( قسمت نخست را ميتوانيد در اينجا بيابيد. همچنين لينك آن در بالاترين )….ادامه بحث:
اگر يادتان باشد در جريان اتفاقي كه برای وبلاگ “يك پزشك” در بالاترين افتاد ، اگرچه دوستان يك پزشك اعتقاد داشتند كه به ايشان بياحترامي شده و همچنين اعتقاد داشتند كه دكتر هميشه سعي ميكند لينكهای منابع را بگذارد، اما هرگز منكر اهميت رعايت “كپیرايت” نبودند.آنها نيز همانند ديگران – ناگفته- تاكيد داشتند كه اگر نقض كپيرايت- حتي از جانب بزرگواری چون دكتر- صورت پذيرد قابل دفاع نيست.
همچنين اگر خاطرتان باشد آن لينك جنجالي را يكي از فعالان معتبر بالاترين، در بالاترين قرار داده بود و تعداد زيادی از افراد شناختهشده در بالاترين- لااقل شناخته شده براي اكثر وبلاگخوانان و وبلاگنويسان – به آن لينك رای مثبت دادند.همه اين عزيزان در كامنتها و در جاهاي ديگر تاكيد داشتند كه هدفشان از تاييد ان لينك بياحترامي به دكتر نبوده بلكه ميخواهند با اين امتياز مثبت به همگان ياآوری كنند كه نسبت به موضوع “كپیرايت” حساس هستند. اكنون توقع عمومي از اين عزيزان افزايش يافته است.واضح است كه پس از اين قضيه، عزيزاني كه در بالاترين بر كپيرايت تاكيد دارند بايد در عمل نيز آن را ثابت كنند. خوشبختانه تاكنون چنين بوده و بعد از اين نيز چنين خواهد بود.
اما… موارد معدودی نيز ديده ميشود كه بهتر است بجای اسم بردن از مورد خاص، آن را به صورت امر كلي بيان كنيم. امروز كه به بالاترين سر زدم، لينكي را ديدم كه ارجاع به مطلبي داشت كه در ان مطلب يك نرمافزار بصورت غيرقانوني در دسترس كاربران بود.اينكه همه ما گاه نيازمند استفاده از نرمافزارهای غيرقانوني هستيم به جای خود قبول.همچنين لينكي كه ارجاع به چنين محتواهايي ميدهد در بالاترين قرار گرفته را ميتوان توجيح كرد و گفت : نياز به وقت است تا اين رفتار در طولاني مدت تصحيح شود. از ديگر سو، اينكه من ِ نوعي، براي جلوگيری از سوءتفاهم و احيانا اين كه دوست بالاتريني ِ من از دريافت منفي از طرف من ناراحت نشود، منفي به او ندهم : باز هم ميتوان آن را قبول كرد.
اما يك چيز برايم قابل حل نيست: اينكه من عميقا به رعايت كپیرايت معتقد باشم ولی باز -بعد از اين همه مشاجره- به لينكي كه واضحا نقض كپيیايت ميكند امتياز مثبت بدهم جاي سوال دارد.
پيشنهاد: من يك پيشنهاد ساده دارم. مسدود كردن نوشتههايي كه چنين محتوايي در بالاترين ارائه ميكنند، شايد چندان موثر نباشد.از طرفي اين كه كاربران را مجبور كنيم كه چنين لينكهايي نگذارند: آنهم شايد موفق نباشد. از طرفي اگر از همه بخواهيم كه به چنين لينكهايي منفي دهند ممكن است جو بياعتمادي، بدبيني و دلخوری گسترش يابد( كه اين نه تنها سازنده نيست بلكه مخرب نيز هست). اما روش ديگری است كه بنظرم از همه بهتر است.
عمل كنيم: فرض كنيم من( يعني مزيدي) در بالاترين ، انرژی زيادی دارم، شناخته شدهام و جزء كاربران فعال در بالاترين هستم. در بالاترين لينكهاي مختلف را چك ميكنيد.به لينكي ميرسيد كه واضحا نقض كپيرايت ميكند.در ليست كساني كه به اين لينك مثبت دادهاند، اسم من را ميبينيد. خوب حالا چكار كنيد؟ بنظرم اصلا لازم نيست به اين لينك منفي بدهيد؛ تنها كافي است به قسمت كامنتها برويد و من را با اسم مخاطب قرار دهيد و به شيوه كاملا مودبانه به من يادآوری كنيد كه:
جناب مزيدی. شما به لينكي امتياز مثبت دادهايد كه نقض كپيرايت ميكند و يك نرمافزار غيرقانوني را ارائه مينمايد.آيا من درست متوجه شدهام؟
اين طرز برخورد بنظرم سازندهترين راه است.چرا؟ چون در اينجا شما نوك انتقاد را متوجه سايت مربوطه يا حتي كسي كه لينك را درج كرده نميكنيد.بلكه انتقاد را به سمت كساني ميكشانيد كه با حمايت معنوي خودشان از نقض كپيرايت – آگاهانه يا سهوي -منجر به ادامه اين مسير ميشوند. همچنين شما با گفتن كلمات بالا بدون اينكه موجب ناراحتي مخاطب خود- اينجا مزيدی!- بشويد و بدون اينكه در حق او قضاوت كنيد، به او متذكر ميشويد كه در يك رفتار اشتباه مشاركت داشته. بيان مطلب به صورت پرسشي اين امكان را برای من ِ مخاطب ميگذارد تا اگر- بر فرض- شما نكتهای را غفلت كرده باشيد؛ يا احيانا من مسئلهای خاصي را مدنظر قرار داده باشم، بتوانم آن را در جواب به سوال شما مطرح كنم.
با اين حال: فراموش نكنيم كه فرهنگسازی چيزی نيست كه به يكباره رخ دهد.نياز به مداومت و از همه بيشتر صبوری دارد.پس اگر دوست داريم موجب ارتقا فرهنگ عمومي كاربران شويم بايد هم صبور باشيم و هم پرتلاش.

Digg/mhmazidi
Flickr/mhmazidi
Myspace/mhmazidi
Facebook/mhmazidi
Virb/mhmazidi
Twitter/mhmazidi
YouTube/mhmazidi
Last.fm/mazidi
Del.icio.us/mhmazidi
Wikipedia/mhmazidi
GMail/mhmazidi
coComment/mhmazidi
Technorati/mhmazidi
MyBlogLog/mhmazidi
patrick گفت
جناب مزیدی، شما کامنت قبلی من را حذف کردید، آیا من درست متوجه شده ام؟
mhmazidi گفت
@پاتريك : پاتريك جان. اگر شوخي كردي كه بايد بگويم بدجور ترسيدم
اگر هم جدي بود كه بايد بگويم.شرمنده.من تاكنون كامنتي از شما نداشتم.الان به بخش كامنتها سر زدم و اصلا هيچ كامنت دريافتي از طرف شما -چه موجود چه حذف شده نديدم. ممكن است مشكل از كامنتينگ وردپرس بوده باشد.
با اينحال اگر مطلبي بود كه نتوانستيد بفرستيد، خوشحال ميشوم از طريق ايميل بفرستيد تا در وبلاگ بگذارم.ادرس ايميل من همان mhmazidi در جيميل است.
patrick گفت
هم شوخی بود (از شیوه ای که دستور فرمودین برای جمله بندی استفاده کردم) و هم نه (یعنی من واقعن کامنت فرستادم). راستش اولش خیلی ناراحت شدم که چرا باید کسی کامنتی که دوستانه نوشته شده حذف کنه. احتمالن مشکل تکنیکی بوده چون مطمئن هستم که ارسال شد. البته حالا شاید دیگه یه ذره دیر شده باشه برای تکرار سوال.
سوال کرده بودم که چرا فکر کردید که اطلاعات شخصی کسی “افشا” شده؟ برای من خیلی آزار دهنده است که بعد از تکرار چندین و چند بارجواب من به دوستانی که این مساله رو مطرح کردند، و بعد از متقاعد شدن آنها باز شما این مساله رو بدون خواندن جواب من یک بار دیگه مطرح کردید.
سوال من اینه که چطور میشه اطلاعات عمومی اینترنت رو که در اختیار صد ها میلیون (شاید هم میلیارد ها) کاربر در اینترنت هست را “افشا” کرد؟ مثلن اگر شما اسم آقای ابراهیم نبوی روبه زبان بیارید که با کاربر “داورخان” کار میکنه ولی همه اطلاعات شون رو به میل خودشون در معرض دسترس همه در اینترنت گذاشتن، آیا ایشون رو افشا کردید؟
اگر فکر میکنید که میشه اطلاعات “عمومی” رو” افشا” کرد که خوب من دیگه حرفی ندارم. جوجو هم سایت خودش رو به اسم خودش ثبت کرده و در اختیار همه قرار داده و در بالاترین همه اسمش رو هزاران بار به کار می برن.
به نظرم در این جمله خودتون کم لطفی کردید، آیا من درست متوجه شدم؟
mhmazidi گفت
@پاتريك جان: ببين. اول قبول داری كه در اين مطلب اسمي از افشا نيامده؟ در مطلب قبلي و همين مطلب نخواستم از شما يا دوست ديگری نام ببرم چون در اين صورت موضوع فردي مي شد.به همين دليل موضوع را كلي مطرح كردم.اما در مورد افشا:
ببين پاتريك جان: شايد كلمه افشا در اينجا چندان مناسب نباشد و همانگونه كه شما فرمودي بيان اطلاعاتي كه روی وب قرار دارد افشا نتوان گفت.اما بحث من نياز به كلمهاي دارد كه ان را نمييابم.مثالي بزنيم:
ممكن است شما در گوشه ديگری از وب اسمي ديگر استفاده كرده باشيد يا اسم حقيق و كامل خودتان مثلا اكبر عبدي يا اسم مستعار ديگر مثلا كامران. اما شما در سايت بالاترين فقط و فقط خود را پاتريمك معرفي كردهايد. در اين صورت -حتي اگر تخلف فاحشي از شما سربزند- در داخل سايت بالاترين من فقط و فقط شما را پاتريك صدا ميزنم. و هرگز به خودم اجازه نميدهم از اسمهاي ديگر شما مثل اكبر عبدي يا كامران استفاده كنم.هرچند تمام عالم و آدم اين موضوع را بدانند، تا وقتي كه همه شما را پاتريك صدا ميزنند در بالاترين من خودم را مقيد ميكنم كه فقط و فقط از اسم پاتريك براي شما استفاده كنم.
تا وقتي كه خود شما اسم كامران يا اكبر عبدي را در نقطهاي از بالاترين وارد كرده باشيد. ببينيد! همه ما ميدانيم اسم واقعي آرش كمانگير چيست- بعد از آن پست جنجالي هودر. اما چرا با اينكه من و سايرين آرش را به اسم واقعي ميشناسيم، بازهم به اسم كمانگير صدا ميكنيم؟ چون خود آرش اينگونه دوست دارد و هنوز در وبلاگش از فاميلي اصليش استفاده نكرده و در بالاترين نيز همچنين.
پس تا روزی كه آرش خودش را كمانگير نام نهد و تمايل نداشته باشد از فاميلي اصلي او استفاده كنم، هرگز اينكار را نخواهم كرد.
حال سوال من اين است: اگر من اين موضوع را رعايت نكنم و آرش را در بالاترين با فاميلي اصلي او خطاب كنم؛ شما بر اين حركت من چه نامي ميگذاريد؟ مطمئنم كه نامش افشاگری نيست، اما از نظر عموم اين كار من پسنديده نخواهد بود.
آيا با من موافق هستي پاتريك جان؟
علیرضا گفت
حالا لزومی داره هر وقت صحبت از کپیرایت میشه حرفی از وبلاگ من به میون بیاد؟! حتی اگه خبر برائت کسی به دفعات از رسانهها منتشر بشه، براش خوبیت نداره. به سبک کسایی که حتی از باز شدن پاشون به کلانتری واهمه دارن، این کامنت را دارم میذارم. دیگه دارم جدا به اون موضوع الرژی پیدا میکنم. توجه داشته باشین که آدم کمجنبه در وب زیاده.
Reza. R گفت
جناب مزیدی نظرتونو راجع به ترجمه ای که از وبلاگ بلاگ پرو بنا بر درخواست شما ترجمه کرده بودم ندادید. آیا درست متوجه شدم؟؟؟ شاید مشکل از کامنتینگ وردپرس بوده !!!
mhmazidi گفت
@عليرضا: چشم دكتر جان ديگه از وبلاگ شما اسمي برده نميشه. معذرت. اما شما كه به سبك نوشتاري من آشنا هستي.من هميشه پيرو اين جمله نلسون ماندلا هستم: ببخش اما فراموش نكن. تكرار اين موضوع فقط جهت يادآوری اشتباهات و جلوگيری از تكرار هست. با اينحال اگر شما رو ناراحت ميكنه.چشم.ديگه تكرار نميشه.
اما در فكر اين هستم كه اگر تعداد اين قبيل نوشتهها زياد بشه يكجايي از وب يك لينكدوني براش ايجاد كنيم. تا ببينيم چي ميشه!
@ رضا جان: ترجمه شما بسيار عالي و خوب بود.اين كه ديگه نياز به گفتن نداره
سولوژن گفت
باید بین دو نکته تفاوت گذاشت:
۱) نقض copyright
۲) plagiarism
ممکن است بعضیها با اولی مشکل داشته باشند و بعضیها با دومی.
patrick گفت
دوست عزیز، خیلی ممنون از فرصتی که گذاشتید و جواب مفصل تان. و اما جواب من:
مقایسه آرش کمانگیر با جوجوطلا مقایسه سیب با سیب نیست. آرش هرگز نام اصلی خودش را در هیچ سایت یا موجودیت اینترنتی منتشر نکرده. در نتیجه برای به دست آوردن اطلاعات شخصی ایشان باید به گونه ای غیر معمول عمل کرد و اطلاعات محرمانه (غیر عمومی) ایشان را به دست آورد (کاری که هودر کرد). آقای نبوی و سیروس از نام خودشان در محافل دوستانه استفاده می کنند و هر کسی می تواند نام اصلی شان را به راحتی بداند. در همین بالاترین اگر برای نبوی یا سیروس جستجو کنید تعداد بسیار زیادی رکورد پیدا می کنید.
باید اعتراف کنم که جواب شما برای من بسیارغافل گیر کننده بود.در حالی که من سعی می کنم که ثابت کنم “تخلف” افشا کردن هویتی در کار نبوده، شما سعی می کنید استدلال کنید که کار “نا پسندی” صورت گرفته. این در حالی است که همچنان این جمله شما در مطلب قبلی تان وجود دارد و متاسفانه شما و دیگر دوستانی که با کم لطفی و بدون دلیل کافی مساله افشای هویت را مطرح کردید، به فرد خاطی کمک کردید تا موضوع اصلی را به حاشیه بکشد طوری که در نهایت با قلدری، فحاشی و گردنکشی نقض قانون کرد و حتی بالاترین را وادار کرد که لینک قبلی من را به جرم افشای هویت حذف کنند.
در ضمن حتمن در جریان هستید که جوجوطلا حتی بعد از تمام این بحث ها و با وجود حد اقل 20 گزارش خلاف برای نقض کپی رایت و توهین و فحاشی از طرف چند نفر از کاربران، همچنان به ارسال لینک های دانلود نرم افزار ها ادامه می دهد و تیم بالاترین چشم خودش را به تمام این قضایا بسته است. عجب روزگاری است برادر، گویا حتی جامعه فهیم ایرانی هم به نقض قانون عادت کرده و چشم خود را به قلدری ها و گردن کلفتی ها می بندد تا روزگار بگذرد!
در هر حال از آشنایی شما خوشوقت شدم دوست عزیز.