دلتنگی

اين چند روز كه مطلبي ننوشتم به اين علت بود كه باچند نفر از دوستان يك مسافرت كوچولو بوديم.در طول مسافرت براي اولين بار با دونفر از افرادي از نزديك اشنا شدم كه به انها باي—سك—سوال (B)  مي‌گويند.برايم جالب بود و سعی می‌كردم بدون اينكه براي انها نگراني ايجاد كنم در رفتار انها دقيق شوم.البته خودم متوجه اين قضيه نشدم.بلكه دوست ديگري كه تجارب زيادي در اين قبيل مسايل داشت من را متوجه كرد.در گروه ما پزشك ديگري بود كه باتمام تجارب زيادش در اين قبيل مسايل(واقعا بايد در مملكتي را گل گرفت كه پزشكش نتواند راحت از واژ‌ه‌هاي علمي استفاده كند از ترس مسدود شدن وبلاگش يا كم شدن شخصيت در نزد خوانندگان) وبا تمام ادعاهايش توانايي هضم چنين چيزي را نداشت.خب! شد انچه نبايد مي‌شد.

باخبر شدن دوست پزشك من همانا و كولي‌بازي دراوردن و شنيدن تحقيرهاي انچناني از جانب ايشان همانا.از ان‌لحظه تاكنون ناراحت و دلتنگم با سوالات بيشمار در ذهنم.كاري به درست بودن اين رفتارها نه در جامعه ايران و نه در كشورهاي غربي ندارم.پز روشنفكري هم بخورد بر فرق سرم.اما ما پزشك هستيم.

                             كارپزشك قضاوت نيست 

عرصه شخصي از عرصه عمومي جداست.مهم نيست من يك مرد-پزشك -ايراني-مسلمان-شيعه-داراي تمايل به جنس مخالف-سفيد پوست و… هستم.اينها عرصه شخصي من است.من مي‌توانم يك شيعه واقعي و بسيار پايبند باشم اما هرگز اجازه ندارم به ديگر افراد از ساير مذاهب اهانت كنم.چرا بعضي از دوستان متوجه نيستند كه وظيفه اخلاقي پزشك ان است كه هرگز در عرصه عمومي حق قضاوت ندارند.در عرصه فردي من می‌توانم فقط با همكيشان و هم‌مسلكان خودم دم‌خور باشم.اما توهين به اشخاصي كه مثل ما نيستند چه معنايي دارد.

ببينيد!من نمي‌خواهم دراينجا دفاع از حقوق اقليتهاي نژادي-ج.ن.س.ي-مذهبي و…انجام دهم.اين كار من نيست.اين كار كساني است كه در رشته‌هاي علوم انساني تحصيل مي‌كنند.كساني كه در زمينه مذهب و …مطالعه مي‌كنند.حرف من اينجا بسيار ساده است.روي حرفم هم با همكاران پزشك است.

همه ما بخش روانپزشكي را گذرانده‌ايم يا مي‌گذرانيم.همه ما كتاب «روانپزشكي كاپلان» را خوانده‌ايم.همه ما مي‌دانيم كه كاپلان اين تمايلات را انحراف تقسيم‌بندي نمي‌كند.نه‌تنها كاپلان كه تمام مراجع پزشكي دنيا ان را انحراف نمي‌دانند.شما حتي اگر اين حرف را قبول نداشته باشيد و ان را براي جوامع غربي درست بدانيد اما نمي‌توانيد توهين و تحقير اين افراد را توجيه كنيد.

دوستان!همكاران!سروران!عزيزان!التماس مي‌كنم.حتي اگر افراد GBL(گي-لزبين-باي سك- سو – ال)را بيمار رواني هم مي‌دانيد لااقل حرمت بيمار را نگه‌داريد.ايا تاحالا شما يك بيمار رواني را بدليل بيماريش مسخره كرده‌ايد.ازشما نمي‌خواهم اعتقادات و تفكر خود را نسبت به اين گروهها تغيير دهيد.فقط احترام انها را تا وقتي حرمت شما را نشكستند رعايت كنيد. ايا شما هنوز معتاد را مجرم مي‌دانيد يا يك بيمار؟ايا هنوز شما يك معتاد را مسخره مي‌كنيد؟يا وي را مجرم مي‌دانيد؟يا به كمكش مي‌شتابيد….

دلم از خيلی چيزها پره!منو ببخشيد…. 

Advertisements

4 دیدگاه »

  1. tntmoney said

    بعضی چیزها در ایران، هضم نمی شند و نخواهند شد!

  2. shahin said

    من هم فکر کنم خیلی خیلی راه داریم تا به جایی برسیم که آنها را در جامعه قبول کنند

  3. ICAR said

    سلام
    من از طریق دودردو وبلاگتون رو دیدم. یه چند روزیه سر میزنم و استفاده میکنم. مطالبتون جالبن.
    خسته نباشید.
    (ببخشید که کامنتم غیرمرتبط با مطلب بود)

  4. negar said

    دل همه ما پره!جناب مزیدی شما درد زیاد دارید.اما 80 درصد تواناییهاتونو هنوز بکار نگرفتین.ادامه بدین.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: