يك وبلاگنويس پستي در مورد وبلاگنويس ديگری مينويسد. در اين مطلب او نكات مختلف و متعددي را ياد آور ميشود كه بعضي درست و بعضي نادرست مينمايند. در اين وسط رسانهای قرار ميگيرد به نام بالاترين؛ رسانهای كه بار ديگر ثابت ميكند سرسری خواني و عجولانه قضاوت كردن جزء خصايص ثابت كاربران آن -بخصوص كاربران بيشتر شناخته شده ان است. اجازه دهيد اول به دو طرف ماجرای اصلي بپردازيم:
در بالاترين وارد شدم. در قسمت لينكهاي پرامتياز و همچنين لينكهاي مورد بحث ، مطلبي ديدم كه به وبلاگ دوست و همكار عزيزم «دكتر مجيدي» اشاره داشت.به آن مطلب مراجعه كردم. تا لحظه نوشتن اين مطلب، 74 امتياز داشت و 185 كليك شده بود.لينك اشاره به مطلبي داشت كه يك وبلاگنويس – كه برای من شناخته شده نبود- به وبلاگ محبوب من -يك پزشك- نسبت دزدی داده بود.احساس كردم اين عنوان، بياحترامي است.خواستم امتياز منفي بدهم. اما از آنجا كه هميشه سعي كردهام امتياز منفي ندهم و از آن مهمتر عجول نباشم، ابتدا به وبلاگ مربوطه رفتم.مطلب را كامل خواندم. قسمتهايي از آن بنظرم درست آمد و قسمتهايي را نپسنديدم(موارد را ذكر خواهم كرد).
تصميم گرفتم مطلبي در وبلاگم بنويسم. احساس كردم هرچقدر هم كه خودداری كنم باز در اين ميان ممكن است قضاوت كنم. براي قضاوت كردن بايد دو طرف موضوع را شناخت. دكتر مجيدي و وبلاگ خوبش را سالهاست ميشناسم.اما وبلاگ ديگر را براي اولين بار ميديدم.
پس به وبلاگ اين عزيز رفتم و مطالب اخيرش را با دقت خواندم.تازه در اين لحظه بود كه احساس كردم با بسياری از نوشتههای او همرای هستم!! پس مشكل از كجا بود؟؟؟؟
ساده است: مشكل از سرسری خواني بسياری از خوانندگان وب است.بارها نوشتم جوان بودن خوانندگان وب، يكي از مشكلاتش عجول بودن آنهاست. بارها وبلاگنويسان از سرسری خواني شكايت كردهاند.متاسفانه كساني كه در بالاترين هستند- بخصوص تعدادی از افراد فعالتر بالاترين- جو سرسری خواني را گسترش هم دادهاند. جريان چگونه است؟
1- يك طرف ماجرا وبلاگنويسي قرار دارد كه نامش را نميدانيم. اين مهم نيست.اما وقتي به پروفايل او نگاه ميكنيم ميبينيم از سال 2002 در بلاگر وبلاگ داشته. اكنون در اسكانديناوي است. لحن نوشتههای او بسيار جدلي، جذاب، آميخته به طنز و آنگونه كه خود در نوشتهای مياورد sarcastic است. آنقدر نوشتههايش برايم جذاب بود كه فيد وبلاگش را به فيدريدر خود اضافه كردم.
دقت كنيد! سبك نوشتاری او سخرهگر است.براي دل خودش مينويسد، ابايي ندارد كه حماقت را در نزد بسياری از هموطنان و همرشتهايها و دوستان و … دست بگيرد. او به راحتي با همان سبك پرخاشگر و جذابش تمام تحصيلكردگان مهندسي در ايران را زير سوال ميبرد. در جايي خودش را با واژه شلغم معرفي ميكند. در يك كلام: او براي اينكه به خواننده تلنگر بزند و او را از خواب ناز بيدار كند از واژههاي درشت زيادی استفاده ميكند. با اينحال من حس ميكنم او از بسياری از ما IQ بالاتري دارد. درد را ميبيند و دلش از كرختي ما خون است.
حال به وبلاگ دكتر مجيدي ميرسد. ميبيند كه مطلبي در راس مطالب اوست كه شبيه آن در ديگ لينك شده.وقتي لينك منبع مطلب را نميبيند، سريعا در وبلاگش با همان لحن درشتگويانه، اين كار دكتر را به ريشخند ميگيرد.جملاتي ميگويد كه بعضي از آنها كاملا درست هستند!
اين كه جامعه وبلاگخوانان ما دچار كرختي هستند، اين كه ميتوانند با استفاده از استامبل و دليشس به بعضي از بهترين منابع دست يابند؛ مطمئنا اگر چنين اتفاقي افتد آنگاه وبلاگنويساني چون دكتر مجيدي ميتوانند با خاطری آسودهتر تنها لينكي بدهند؛ اشارهاي كنند و به سرعت به كارهای عميقتری برسند.
اما اينكه مطالب موجود در وبلاگ دكتر را به « دزدی » متصف ميكند، بنظرم كمي از سر عجولي و همان ديدگاه درشتنويس اوست.حقيقت اين است كه بسياری از مطالب نوشته شده در وبلاگستان فارسي-بخصوص در حيطه آیتی – روح ترجمهاي دارد. اگر من ِ وبلاگنويس مطلبي را براي نوشته خود استفاده ميكنم بايد منبع را ذكر كنم.اما اگر ذكر نميكنم دليلاش دزد بودن من نيست.مشكل از انجاست كه وبلاگنويسي در كشور ما -همانند بسياری از كارهای ديگر- تعاريف قانوني و كلاسيك خود را پيدا نكرده؛ وبلاگنويس نميداند آيا بايد براي تكتك نوشتههايش لينك ارائه كند يا بيان كلي مطلب كافي است؟ اساسا ميتوان در مورد مفهوم “كپيرايت” و پيچيدگيهاي فراوانش يك بحث ريشهاي و عميق در وبلاگستان شروع كرد.بنظرم همين اتفاق ميتواند شروعي باشد بر اين مبحث.
2- از بند يك احتمالا متوجه شدهايد كه من چندان با نوشته آن وبلاگنويس محترم مشكلي ندارم-بجز بكار بردن كلمه «دزدی» . بنظرم هر شخصي اين آزادی را دارد كه در وبلاگش نظرش را در مورد ديگران اظهار كند- كه گاه قسمتهايي از اين نظر ميتواند همراه با عصبانيت، عجولي، دور از واقعيت و … هم باشد.ميتوان اين نظرات را با همفكري تعديل كرد. اما قسمتي كه برای من قابل هضم نيست واكنش كاربران بالاترين است.
ببينيد! اين برميگردد به شيوه كلي رفتار و تفكر بعضي از كاربران بالاترين- بخصوص بعضي از فعالترين آنها . آنها مطلبي را ميبينند؛ به نظرشان ميايدكه اين مطلب ممكن است حرفي در آن باشد، حتي ممكن است چندان هم با آن مطلب موافق نباشند؛ اما به آن مطلب رای مثبت ميدهند تا مطلب مورد نظر بالا بيايد و امتياز بيشتر بگيرد و محل بحث شود. اگر به كامنتهای اين لينك نگاه كنيد دقيقا همين روند را خواهيد ديد. چيزی كه فيالمثل نوشته شده:
مثبت دادم، اگر خود دکتر هم هستند بایند و توضیح بدهند خوب است
اين يعني اين كه اتهام وارد شده را مطمئن نيستند، اما امتياز ميدهند- و گاه در بسياری موارد هم ذكر ميكنند كه رای مثبت به يك لينك به منزله تاييد آن لينك نيست- و با اين كار ميخواهند با مطرح شدن اين موضوع، جواب مورد نظر به سوال مربوطه را بگيرند؛ اينكه ” بيايند و توضيح بدهند خوب است” شايد دليلي بر همين موضوع باشد.
اما اينجا يك تفاوت ديدگاه بسيار عميق وجود دارد. اشخاصي چون من يا دكتر مجيدي يا افرادمشابه، امتياز دادن مثبت به يك لينك را به منزله تاييد آن لينك ميدانند هرچند كه شما در كامنتها يادآوری كنيد كه با لحن نويسنده مطلب موافق نيستيد و باقي قضايا. ما كه كمتر در بالاترين فعال هستيم، تنها به لينكهايي مثبت ميدهيم كه با مطلب نويسنده و لحن نوشته و بسياری پارامترهای ديگر آن موافق باشيم. در نتيجه وقتي كسي به يك نوشته امتياز مثبت ميدهد، تصورمان بر اين است كه آن شخص تمام مطلب را خوانده، با نكات مطلب موافق است، لحن نوشته را تاييد ميكند و….
نميتوان از كاربران بالاترين- بخصوص فعالترينهاي آنان – در خواست كرد كه به شيوه ما، تنها به لينكهايي رای مثبت دهند كه با فحواي كلام موافق هستند.نميتوان از آنها خواست كه قبل از رای دادن تمام جوانب و ريزنكات مبحث را رعايت كنند. سبك آنها چنين است – و البته در نظر خود آنان اين سبك مشكلي ندارد- همانگونه كه ما سبك مخصوص به خود را داريم و راي مثبت به يك لينك را به منزله تاييد آن مطلب ميدانيم. شايد در بين فعالترين كاربران بالاترين، كمانگير عزيز بيش از بقيه به سبك ما نزديك باشد؛ كمتر از او ديدم كه مطلبي كه حاوي پرسشي چالش برانگيز باشد را امتياز مثبت دهد و در زير مطلب بنويسد كه امتياز مثبت به اين لينك به منزله تاييد آن نميباشد.
به نظرم، تا وقتي اين دو ديدگاه متفاوت وجود داشته باشد، از اين دست اتفاقات بازهم رخ خواهد داد. اينجا بحث دفاع از يك شخص يا كوبيدن ديگری نيست، بلكه تفاوت ديدگاه است. من نميدانم كدام ديدگاه درست است و كدام غلط؛ اما براي فعاليت در بالاترين چند نكته را هميشه رعايت كردهام:
1- از رای منفي دادن بشدت فرار كردهام، رای منفي دادن احتياج به قوه تشخيص بسيار بالايي دارد كه من هرگز در خود نديدهام.
2- تنها به لينكهايي رای ميدهم كه قبلا آنها را در فيدريدر خود سر فرصت مطالعه كردهام و با مطالب مندرج در ان موافقم.
3- كمتر پيش آمده است به لينكي رای مثبت دهم كه چاشني جنجالي بودن دارد.نميگويم ورزشهاي رزمي بد هستند، اما من شطرنج بازی كردن در سكوت را بيشتر ميپسندم.
4- در هنگام كامنت گذاشتن سعي ميكنم كمي خوددار باشم. از كمانگير ياد گرفتهام كه در بين كامنتها ميتوان تنها نوشت “ميخوانيم و دنبال ميكنيم بحث را! ” بدون اين كه با نوشتن يك كامنت، بر آتش عصبيت بحث اضافه كرد.
در مجموع، همانگونه كه قبلا هم اشاره كردم، شايد مشابهت بالاترين به صفحه حوادث روزنامهها و داغ بودن مطالب، ايجاب كند كه گاه چنين اتفاقاتي در آن رخ دهد.
بازهم تاكيد ميكنم : اين كاربران فعالتر بالاترين هستند كه ميتوانند با اندكي درايت، خويشتنداری و صبوری را در جامعه جوان كاربران بالاترين تزريق كنند. هرگاه در كامنتهای بالاترين ديديد كه افراد مكررا از همديگر ميخواهند كه صبور باشند و عجله نكنند، ان روز مطمئن باشيد بالاترين رنگ و بويي ديگر خواهد داشت؛ رنگ و بويي كه شايد داغ بودن هميشگي را نداشته باشدو اين موجب ريزش تعداد زيادی از جوانان پرشور آن شود.
پ.ن: تا پايان بند يك مطلب، در شب حادثه نوشته شد! ادامه مبحث امروز. بهمين دليل ممكن است اندكي ناهمخوان بنظر رسد.با عرض معذرت.

Digg/mhmazidi
Flickr/mhmazidi
Myspace/mhmazidi
Facebook/mhmazidi
Virb/mhmazidi
Twitter/mhmazidi
YouTube/mhmazidi
Last.fm/mazidi
Del.icio.us/mhmazidi
Wikipedia/mhmazidi
GMail/mhmazidi
coComment/mhmazidi
Technorati/mhmazidi
MyBlogLog/mhmazidi
rooznote گفت
دکترجون من نمی تونم در فیس بوک ثبت نام کنم؟!یه فکری به حال روزنت بکن
rooznote گفت
دکترجون نمیدونم چرا نمی تونم در فیس بوک ثبت نام کنم؟!یه فکری به حال روزنت بکن
Sepehr گفت
جناب مزیدی ذکر نکاتی را لازم دونستم:
1.مطلب تا زمانی شخصی و برای دل خود آدم است که در جایی با دیگران به اشتراک گذاشته نشود . معنی و مفهوم اشتراک حکم می کند که دیگران هم در یک موضوع به اشتراک گذاشته سهیم و دخیل شوند و نظرات خودشون رو بیان کنند ، کاری که در بالاترین انجام گرفت . حالا برخی از این نظرها عجولانه بوده بعضی هم نه .
2.درست است که قدمت وبلاگ و وبلاگ نویسی به چندین سال می رسد اما متاسفانه نظر من این است که جمعیت وبلاگ نویسان ایرانی در کل پیشرفت نکرده اند ، دلایل مختلفی هم داره یه عده مثلا نه دوست دارند وبلاگ بنویسند نه وقتش رو دارند اما می نویسند که بگن ما هم وبلاگ داریم ، اما یه دلیل مهم عدم این پیشرفت چیزیه که من اسمش رو می ذارم خاله زنک بازی اینترنتی که تنها کارش ضربه به وبلاگ نویسی است . اینکه بیایم و به یکی گیر بدیم آی چرا این کار رو کردی آی چرا اون کار رو کردی ، یا کسی رو به تمسخر بگیریم و او را دزد بنامیم بدون اینکه از سابقه ایشون خبر داشته باشیم. حساب این رو بکنید که چند نفر مثل خود شما و دکتر مجیدی و عده ای دیگر وقت خودشون رو برای این موضوع تلف کردند در حالی که می توانستند مطالب مفیدی رو برای خوانندگانشون بنویسند.
3.من هم وبلاگ این آقا رو خوندم و برداشت من از ایشون آدمی cheap و کم تجربه بود شما بفرمایید به سابقه من در مثلا پرشین بلاگ نگاه کنید وبلاگ نویسی من تنها 1 سال از سن نوح کمتر است اما خوب این دلیل بر این می شود که من انسان با تجربه ای در وبلاگ نویسی باشم؟ ممکن است با تجربه باشم اما تجربه نسبت به چیزی که می نویسم نه نسبت به موضوعاتی که از آنها سررشته ندارم به همین دلیل نباید بدون تحقیق راجع به چیزی نظری بدم و بعد هم عمومیش کنم . نگاه منتقدانه داشتن شعور و درک کافی می خواهد که متاسفانه در وبلاگ ایشون با توجه به توهین های متعددی که اقشار مختلف کرده بودند اثری از این شعور و درک و تجربه ندیدم .
4.دوست داشتم این مساله در جاهای مختلف مطرح نمی شد . حتی اگر هم مطلب خوب و درستی بود که در نظر بنده نیست مطرح شدنش در این زمان که به تازگی احساس می شود وبلاگ نویسان ایرانی یه تکونی به خودشون دارن می دن مانند یک ترمز عمل کند و از سرعت این رشد بکاهد. خوب اکثر مردم ما عجول هستند و موافقم با شما و مطالب را تا آخر نمی خوانند و یا سوابق دو طرف را مطالعه نمی کنند و همین که تیتر موضوع رو می بینند می گن آی طرف دزد از آب درومد !!!! می گن بابا این که صد ساله داره وبلاگ می نویسه مطلب از اینجا و اونجا کش می ره بدون اینکه بگه از کجا برداشتم . چرا ما این کار رو نکنیم؟ چرا ما از جای دیگه دزدی نکنیم؟ یه خورده که معروف شدیم منبعش رو هم ذکر می کنیم. و این یعنی ترویج یک فرهنگ اشتباه و دقیقا متضاد با فرهنگ کپی رایت.
موفق باشید.
ravanparish گفت
هر کسی نظری داره .
اما آدم بعضی وقتها خودش فکر میکنه چه گهی شده و هر چی بخاد در مورد بقیه میگه و متهم میکنه . این هم یه عادت بد دیگه ایرانی ها
صادق گفت
من اصلاً
صادق گفت
من اصلاً میترسیدم در بالاترین امتیاز بدهم! حالا با خواندن این مطلب ترسم بیشتر هم شده!
توضیحات « Version 17 گفت
[...] حالا متوجه ماجرای جدید بالاترین شدید.بخوانید در موردش: مزیدی – میکرودامپ – شاخبهشاخ – یکپزشک – خودم (نکته:من کشته [...]
ali گفت
چرا اين مطلبت را فيدت به صورت كامل نشان نداد
هان هان هان هان هان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
محمود رمضانی گفت
این که این مطلب رو چه کسی و با چه سابقه ای گفته مهم نیست .مهم اینه که چی گفته.
یه استادی داریم ( که دست بر قضا مدیر گروه ما هم هست) چند روز پیش داشتیم در مورد یک مطلبی صحبت می کردیم باهاش. گفت:
“تو یه کلاسی رفته بودم یکی از دانشجو ها که تا به حال اصلان کلاس هم نیومده بود بلند شد با لحن پرخاشگرانه یه چیزایی به من گفت و منم اصلا خوشم نیومد بعد که رفتم فکر کردم دیدم حرفاش کاملا منطقیه فقط ایشون لحن بیانش بد بوده. ”
و اسمشم گذاشت منطق پرخاشگرایانه
منم با حرف های ایشون موافقم .وبلاگ های ما همش و همش شده ترجمه .
وبلاگ یک پزشک نماینده ایرانه . فرض کنید یک سری از منتقدین خارجی آشنا به زبان فارسی این وبلاگ رو بررسی کنن.چی میگن؟
واقعا فکرش رو کردید؟اعتبار ایران زیر سوال نمی ره؟نمی گن این وبلاگ که بر بازدید ترین وبلاگ ایرانه مطالبش فقط کپی پیسته؟
یا بهتر بگم کپی ترجمه پیست
تقریبا مطالب تمام وبلاگ هایی که می خونم به جز وبلاگ مزیدی روششون همینه ==> کپی ترجمه پیست
اما فکر می کنم مطالب وبلاگ یک پزشک جذاب تر باشه .
همیشه دید منتقدین با افراد عادی فرق می کنه.
فکر کنم از دید یک فرد عادی وبلاگ یک پزشک بهترین باشه .اما از دید یک منتقد …
(البته من خودمو منتقد نمی دونم .اما سعیم رو می کنم که فقط مثل افراد عادی فکر نکنم)
hiva گفت
يه نفر مى تونه تو وب فارسى جاى گزينى براى وبلاگ يك پزشك پيدا بكنه ؟
pakcon گفت
چی کار میشه کرد ؟ عادت شده است این سرسری خوانی . همین الان من که بعد از دوره ای می خواهم وبلاگ جدیدی را در وردپرس آغاز کنم درگیری دارم که دنبال بالارفتن کانتر باشم یا برای دل خودم بنویسم .من خودم مطلب شما را سرسری خوانده ام که این حرف ها را میزنم
جنجال تازه بالاترين ( وبلاگ دکتر مزیدی ) « پسر گفت
[...] جنجال تازه بالاترين ( وبلاگ دکتر مزیدی ) * برای مشاهده مطلب کافی است روی این لینک کلیک کنید * [...]
persgolf گفت
فقط عرض کنم خدمت شما دوستان و کاربران بالاترین که در رای دادن و امتیاز دادن به لینکهای خاص و مورد بحث دقت نظر بیشتری داشته باشید. امتیازی که میدهیم مستدل و براساس تحقیق و بررسی باشد نه بر پایه احساسات و عینیات. این امتیازهای مثبت شما به این لینک باعث شد تا به قول کامنت دهنده قبلی مطالب بسیار با ارزش وبلاگی که دیگر مثل آن نخواهیم داشت را از دست بدهیم. کسی که با وجود مشغله فراوان از روی حسن نیت برای تک تک مطالبش بسیار تفحص فراوان میکرد و در نهایت مطالبی ارائه میکرد که هر کس با خواندش بر بار علمی و اطلاعات عمومیاش افزوده میشد. خب کمی تا قسمتی زیاد در حق یک پزشک اجحاف شد و این در روند کار او لطمهی جدی خواهد زد. امیدوارم که بالاترین به عنوان یک پایگاه شناخته شده و بسیار پربیننده در این گونه موارد(کاربران آن) حساسیت بیشتری به خرج دهد و آنچه که حق است را بجا آورند نه آنچه که ناحق است.
جناب مزيدي متني كه در بالا از نظرتان گذشت از آخرين نظرهاي ما در حمايت از يك پزشك بود كه در بالاترين ابتدا به ثبت رسيد و مطلبتان را كه خواندم ديدم همين نظر خيلي فراخور مطلب است به همين دليل صلاح ديدم تا اينجا هم بنهم تا دوستان ديگر هم بخوانند و نظر خودشان را در مورد اين و مطلب فوق كه نگاشتيد ابراز كنند. با كمال تشكر يك آدم بسيار شاخ و قدر
Sara Raha گفت
مزیدی عزیز
مطلب خوبی بود و اشاره درستی به شتاب در این دنیای مجازی. من که بنظرم می آید این شتاب فقط در دنیای مجازی نیست که اینهمه به چشم می آید بلکه کلا زندگی شتاب گرفته است. فاصله بین حوادث کم شده است, سرعت نمونه برداری وقایع در زمان زیاد شده و به مدد اینترنت همه چیز دیگر حتی پیوسته بنظر می رسد. حضرت مارکس(!) گفته بود که هر چیزی از این دنیای مدرن ضد خویش را بطن خویش می پروراند. اینترنتی که قرار بود به مدد ارتباط بیشتر آدمها با هم بیاید در عمل بدلیل شتاب اجتناب ناپذیر شاید هم ذاتی آن در عمل ضد خودش را می پروراند.
مینا حسنی گفت
همیشه از خوندن نوشته های شما لذت می برم. این بار اما خیلی چیزها یاد گرفتم. خود من همین چند وقت پیش داشتم یه همچین جنجالی به راه می انداختم. منتها نه از سر شتاب، از روی عصبانیت و عدم آینده نگری.
بازهم ممنون از پست خوبتون.