آرشیو براینوامبر, 2007

حمايت از نقض كپی‌رايت در بالاترين

( قسمت نخست را مي‌توانيد در اينجا بيابيد. همچنين لينك آن در بالاترين )….ادامه بحث:

اگر يادتان باشد در جريان اتفاقي كه برای وبلاگ “يك پزشك” در بالاترين افتاد ، اگرچه دوستان يك پزشك اعتقاد داشتند كه به ايشان بي‌احترامي شده و همچنين اعتقاد داشتند كه دكتر هميشه سعي مي‌كند لينكهای منابع را بگذارد، اما هرگز منكر اهميت رعايت “كپی‌رايت” نبودند.آنها نيز همانند ديگران - ناگفته- تاكيد داشتند كه اگر نقض كپي‌رايت- حتي از جانب بزرگواری چون دكتر- صورت پذيرد قابل دفاع نيست.

همچنين اگر خاطرتان باشد آن لينك جنجالي را يكي از فعالان معتبر بالاترين، در بالاترين قرار داده بود و تعداد زيادی از افراد شناخته‌شده در بالاترين- لااقل شناخته شده براي اكثر وبلاگ‌خوانان و وبلاگ‌نويسان - به آن لينك رای مثبت دادند.همه اين عزيزان در كامنتها و در جاهاي ديگر تاكيد داشتند كه هدفشان از تاييد ان لينك بي‌احترامي به دكتر نبوده بلكه مي‌خواهند با اين امتياز مثبت به همگان ياآوری كنند كه نسبت به موضوع “كپی‌رايت” حساس هستند. اكنون توقع عمومي از اين عزيزان افزايش يافته است.واضح است كه پس از اين قضيه، عزيزاني كه در بالاترين بر كپي‌رايت تاكيد دارند بايد در عمل نيز آن را ثابت كنند. خوشبختانه تاكنون چنين بوده و بعد از اين نيز چنين خواهد بود.

اما… موارد معدودی نيز ديده مي‌شود كه بهتر است بجای اسم بردن از مورد خاص، آن را به صورت امر كلي بيان كنيم. امروز كه به بالاترين سر زدم، لينكي را ديدم كه ارجاع به مطلبي داشت كه در ان مطلب يك نرم‌افزار بصورت غيرقانوني در دسترس كاربران بود.اينكه همه ما گاه نيازمند استفاده از نرم‌افزارهای غيرقانوني هستيم به جای خود قبول.همچنين لينكي كه ارجاع به چنين محتواهايي مي‌دهد در بالاترين قرار گرفته را مي‌توان توجيح كرد و گفت : نياز به وقت است تا اين رفتار در طولاني مدت تصحيح شود. از ديگر سو، اينكه من ِ نوعي، براي جلوگيری از سوءتفاهم و احيانا اين كه دوست بالاتريني ِ من از دريافت منفي از طرف من ناراحت نشود، منفي به او ندهم : باز هم مي‌توان آن را قبول كرد.

اما يك چيز برايم قابل حل نيست: اينكه من عميقا به رعايت كپی‌رايت معتقد باشم ولی باز -بعد از اين همه مشاجره- به لينكي كه واضحا نقض كپي‌یايت مي‌كند امتياز مثبت بدهم جاي سوال دارد.

پيشنهاد:  من يك پيشنهاد ساده دارم. مسدود كردن نوشته‌هايي كه چنين محتوايي در بالاترين ارائه مي‌كنند، شايد چندان موثر نباشد.از طرفي اين كه كاربران را مجبور كنيم كه چنين لينكهايي نگذارند: آنهم شايد موفق نباشد. از طرفي اگر از همه بخواهيم كه به چنين لينكهايي منفي دهند ممكن است جو بي‌اعتمادي، بدبيني و دلخوری گسترش يابد( كه اين نه تنها سازنده نيست بلكه مخرب نيز هست). اما روش ديگری است كه بنظرم از همه بهتر است.

عمل كنيم: فرض كنيم من( يعني مزيدي) در بالاترين ، انرژی زيادی دارم، شناخته شده‌ام و جزء كاربران فعال در بالاترين هستم. در بالاترين لينكهاي مختلف را چك مي‌كنيد.به لينكي مي‌رسيد كه واضحا نقض كپي‌رايت مي‌كند.در ليست كساني كه به اين لينك مثبت داده‌اند، اسم من را مي‌بينيد. خوب حالا چكار كنيد؟ بنظرم اصلا لازم نيست به اين لينك منفي بدهيد؛ تنها كافي است به قسمت كامنتها برويد و من را با اسم مخاطب قرار دهيد و به شيوه كاملا مودبانه به من يادآوری كنيد كه:

جناب مزيدی. شما به لينكي امتياز مثبت داده‌ايد كه نقض كپي‌رايت مي‌كند و يك نرم‌افزار غيرقانوني را ارائه مي‌نمايد.آيا من درست متوجه شده‌ام؟

اين طرز برخورد بنظرم سازنده‌ترين راه است.چرا؟ چون در اينجا شما نوك انتقاد را متوجه سايت مربوطه يا حتي كسي كه لينك را درج كرده نمي‌كنيد.بلكه انتقاد را به سمت كساني مي‌كشانيد كه با حمايت معنوي خودشان از نقض كپي‌رايت - آگاهانه يا سهوي -منجر به ادامه اين مسير مي‌شوند. همچنين شما با گفتن كلمات بالا بدون اينكه موجب ناراحتي مخاطب خود- اينجا مزيدی!- بشويد و بدون اينكه در حق او قضاوت كنيد، به او متذكر مي‌شويد كه در يك رفتار اشتباه مشاركت داشته. بيان مطلب به صورت پرسشي اين امكان را برای من ِ مخاطب مي‌گذارد تا اگر- بر فرض- شما نكته‌ای را غفلت كرده باشيد؛ يا احيانا من مسئله‌ای خاصي را مدنظر قرار داده باشم، بتوانم آن را در جواب به سوال شما مطرح كنم.

با اين حال: فراموش نكنيم كه فرهنگ‌سازی چيزی نيست كه به يكباره رخ دهد.نياز به مداومت و از همه بيشتر صبوری دارد.پس اگر دوست داريم موجب ارتقا فرهنگ عمومي كاربران شويم بايد هم صبور باشيم و هم پرتلاش.

(9) دیدگاه

ویژوالایز

دقت كرده‌ايد چند روزی است كم مي‌نويسم؟ چند روز ديگر نيز حتما چنين خواهد بود! علت ساده است: يكي از ان گم‌گشتان قديمي را يافته‌ام. تا مدتها مشغول اين ويژوالايز خواهم بود.

به خاطر داريد مدتي قبل در مورد http://ffffound.com/ نوشتم؟ يك سايت عالي براي يافتن عكسهاي زيبا در سطح وب.تنها نقطه ضعف سايت فوق عدم امكان رجيستر در ان برای عموم بوده است(كه فكر كنم موقت باشد).اگر چنين امكاني بود هركس مي‌توانست اكانت داشته باشد و عكسهاي مطلوبش را بوكمارك كند.visualizeus

ويژوالايز دقيقا همين امكان را دارد به همراه امكانات جذاب بسيار ديگر.ابتدا كه وارد سايت شديد، توصيه مي‌كنم حتما در ان ثبت‌نام كرده و يك اكانت براي خود ايجاد كنيد.پس از آن شما مي‌توانيد در نقاط مختلف سايت بگرديد و عكسهاي مطلوب خود را كه قبلا در ويژوالايز ايندكس شده ، بوكمارك كنيد. اگر هم عكس جذاب مي‌شناسيد كه ايندكس نشده ، مي‌توانيد به راحتي لينك ان را در سايت وارد كنيد.

روش بوكمارك كردن: ماوس را بر روی هر عكس كه ببريد در گوشه بالا و سمت چپ دو ايكون ظاهر مي‌شود.يكي از آنها علامت + است.با كليك بر روی آن به صفحه بوكمارك مي‌رويد.در انجا مي‌توانيد تنظيمات مورد نظر را انجام دهيد.اگر هم نخواستيد بوكمارك كنيد و فقط مي‌خواهيد عكس را ببينيد كافي است ماوس را به قسمتی از عكس بگشانيد و بر روی ان كليك چپ كنيد(در همانجا باز مي‌شود) يا كليك مياني(در صفحه ديگر).

سايت ظاهر بسيار بسيار ساده و جذابي دارد.اما برخلاف ظاهر ساده آن ، آنقدر نكات ريز دارد كه مي‌توان در موردش 10-20 پست خوب نوشت.فعلا با سايت ويژوالايز آشنا شويد تا بعد. فراموش نكنيد كه سايت، گزينه‌اي به نام private دارد كه با انتخاب آن، عكس مربوطه بصورت خصوصي فقط و فقط براي خودتان ايندكس مي‌شود؛ در هيچكدام از لينكها نمايش داده نمي‌شود و دوستان شما نيز نمي‌توانند متوجه شوند كه شما آن عكس را بوكمارك كرده‌ايد.

برای شروع بد نيست به اكانت من در ويژوالايز نگاهي بياندازيد. از اين به بعد-تا اطلاع ثانوي- اكثر فعاليتهايم كه مرتبط با تصوير است در اينجا متمركز خواهد شد.اگر تمايل داشتيد مي‌توانيد هر روز من را در همين لينك بيابيد.

لينكهاي بيشتر: برترين تصاوير    - بوكماركهای اخير

(7) دیدگاه

جنون وردپرس

يا من دچار توهم شده‌ام يا الكسا ديوانه شده يا اينكه واقعا اتفاقي در حال رخ دادن است! چند وقتي است كه يكي از سرگرمي‌هايم اين است كه هر دو روز يكبار سری مي‌زنم به ليست 100 سايت برتر اينترنت در ايران.

اتفاق عجيبي است! تقريبا هر دفعه كه نگاهي مي‌اندازم سايت وردپرس دات كام دو پله صعود مي‌كند!يادتان هست همين چند روز قبل در وبلاگ نوشتم كه در رده 56 است؟ سپس شد 44 .دو روز بعد شد 42. ديروز كه دوباره چك كردم شده بود 38 !!  چه اتفاقي در حال رخ دادن است؟ يعني واقعا رشد وردپرس دات كام در وبلاگستان فارسي اينقدر انفجاری است؟

عجيب آنكه بقيه سايتها تغييرات چنداني نمي‌كنند. چه عواملي سبب بروز اين ترافيك افزايش يابنده شده‌ است؟ وبلاگ‌هاي قديمي وردپرس دات كام ، تقريبا ترافيك ثابتي دارند.  شايد مربوط به علل ديگر باشد:

1- وبلاگهاي جديد بسيار زيادی در وردرس به تازگي تاسيس شده‌اند.شايد قسمت اصلي ترافيك اخير، مربوطه به همين دسته از وبلاگها باشد.

2- در بالاترين، بارها ديده‌ام كه لينكي از وبلاگهاي انگليسي زباني كه در وردپرس دات كام هستند- اغلب لينكهاي حاوي عكس- و بخصوص وبلاگ دپوتي ، با امتيازات و ترافيك خوبي مواجه مي‌شوند.شايد اين نيز موثر باشد.

3- همچنين فراموش نكنيم كه لينكهاي بسياری از وبلاگهاي فارسي وردپرس دات كام، در بالاترين مورد استقبال قرار مي‌گيرند.

حالا چند سوال دارم:

الف- بنظر شما چه علل ديگری موجب اين جهش ترافيكي اخير شده‌اند؟

ب- اين رشد تا كي و كجا ادامه خواهد يافت؟ به عبارت ديگر وردپرس دات كام تا چه پله‌اي حداكثر مي‌تواند صعود كند؟ در چه مدت زماني؟

ج- عوامل كمك‌كننده و بازدارنده در اين روند چه چيزهايي مي‌تواند باشد؟ 

(18) دیدگاه

كپی رایت، بالاترین و دیگر هيچ

از خوانندگان گرامي بدليل طولاني بودن مطلب عذر مي‌خواهم:

امروز وقتي به بالاترين سر زدم در قسمت لينكهای برتر به مطلبي برخوردم كه همراه با واكنشهای فراوان - و گاه تندی - بود. مطلبي كه سعي داشت موضوع نقض كپي‌رايت در بالاترين را مطرح كند. لحن نوشته تند بود.فارغ از اين كه نويسنده مطلب- بدليل تذكر دادنهای قبلي به ساير كاربران- حق داشت عصباني باشد يا نه؛ اجازه دهيد به آن مطلب لينك ندهم.چرا كه اتمسفر پيرامون آن مطلب بسيار عصبي و متشنج است و ممكن است بجای آرامتر و منطقي‌تر شدن ماجرا، آتش خشم و كينه را شعله‌ورتر كند.

مدتي قبل در طی جنجال ماجرای “يك پزشك در بالاترين” در حالي كه مخالفان تاكيد داشتند كه در اين جريان به نويسنده وبلاگ “يك پزشك” اهانت شده است، موافقان با قبول لحن نامناسب نوشته، تاكيد فراوانی بر رعايت حق كپي رايت داشتند. همان اتفاق اينبار به فرم ديگری - البته با تفاوتهاي فراوان- در حال ظهور است. موافقان از عدم رعايت كپي‌رايت مي‌گويند و اين مورد را با عصبانيت و  افشاي نامهای حقيقی - كه مصداق نقض حريم شخصي است- همراه كرده‌اند.طبيعي است كه مخالفان نيز بر مواردی چون بي‌احترامی، بكار بردن كلمات ناشايست و افشاي شخصيت حقيقی افراد انگشت بگذارند. در اين شرايط هرگز دو گروه نمي‌توانند با هم ديالوگ سالمي برقرار كنند.

توصيه: كوچكتر از آن هستم كه بخواهم توصيه كنم.اما اگر نظر من را مي‌خواهيد، به مدت 24 يا حتي 48-72 ساعت بگذاريد اين موضوع همين طور بدون هيچ اظهار نظری از طرفين راكد بماند. مطمئنا در طی 48-72 ساعت آينده خشم و ناراحتي بسياری از طرفين ماجرا فروكش مي‌كند.

آن وقت: بياييم از ابتدا ماجرا را كالبدشكافي كنيم:

- همه موافقيم كه ” نقض كپي‌رايت بد است” .

- بياييم همه توافق كنيم كه اكثر كاربران در وبلاگستان و بخصوص بالاترين عامدانه نقض كپي‌رايت نمي‌كنند.اگر تاكنون چنين كاری انجام مي‌شده يا از سر اشتباه بوده يا سهل‌انگاری.

- قبول كنيم كه كاربران داخل كشور نمي‌توانند از فردا صبح كه از خواب بيدار شدند، در 100% موارد قانوني رفتار كنند و كپي‌رايت را همانند كشورهاي پيشرفته مو به مو رعايت كنند.

- قبول كنيم كه بسياری از محصولات كه بعنوان “دارايي‌هاي معنوي” شناخته مي‌شوند در داخل كشور ما بدلايل فراوان قابل دسترس نيستند: تحريم، گراني و… كاربران داخل كشور نمي‌توانند از فردا تمام فيلمها، موزيكها، نرم‌افزارها و … را به قيمت اصلي و بصورت اوريجينال استفاده كنند.گراني سرسام‌آور اين محصولات و همچنين عدم توانايي براي تهيه اين محصولات بدليل تحريم‌هاي همه‌جانبه سياسي-اقتصادي  و بسياری معضلات ديگر در اين بين دخيلند.

- اما از طرف مقابل: بپذيريم كه اين وضعيت نبايد بهانه‌ای شود براي ما تا هربار با توسل به اين مشكلات، رفتارهای نادرست را در خود تقويت كنيم.

مثالي مي‌زنم: در شرايطی زندگی مي‌كنيم كه اگر غذا نخوريم مي‌ميريم.غذاي لذيذي مي‌يابيم كه مي‌توانيم هرچقدر دلمان خواست از آن بخوريم،اگرچه الان صاحب آن غذا نيست، ولي قبلا به ما گفته كه اجازه نمي‌دهد حتي يك ذره از غذاي او را استفاده كنيم. بنظرم در اينجا چند كار مي‌شود كرد:

1- اصلا غذا نخوريم، حتي اگر به قيمت مرگمان تمام شود: من اين راه را پيشنهاد نمي‌كنم.

2- بخوريم.اما با كمترين مقدار.در حدي كه از مردن جلوگيری كند.

3- هرچقدر دلمان مي‌خواهد بخوريم. ممكن است صاحب اين غذا، اين غذا را از دسترنج من و ما بدست اورده باشد؛ اصلا مگر او كيست كه در مورد مرگ و زندگي من تصميم بگيرد؟ ؛ خودش چگونه اين غذا را بدست آورده ؟ و ….

مشخص است كه من گزينه 2 را پيشنهاد مي‌كنم.

اما همه اين حرفهاي گقته شده تاكنون، كليات مسئله بوده‌اند.اين كه حدود و ثغور موارد ذكر شده كجاست ؟ در چه مواردی نقض كپي‌رايت را -با اين كه قلبا از آن ناراحتيم؛ با اين كه مي‌دانيم كار زشتي است ، اما مجبور به اين كار هستيم- انجام بدهيم؟  و… همگي سوالاتي است كه بايد بحث‌هاي فراوان و مفصلي در مورد آن انجام پذيرد.

همانگونه كه بارها در اين وبلاگ نوشتم ، هيچكدام از اين مباحث به سرانجام مطلوب خود نخواهند رسيد مگر آنكه عصبانيت، تهمت، اهانت ، كدورت و درشت‌گويي را كناری بگذاريم.با خونسردی و حفظ آرامش مسايل را بازكنيم. اگر تاكنون اشتباهات مكرری را از ديگران ديده‌ايم، فراموش كنيم و با رويي گشاده سعي در ايجاد فضايي گفتماني كنيم. من اين مرحله را به يك مرحله گذار تشبيه مي‌كنم.همانند تمام مراحل گذار، اينجا نيز عصبيت، واكنشهای تند و احساسي جزء ذاتي قضيه خواهد بود. بايد اين وضع را پذيرفت و با شكيبايي خود را براي عبور از اين مرحله آماده كرد.

همچنين مدتي است كه سايتهاي موزيك نيز يكي پس از ديگری بسته مي‌شوند. اينكه چرا بسته مي‌شوند؟ چه كساني اين كار را مي‌كنند؟ فوايد و مضرات ان چيست؟ در جاي خود محفوظ. اما يكي از بركات اين اتفاق اين است كه شايد كم‌كم شروع كنيم به رعايت كپي‌رايت در صنعت موزيك. چيزی كه پذيرش آن حتي براي كاربران غربي نيز تا حدود زيادي مشكل است.با اينحال مجموع اين اتفاقات در چند وقت اخير مي‌تواند فتح بابي باشد بر مساله “كپي‌رايت” و مفهوم آن در بين كاربران فارسي‌زبان اينترنت.

- اما در مورد بالاترين : ببينيد! اگر شما به آمار پربازديدترين دامين‌هاي اينترنتی در بين كاربران فارسي زبان- از ديد سايت الكسا-  مراجعه كنيد، دو سايت را در بين 20 سايت اول مي‌بينيد كه مختص دانلود محصولاتي هستند كه اكثر آنها كرك شده‌اند. اين نشان دهنده محبوبيت بالای اين قبيل سايتها و نوع فعاليت آنها در بين كاربران ايراني است. نمي‌‌توان به سرعت برق و باد اين خصلت را تغيير داد بلكه نياز به فرهنگ‌سازی در طولاني مدت دارد. همچنين بدلايل متعدد برای اين دو سايت تا مدتها مشكل آنچنانی ايجاد نخواهد شد.

اما وضعيت بالاترين  متفاوت است. بالاترين سايتي است كه در خارج از ايران قرار دارد، تيم بالاترين و كاربران آن چه بخواهند چه نخواهند ملزم به رعايت تك‌تك قوانين بين‌المللي “كپي‌رايت” هستند. اينجا ديگر بحث ميل من يا شما نيست.قوانين بين‌المللي كاملا واضح و شفاف هستند و در مورد كپي‌رايت بينهايت سخت‌گير. موسسات بين‌المللي هنوز بر روی فعاليت بالاترين حساس نشده‌اند. اما اگر روزی برحسب تصادف به آن حساس شوند مي‌توانند به سادگي از ادامه فعاليت بالاترين جلوگيری كنند. اگر واقعا بالاترين را دوست داريم بايد به اين نكته مهم نيز توجه كنيم.

نظر شخصي من اين است: نمي‌توان يك سايت را براي معرفي تنها يك نرم‌افزار كرك شده، در بالاترين مسدود كرد. حتي معتقدم سايتهايي كه اكثر مطالب آنها مربوطه به فايلهاي كرك شده است را مسدود نكنيم.بلكه تنها پُست‌هايي كه در ان به معرفي يك نرم‌افزار كرك شده پرداخته شده است، در بالاترين ممنوع شوند. مثلا من ممكن است تمام مطالب وبلاگم حاوي فايلهاي كرك نرم‌افزار باشد؛ كاربران بالاترين بايد از لينك دادن به اين مطالب ممانعت كنند. اما اگر در بين اين همه مطلب؛ من فقط يك پست نوشتم كه در آن فايل كركي قرار نگرفت، نه تنها اجازه داده شود كه آن مطلب به بالاترين ارسال شود بلكه اين كار تشويق هم شود.

اين يك اصل روانشناسانه است: شما رفتارهای اشتباه يك فرد را ممنوع مي‌كنيد و در مقابل به رفتارهای خوب او پاداش مي‌دهيد هرچند آن رفتار كوچك باشد.

اين ساده‌ترين راه برای شروع تقويت يك رفتار مثبت در بين كاربران است.

ادامه دارد…

(5) دیدگاه

سرطان رحم

دقايقي قبل اولين مطلب را برای وبلاگ مبارزه با سرطان نوشتم. شما مي‌توانيد اين مطلب را اينجا بخوانيد. همانگونه كه در آنجا نوشته‌ام، مطلب كوتاه و مقدمه‌اي است به سرطان اندومتر رحم در زنان. اگر شما نيز تمايل به همكاری در اين وبلاگ گروهي داريد مي‌توانيد با امين ثابتي عزيز  در وبلاگش يا  وبلاگ مبارزه با سرطان تماس بگيريد

برای اين كه ساير عزيزان نيز با اين حركت وبلاگی آشنا شوند لينك مطلب مربوطه را در بالاترين گذاشتم: https://balatarin.com/permlink/2007/11/28/1182203

۱ دیدگاه

عكس روز 12

يك لحظه همه مطالب سياسي و آی‌تی و … را از ذهن خود پاك كنيد. براي چند لحظه خيره شويد در چشمهاي يك معجزه از دل طبيعت:

Axl Rose

(10) دیدگاه

فلسفه تم‌های وردپرس

مدتي است كه وردپرس تبديل به محبوبترين - ونه فراگيرترين- پلتفرم وبلاگ‌نويسي شده است. امكانات فراوان وردپرس در كنار سادگي آن موجب شده طيف وسيعي از وبلاگها به سمت اجزاء مختلف اكوسيستم وردپرس كشيده شوند( در وبلاگستان جهاني)

يكي از اين اجزاء ، تم‌های وردپرس هستند. اگر خواننده قديمي اين وبلاگ باشيد احتمالا متوجه شده‌ايد كه بارها بر اهميت تم‌های وردپرس تاكيد كرده‌ام. ممكن است سوالات متعددي در ذهن شما ايجاد شده باشد.سعي مي‌كنم به چندتا از اين سوالات پاسخ دهم.اگر سوال ديگری هم در ذهن شما بود، خوشحال مي‌شوم در كامنتها بيان كنيد تا آنها را نيز به اين ليست اضافه كنم:

1- كلا تم در وبلاگ‌نويسي- فارغ از نوع پلتفرم مورد استفاده- چه اهميتی دارد؟ برخلاف تصور، تم تنها براي زيبايي وبلاگ نيست.همانگونه كه بارها توضيح داده شده، يك تم خوب بايد چشم‌نواز باشد، بيشترين اطلاعات را در كمترين زمان ممكن و به راحت‌ترين روش به خواننده ارائه كند. از طرف ديگر چيزی كه در پس زمينه رخ مي‌دهد SEO بودن يك تم است.يعني اين كه بعضي تم‌ها با موتورهای جستجو دوست هستند و به همين دليل محتوي موجود در وبلاگ به سرعت توسط موتورهای جستجو ايندكس مي‌شوند.در نتيجه كاربران مي‌توانند اين قبيل وبلاگها را راحت‌تر پيدا كنند.

2- شما قبلا گفته بوديد محتوی مهم است و نبايد چندان به ظاهر اهميت داد. آيا تاكيد فراوان بر تم‌ها در تناقض با گفته‌هاي قبلي نيست؟ خير. نگرش من اين است كه ساختار تفكر ما در مورد وبلاگها غلط است.در سطح وسيع و پايه‌اي و كلي ما نيازمنديم كه سرويسهاي رايگان وبلاگ‌نويسي را گسترش دهيم.در حقيقت نقطه شروع وبلاگ‌نويسي بايد اين سرويسهاي رايگان باشد.در سرويسهاي رايگان -مثل وردپرس دات كام- بايد محدوديتهايي در دستكاری قالبها وجود داشته باشد تا من ِ وبلاگ‌نويس تازه‌كار، بجای توجه فراوان به تم وبلاگ، از يك تم ساده و عمومي استفاده كنم.تمي كه اصولي تهيه شده است و مورد تاييد مي‌باشد. به مرور زمان كه توانييهاي من در محتوي افزايش يافت، آنگاه مي‌توان در مورد تم وبلاگ (ظاهر آن) اقدام كرد.

از طرفي تم‌هاي وردپرس مورد بحث در اينجا براي كاربران وردپرس دات كام نيست.نظر شخصي من اين است كه همان تعداد قالب ارائه شده پيش فرض در سرويس وردپرس دات كام براي شروع وبلاگ‌نويسي كافي است. صحبت در مورد تم‌هاي وردپرس، اشاره به كساني دارد كه وبلاگ شخصي دارند. اينها عمدتا كساني هستند كه مدتي را در يك سرويس رايگان فعاليت كرده‌اند، به جايي رسيده‌اند كه احساس كرده‌اند نياز است براي ادامه فعاليت خود به يك هاست و دامين شخصي منتقل شوند.در صورتی كه مثلا براي من هنوز چنين احساسي ايجاد نشده و بعيد مي‌دانم تا پايان عمر وبلاگ‌نويسي‌ام ايجاد شود. در اين مورد بعدا توضيح خواهم داد.

3-  فلسفه انتشار تم‌هاي رايگان براي وردپرس چيست؟ چرا عده‌ای هر روز يك تم رايگان ايجاد مي‌كنند و ان را براي همگان قابل دسترس مي‌كنند؟ آيا اين كار موجب نمي‌شود كه اكثر وبلاگها شبيه هم شوند؟

اجازه دهيد از آخر جواب دهم! خير. اينكار موجب نمي‌شود كه وبلاگها شبيه هم شوند.چرا؟ چون هر روز بر تعداد بيشمار قالبهايي كه براي وردپرس ايجاد شده‌اند افزوده مي‌شود.طيف بسيار بسيار بسيار گسترده‌اي از قالبهای رايگان براي وردپرس وجود دارد كه شما مي‌توانيد از آنها براي وبلاگ خود استفاده كنيد و حتي ان را شخصي‌سازی كنيد.

حالا سوال اصلي : فلسفه اين ماجرا چيست؟ ساده است! همه چيز برمي‌گردد به مهمترين خصوصيت وردپرس بعنوان يك ابزار مديريت محتوي: اوپن سورس بودن وردپرس.

در دنياي اوپن سورس، يك محصول اوپن سورس در دسترس همگان وجود دارد.هركسي مي‌تواند اين محصول را براي خودش شخصي‌سازی كند.از طرف ديگر مي‌تواند اين محصول جديد را براي ديگران هم قابل دسترس كند. چيزی كه در پس اين پروسه وجود دارد يك اقدام اوپن سورس است. حمايت از اين پروسه، در حقيقت حمايت از تفكر اوپن سورس است. پس مي‌بينيد اينجا تنها كار بر روی ظاهر وبلاگ نيست، بلكه تاكيد بر اين جريان، حمايت از يك رفتار اوپن سورس است.

4- آيا انتشار بعضي از تم‌هاي وردپرس كه پولي هستند در تضاد با اوپن سورس بودن وردپرس نيست؟ خير. مدلهاي تجاری در دنياي اوپن سورس بسيار متنوع‌اند. با اينكهاكثر محصولات دنياي اوپن سورس رايگان هستند، اما اين دليل نمي‌شود كه پول درآوردن در دنياي اوپن سورس محال باشد يا مذموم.

5- ما چگونه مي‌توانيم به اين رفتار اوپن سورس كمك كنيم؟ ساده است! اگر تمايل داريد مي‌توانيد با آموختن نكات فني قضيه، شروع به يادگيری چگونگي ايجاد يك تم وردپرس يا فارسي‌سازی يك تم  كنيد. اگر هم مثل من توانايي اين كار را نداريد يا حوصله ان را نداريد، مي‌توانيد با معرفي نمونه‌هايي زيبا از تم‌هايي كه مي‌يابيد به وبلاگستان، تشويقي باشيد براي استفاده از اين تم‌ها. نكته مهم آنكه اگر خودتان تم/ يا تمهايي داريد كه در حال حاضر از آنها استفاده مي‌كنيد يا قبلا استفاده كرده‌ايد، آنها را براي استفاده عموم وبلاگ‌نويسان منتشر كنيد.

تمام اين اقدامات- و اقدامات مشابه ديگر- مي‌تواند منجر به تقويت يك رفتار صحيح در جامعه وبلاگ‌نويسان شود.

نكته: اگر سوالي از جانب عزيزان مطرح شود اين پست مرتبا تكميل خواهد شد.

(3) دیدگاه

میكسی شویم

بعد از معرفي سايت ميكس توسط تك‌كرانچ در چند روز قبل، توجه بسياری از آي‌تي‌نويسان در سرتاسر وب به ميكس جلب شده است. فرصتي داشتم تا اين سايت را تست كنم.

اين مسلم است كه سايتهايي مثل ديگ - و نمونه ايراني ان بالاترين- جايگاه خاص خود را پيدا كرده‌اند و كاربران وفادار خود را دارند. اما سرويسهاي جديد وب امكانات متفاوتي دارند كه ممكن است براي سايرين جذاب باشد. ميكس برخلاف ديگ، مي‌تواند اين امكان را فراهم كند كه كاربران فارسي زبان آن ، در گوشه‌اي از ميكس يك كلوني براي خود ايجاد كنند!

ابتدا به سايت ميكس برويد.در ان ثبت‌نام كنيد.اكانتي به شما اختصاص داده مي شود و از شما مي‌خواهد كه صفحه خود را شخصي‌سازی كنيد.از بين گزينه‌هاي فراوان آن مي‌توانيد ان قسمتهايي كه مورد علاقه‌تان است برگزينيد.مثلا من اينها را انتخاب كردم: photography -internet- tech opinion- design- music و.. در پايان وقتي انتخابهاي خود را تاييد كردم، صفحه نخست ميكس برايم به صورتي درآمد كه هركدام از اين موارد گفته شده، قسمتهاي اصلي را در صفحه شخصي من در ميكس تشكيل دادند. علاوه بر آنها چند قسمت ديگر هم وجود دارد.مثل: برترين تصاوير،برترين ويديوها، برترين پستها.  اما ابنها به همراه امكانات “شبكه اجتماعی ” ميكس ، چيز مهمي- لااقل از ديد كاربران فارسي زبان - نيست. پس نكته كجاست؟

دو خاصيت بسيار مهم دارد:

1- توانايي تشكيل group

2- توانايي اضافه كردن هر گروپ يا شخص يا عنوان يا تگي در سرتاسر ميكس، به صفحه شخصي خود تحت عنوان  add to your mixx

حالا چه اتفاقي مي‌افتد؟

اكنون من يك اكانت در ميكس دارم در اين ادرس. شما مي‌توانيد من را به ليست دوستان خود اضافه كنيد. سپس هرگاه كه به ميكس خود وارد شويد با رفتن به تب your mixx friends مي‌توانيد فعاليتهاي مختلف من را در ميكس پيگيری كنيد: چه لينكهايي وارد كرده‌ام، چه لينكهايي امتياز داده‌ام و…

از طرف ديگر شما مي‌توانيد اكانت من را به صفحه اول ميكس خود اضافه كنيد.در اين صورت تمام فعاليتهاي من در صفحه اول شما ايندكس مي‌شود.

اما مهمترين قسمت كه مي‌تواند بيشترين كاربرد را براي ما -كه فارسي زبان هستيم - داشته باشد، قسمت groups ان است.مثلا من يك گروه ايجاد كردم با عنوان بالاترين. هر فارسي زباني كه در ميكس وارد مي‌شود مي‌تواند در اين قسمت عضو شود و لينكهايش را به اين گروپ نيز بفرستد.تصور كنيد مثلا 30 نفر در اينجا عضو شوند.پس لينكهايي كه هر روز اين 30 نفر به ميكس مي‌فرستند در اينجا ايندكس مي‌شود. من اين گروپ را با استفاده از گزينه add to your mixx  به صفحه اول خودم اضافه كردم.

نتيجه: هر وقت به ميكس وارد شوم در صفحه اول من بخشي وجود دارد به نام “بالاترين” كه تمام لينكهاي ارسالي توسط دوستانم در آن ايندكس شده.

از انجايي كه ايجاد گروپ براي همگان ساده و ممكن است به مرور هر كسي مي‌تواند يك گروپ ايجاد كند .بقيه نيز مي‌توانند صرفا آن را به ليست گروپهاي خود اضافه كنند يا اينكه اگر گروپ معتبري بود حتي آن را به صفحه اول ميكس خود بفرستند.مثلا گروپ ايرانيان

اگر فعاليت فارسي‌زبانها در ميكس زياد شود ممكن است روزی شاهد باشيم  صفحات نخست ما در ميكس، از صدر تا ذيل تنها لينكهاي فارسي باشد!

تفاوت ميكس با ديگ/بالاترين چيست؟ به زبان ساده: در ديگ و بخصوص بالاترين شما چيزی به عنوان صفحه شخصي نداريد-البته اكنون ديگ تغيير كرده. هر دو سايت ديگ و بالاترين همه افراد را به صفحه اول و عمومي خود مي‌فرستند.بعبارت ساده‌تر، صفحه نخست، صفحه عمومي است. در صورتي كه در ميكس صفحه نخست، صفحه شخصي است كه كاملا قابل شخصي‌سازی‍ است، برخلاف بالاترين و ديگ. صفحه عمومي در ميكس بصورت يك تب، تحت عنوان  popular وجود دارد.

شعار هفته: من ميكسي هستم! شما چطور؟

(5) دیدگاه

موزيك در فيس بوك

فيس بوك كم‌كم دارد نقشه‌هايش براي قسمت pages را رو مي‌كند.امروز كه به اكانت فيس بوك خود وارد شدم در قسمت بالای صفحه پيغامي بود كه نشان مي‌داد اكنون musician نيز به جمع استفاده‌كنندگان از pages فيس بوك اضافه شده‌اند. يعني چي؟

يعني اين كه از امروز شما چنين لينكهايي مي‌بينيد: http://www.facebook.com/davematthewsband ، يعني اينكه هرگروه موزيك مي‌تواند يك صفحه مجزا و كامل براي خود داشته باشد.اگر به همان لينك بالا مراجعه كنيد مي‌بينيد كه صفحه مربوطه بسيار كامل و مفصل است: تصاوير، ويديوها، قطعات موزيك، فروشگاه، كنسرت و … همگي در همان يك صفحه به زيباترين شكل ممكن پوشش داده شده‌‌اند.

مدتي قبل فيس بوك برای روزنامه نيويورك‌تايمز يك صفحه مستقيم اختصاص داد.اكنون موزيك هم اضافه شد. بايد ديد حركتهاي بعدي فيس بوك چيست؟

تصور كنيد روزی را كه هر گروه موزيكي ، هر روزنامه و مجله‌ای ، هر … يك صفحه مستقيم در اختيار داشته باشد!

مدتي قبل گروه معروف ” كيوسك” يك صفحه در فيس بوك ايجاد كرد. اكنون با اين امكان جديد مي‌توان اميدوار بود روزی چنين ادرسي داشته باشيم:

facebook.com/kiosk

آيا شما هم برنامه‌ای برای استفاده از اين امكان جديد فيس بوك داريد؟

نكته: اين امكان تنها برای موزيسين‌ها نيست. لينك مستقيم اكنون برای ساير موارد نيز ارائه شده است.مثلا :http://www.facebook.com/joinred

bands, businesses, and products are coming to Facebook

(4) دیدگاه

اختلال شخصيت آنتی سوشيال

مقدمه: پليس مواد فروشها، اراذل، اوباش، هتاكان -و خلاصه هر اسم نامطلوب ديگری كه در ذهن داريد را متصور شويد- جمع مي‌كند، آنها را له و لورده مي‌كند، از آنها فيلم مي‌گيرد، در تلويزيون پخش مي‌كند؛ عقده‌های فروخفته مردم تاحدودي تسكين مي‌يابد، قشر تحصيلكرده كشور نيز به دو دسته تقسيم مي‌شود: گروهي از حقوق انساني مجرمين ياد مي‌كنند و گروهي ديگر ، گروه اول را به روشنفكرنمايي متصف مي‌كنند.مدتي بعد آبها از آسياب مي‌افتد، موضوع جذاب ژورناليستي ديگری اتفاق مي‌افتد- چه مي‌دانم انرژی هسته‌ای يا يك سوتي سياسي يا ورزشي يا هر چيز ديگر- حالا ديگر انگار نه اراذلي بوده نه اوباشي!

اين مي‌شود تخليه هيجاني در سايز و اندازه‌هاي يك كشور. اشكالي هم ندارد.بالاخره وقتي رييس جمهور پوپوليست داريم، دولت پوپوليست داريم، مردم پوپوليست داريم، چرا روشنفكر پوپوليست نداشته باشيم؟ در كسری از ثانيه مي‌توان نسخه طرف را پيچيد و سراغ معضل لاينحل بشری ديگری رفت.

اما چندين ماه بعد، چندين سال بعد، وقتي آمارها را چك مي‌كنيم مي‌بينيم  هيچ چيز تغييری نكرده؟ چرا؟  شايد فراموش كرده‌ايم كه مشكلات بشری را بايد ريشه‌اي ارزيابي كرد، با صبوری تحليل كرد و پذيرفت بسياری از مشكلات راه‌حل قطعي و ضربتي ندارند.

نمي‌خواستم در موضوع مرتبط با اراذل و اوباش وارد شوم: بگذاريم هركار كه دوست دارند بكنند، هر چيزی كه دوست داريد بگوييد. مشكلي با هيچ‌كدام از شما ندارم. تنها مي‌خواهم براي كساني كه ممكن است صبورانه دنبال علت باشند- و نه تجويز دارو و نسخه پيچيدن‌های فوری- چند نكته را بازگويم.

هر رفرنس معتبر در روانپزشكي را كه باز كنيد يك chapter ان به مبحثي اختصاص يافته تحت عنوان : اختلالات شخصيت ” personality disorders ” . در اينجا سعي مي‌كنم مبنا را ، يكي از معتبرترين رفرنسهاي روانپزشكي حال حاضر دنيا- يعني روانپزشكي كاپلان- قرار دهم.

-شيوع اختلاات شخصيت : 6-9 درصد.گاه تا 15 درصد نيز ذكر شده.

-علت: چندعاملي- ژنتيك، بيماريها، سوابق خانوادگي و …

-انواع اختلالات شخصيت: معمولا آنها را به سه دسته اصلي تقسيم مي‌كنند: گروه A , B , C

-در گروه B: يكي از اختلالات شخصيت مطرح در اين دسته: اختلال شخصيت ضد اجتماعی

اختلال شخصيت آنتي سوشيال(ضد اجتماعی):

-شيوع اين اختلال در مردان تا 3% كه ممكن است تا 7% برسد.گزارشها نشان مي‌دهد شيوع اين اختلال در جمعيت زنداني ممكن است تا 75% هم برسد:

ملاك‌هاي تشخيصي اين اختلال: بسيار زياد و پيچيده هستند.برای نمونه:

-ناتوانی برای سازگاری با موازين اجتماعی در ارتباط با رفتار قانوني، كه با دست زدن به اعمال تكراری كه زمينه را برای دستگيری فراهم مي‌كند، تظاهر مي‌يابد.

-فريبكاری، دروغگويي مكرر، استفاده از نامهای غيرواقعي، گوش‌بری و ..

-رفتارهای تكانشي

-تحريك پذيری و پرخاشگری، كه با نزاع و حملات فيزيكي مكرر تظاهر مي‌كند

-بي احتياطي نسبت به ايمني خود و ديگران

-عدم احساس مسئوليت مستمر، ناتواني مكرر براي حفظ رفتار شغلي با ثبات يا احترام گذاردن به تعهدات مالي.

-فقدان احساس پشيماني، كه با بي‌تفاوتي يا دليل تراشي نسبت به آزار ،بدرفتاري يا دزديدن مال ديگران تظاهر مي‌كند.

-اين افراد ممكن است دچار خودشيفتگي، افسردگی يا سادومازوخيسم نيز باشند

-در اين گروه: خشونت، سوء مصرف مواد، خودكشي، صدمات جسمي، مشكلات قانوني، اختلالات افسردگی  و بسياری ديگر از بيماريهای جسماني به وفور رويت مي‌شود.

درمان:

1-درمان اگر غيرممكن نباشد، دشوار است.

2-درمان سوء مصرف مواد ممكن است به وضوح منجر به بهبود صفات ضداجتماعی شخص شود.

3- درمانهای دارويي تاثير كمي دارند و بهترين درمانها، رفتاری هستند.

نتيجه:

بسياری از كساني كه ما بعنوان مجرمان در سطح جامعه مي‌شناسيم، دچار اختلال آنتي‌سوشيال هستند.حال پاسخ به چند پرسش:

1- آيا هركسي كه يكي از علايم بالا را داشته باشد، مي‌شود آنتي سوشيال؟ خير. اينها علايمي متعدد بودند كه صرفا جهت باز شدن بحث ذكر شدند.تشخيص قطعي يك اختلال روانپزشكي، تنها در حيطه وظايف يك روانپزشك است.

2- آيا اين بدان معناست كه آنها هيچ مسئوليتي ندارند و هركاری كه كردند بايد بگوييم بيمار هستند؟ خير. آنها نيز همانند ساير افراد اجتماع در برابر قانون مسئولند.

3- هدف از بيان اين مطلب پس چه بود؟ اين كه افرادي كه ما بعنوان اراذل و اوباش مي‌شناسيم، قبلا در بسياری از جوامع شناخته شده‌اند، بر روی انها كار علمي انجام شده، از طرف پزشكان، روانپزشكان، جامعه‌شناسان، روانشناسان و…  اگر مي‌خواهيم بعنوان يك شخص تحصيلكرده، در مورد يك معضل اجتماعي نقدي را مطرح كنيم، بد نيست به اين منابع علمي نيز رجوع داشته باشيم.

(11) دیدگاه

« داده های پیشین