mhmazidi
YouTube/mhmazidi
Last.fm/mazidi
Del.icio.us/mhmazidi
Wikipedia/mhmazidi
GMail/mhmazidi
coComment/mhmazidi
Technorati/mhmazidi
MyBlogLog/mhmazidi
ماهی گفت
و اینجا بود که عبارت ” به نظر من” وارد گفتمانهای ما شد.