انسان لخت، بازهم انسان است

طبعا صحبت در مورد مسائل حساسی چون دگرباشان با نظرات بسيار متفاوت و متضادی همراه  خواهد بود.به همين دليل بود، كه سعي كردم بسيار آهسته و آرام در مورد اين مسئله بحث كنم. دوست عزيزی در وبلاگشان،يادداشتي در نقد من و خورشيدخانم نوشته‌اند.حساسيت اين دوست و سايرين را درك مي‌كنم، اما بهتر است برای ايشان و تمام موافقان و مخالفان بازهم بگويم: در اينجا قصد تبليغ-تشويق-نهضت-توجيه-آزادسازی و …. نيست.من تنها سعي دارم فقط و فقط در مورد اصول اوليه صحبت كنم، همان اصولی كه حتي مرغ پخته در قابلمه نيز به آن اعتراف مي‌كند.تمام تلاش من اين است كه با صحبت در مورد اين اصول بديهي، يكبار ديگر اين اصول را يادآوری كنيم، در خاطر بسپاريم، مرور كنيم و رفتار و گفتار و پندار خود را مطابق با اين اصول، نيك گردانيم.استعاره پادشاه لختي كه همه برای لباشس به‌به و چه‌چه مي‌كنند تا اين كه پسر بازيگوشي از بالای درخت فرياد مي‌زند: پادشاه لخت است، بنظرم استعاره بسيار جذابی است. اما نكته‌ای كه من بر آن تاكيد و پافشاری دارم اين است: از آن لحظه تاكنون پادشاه در همانجا ايستاده و تمام جمعيت در طول اين قرنها، با صدای بلند فرياد مي‌زنند :پادشاه لخت است. اكنون ما مي‌گوييم: در اين كه پادشاه لخت است شكي نيست، اما در تمام اين قرنهای طولانی انگار فراموش كرديم كه پادشاه لخت، هنوز انسان هست.پس بخاطر انسان بودن بايد بعضي اصول را در موردش رعايت كنيم. ساقي قهرمان، لخت است! كسي لخت بودن او را تبليغ نمي كند. شما حق داريد به او يادآوری كنيد كه لخت است و پيشنهاد كنيد كه لباس بپوشد، ولی آيا اين حق را داريد كه به همراه تمام جمعيت- در طول قرنها – بدليل لخت بودن او را از اصول اوليه محروم گردانيد؟

بحث در مورد دگرباشان تنها يك بهانه است: بهانه برای صحبت از يك مفهوم بسيار بسيار مهم در فلسفه و علوم‌اجتماعی نوين: اقليت‌ها ، هرچند تصور مي‌كنم بهترين لغت برای توصيف همانی باشد كه در زبانهای ديگر بكار مي‌رود:  others .

بگزاريد با مثال توضيح دهم.از خودم مي‌گويم: من يك  «مرد / سفيدپوست / مسلمان(شيعه) / فارس / هتروثكثوال /…. » هستم. در دنيايي،اجتماعي،كشوري زندگی مي‌كنم كه هركدام از اين خصوصيات به من يك قدرت اجتماعی مي بخشد،به دليل انطباق اين صفات با اكثريت اجتماع ( برای درك مفهوم قدرت در اينجا، به نوشته‌های فردريش نيچه و ميشل فوكو، بخصوص مفهموم ميكروفيزيك قدرت در نزد فوكو رجوع شود).نتيجه آن مي‌شود كه من در اين شرايط از قدرتی برخوردار مي گردم كه محوريت پيدا مي‌كنم و هر انچيزی كه مثل من نباشد مي‌شود : others . از اينجاست كه مفهوم  وسيع  others شامل بسيار كسان مي‌شود، يعني « زنان / سياه‌پوست،زردپوست،سرخ‌پوست / سُنّی، مسيحي،يهودی،زرتشتي،بودايي،ماترياليست،آتئيست و… /لر ، كرد، بلوچ ، عرب ، انگلوساكسون، چيني، ژاپني و… / هموثكثوال،باي‌ثكثوال،ترنس‌ثكثوال و… / ….».

مهم اين نيست كه من و شما كدام يك از others را به رسميت بشناسيم، كدام را به رسميت نشناسيم، بلكه تلاش فلسفه و علوم‌اجتماعی نوين بسيار پايه‌ای‌تر-بديهي‌تر و ساده‌تر از اين مرحله است: اين كه آيا من و شما تمام اين others را به عنوان انسان مي‌پذيريم؟ اگر جواب مثبت است آيا به وظايف/حقوق انساني آنها واقفيم؟ پس از دانستن آيا برای وظايف/حقوق آنها احترام قائليم؟ اينكه وظايف كدامند،‌حقوق هركدام چيست را مي‌توان بحث كرد.اما اول بايد به سوالهای به ظاهر بديهي بالا دقيق فكر كرد و پاسخهایی واضح و روشن داد.لازم به گفتن نيست كه آوردن آنها در كنار هم بيانگر شباهت آنها نيست و يا اينكه فكر كنيم مشكلات همه آنها يكي است و يا …

من تا پايان عمرم « مرد/سفيدپوست/مسلمان/شيعه/فارس/هتروثكثوال/…» باقی خواهم ماند. اما با اين سری از نوشته‌هايم مي‌خواهم با صدای بلند فرياد بزنم: آهای others! شما را انسان مي‌دانم، برايتان بعنوان يك انسان احترام قائلم، براي شما وظايف/حقوق انساني قائلم و …؛ هرچند تا پايان عمرم با شما  متفاوت بمانم.

بله! ساقی قهرمان لخت است، اما او با وجود لخت بودن، هنوز انسان است.

Advertisements

21 دیدگاه »

  1. فؤاد said

    یک چیزی مثل ما چپ‌دست‌ها می‌ماند در مقابل اکثریت راست‌دست‌ها، می‌بینید که که اگر قرار باشد به خاطر این چپ‌دستی ما را از حقوق‌مان محروم کنند تاریخ از داشتن نوابغش محروم می‌شود چه بسا که بسیاری از نوابغ بشری چپ‌دست بوده‌اند. حالا یک اقلیتی همجنسگرا هستند و داریم فیلسوفان و نظریه‌پردازانی که چنین گرایش جنسی داشته‌اند. قرار نیست ساقی قهرمان را در مسند یک نابغه ستایش کنیم او تنها بهانه و نمونه‌ایست که خودمان را آزمایش کنیم که او و امثال او حقوق انسانی دارند.

  2. اينكه هنوز كساني هر چند در اقليت هستند كه از حقوق انساني دم مي زنند جاي بسي خوشحالي دارد…براي شما دوست عزيز آرزوي موفقيت مي كنم…

  3. هر انسانی آزاد افریده شده است و مختار است آزاد فکر کند و بیندیشد.ممنون میشم به من سر بزنی لینکت را قرار دادم اگه دوست داشتی به من ینک بده.

    • مهدی said

      من دوس دارم نودیست باشم اماجندگی رادوست ندارم،

  4. takpesar said

    ای کاش ما هم روزی اونقدر به خودباروی می رسیدیم که ساقی قهرمان ها می تونستن با خیال راحت و بدون این حرفها زندگی کنن….واقعا چطور میشه آدم ها رو حتی از رون با زور تغییر داد چه بسا که همین از بیرون و محدودیت لباس هم واقعا جواب نمیده!

  5. bizbloger said

    انسان لخت طبيعتا انسان است و در عين حال لخت!

  6. زهرا said

    سلام. ممنون از ابراز علاقتون نسبت به وبلاگ و مرسی از لینک. خوشحالم از اینکه وبم تا این اندازه سنت شکنی کرده و سعی خودم رو می کنم تا حس هنری رو توش حقظ کنم.
    و در مورد کارهام هم، یه عادت بد دارم و اونم اینه که تصویر تابلو هام رو در معرض دید نمی گذارم، در عوض اونها رو توی فتو آلبومم گذاشتم تا هر کسی که علاقمند بود شخصا ببینه. از اونجا که شما هم ابراز علاقه کردید لینکش رو براتون می گذارم:

    با تمام این اوصاف عکس بالای وبلاگ یه بخشی از یکی از تابلوهای محبوبمه.
    – – –
    در مورد ساقی قهرمان هم. به نطرم شیوه مدیریت بحثتون جالبه. با اجازه من هم نظرم رو می گم:
    انسانها از نظر فیزیکی همه انسانند اما اگر تعریف انسانیت رو بخوایم تغییر بدیم، می تونیم بگیم انسان کسیه که به امید داشتن چیزهای معنوی تر، فوران احساسات و بعضی مادیات رو نادیده می گیره. این معنویات با مسائل دینی اشتباه گرفته نشه چون معنویات شامل مذهب و دین می شه.
    بنابراین انسانها آزادند، ولی انسانیت با آزادی بی قید و شرط منافات داره. انسانیت نه فقط در حوزه اجتماعی بلکه در حوزه شخصی هم تعریف می شه. کسی که برخی امیالش رو نادیده می گیره تا به مسائل معنوی تر برسه.
    ساقی هم جزو اون دگرباشانه، که شاید درمان کردنش و کشوندنش به مسیری که خواسته ی فیزیکی اش رو تغییر بده دشوار باشه. اما اگر از ابتدا این خواسته فیزیکی جهت مناسب داده می شد، ساقی دیگه جزو ناهنجاری های اجتماعی ما نبود.
    من نمی دونم دگر باشی چه نوع میلیه و آیا این نسخه ای که من براش پیچیدم جواب می ده یا نه، و آیا برای در کنار این نسخه، چیزی به اسم جبر و عدم اختیار اون دگر باش مطرح می شه یا نه. اما می دونم که هر کدوم از ما در کودکی یا نوجوانی خواسته هایی داشتیم که به جبر یا اختیار جهت داده شد و به مسیر مناسب کشیده شد، وگرنه معلوم نبود سر از کجا در می آوردیم.
    غالبا اقلیتها از اونجایی مورد بی مهری قرار می گیرند که امکان تبلیغ ازشون گرفته بشه و اکثریت رو زیر سوال نبرند.
    ساقی قهرمان هم یک انسان در اقلیته که سایر انسانها به حکم انسان بودن باید به اقلیت بودنش احترام بگذارند، و به چشم یک بیمار بهش نگاه کنند تا به چشم یک پدیده نوظهور و جالب!

  7. زهرا said

    لینک رو جا انداختم:
    http://asia.pg.photos.yahoo.com/ph/tarsimm/album?.dir=5969&.src=ph&store=&prodid=&.done=http%3a//asia.pg.photos.yahoo.com/ph/tarsimm/my_photos
    نمی دونم از این خلاصه تر هم می شد یا نه.

  8. چندی پیش من موردی را در بیمارستان دیدم که متوجه شدم یه آدم که خیلی‌ها شاید اون را کثیف بدونن و نخوان بهش نگاه کنن ، خیلی بهتر از صد تا آدم دیگه به یاری یه نیازمند اومد. برام خیلی جالب بود.

  9. . said

    مسلما انسان ِ‌لخت انسان است!

    البته اگر تركيب «انسان ِ لخت» را بپذيريم قبلش انسان بودن او را پذيرفته ايم و نيازي به مطرح كردن سوال نبود… يا بهتر بود اينطور مطرح شود كه آيا «انسان ِ‌لخت» تركيبي غير ممكن است؟ كه نيست!

    فقط چيز جالب كه لابلاي حرفهاي شما برايم جالب بود و ربطي هم به بحث ندارد اين است كه دكتر به نظرم شما مي توانيد از بعضي از يا همه ي « مرد/سفيدپوست/مسلمان/شيعه/فارس/هتروثكثوال/…» انصراف بدهيد.. مثلاً شيعه نباشيد!… منظور اينكه تاكيد شما را بر اينكه مي گوييد تا پايان عمر « مرد/سفيدپوست/مسلمان/شيعه/فارس/هتروثكثوال/…» هستيد را درك نمي كنم..

  10. آتوسا said

    پادشاه لخت انسان است. اما حتی اگر این استعاره رو برای «دیگران» بپذیریم، به نظر من باز هم نباید اجازه تبلیغ ناهنجاری ها رو داد. و صد البته یک سوال مهم پیش میاد که ناهنجاری چیه و کی حق داره انگ ناهنجاری رو روی یه رفتار یا عمل بزنه.

  11. فکر می‌کنم ما خاورمیانه‌یی باشیم تا سفیدپوست؟ هوم؟

  12. grayidea said

    اين مسئله را مي شود از هزاران ديدگاه بررسي كرد ولي چيزي كه به نظرم واضح است اين است كه بعضي افراد براي مطرح كردن خودشان به هر كاري دست مي زنند و حتي خود را گاهي به دروغ هم-جنس-گرا معرفي ميكنند تا مورد توجه قرار گيرند و از آن ها بدتر افرادي هستند كه درباره اينها حرف ميزنند تا مطرح شوند .
    به نظر من اينها همگي انسانهايي هستند كه تمايلات مختلفي دارند و نبايد در بوق و كرنا بشوند چرا كه اگر خودمان هم نخواهيم به نوعي پنهان تبليغشان كرديم . فقط بايد آنها را به حال خود گذاشت تا ببينيم منهاي تمايلات جنس- ي آيا چيز ديگري براي مطرح شدن دارند ؟؟؟

  13. man fekr mikonam negaah ensaanitar in baashe ke maa ensaan haa ro daste bandi nakonim va oon haa ro da tabaghe haaye mokhtalef nazaarim taa laazem nabaashe daad bezanim «آهای others! شما را انسان مي‌دانم، برايتان بعنوان يك انسان احترام قائلم، براي شما وظايف/حقوق انساني قائلم و …؛ هرچند تا پايان عمرم با شما متفاوت بمانم.» man mikhaam Other man ham man ro be onvaane ye ensaan negaah kone, na baa pishfarz haaii az ghabil e Sonni, Daaneshjo, Mard, Zardpoost, … midooni! hamin harf e to (ke besyaar manteghi hast) ham baayad saakhtaarzodaaii beshe; man ensaanam hamin, na kasi ke to mikhaahi gay boodan e man ro naadide begiri. mohem dastebandi nakardane aadamhaast. be ghoole hamoon Foucaulti ke to gofti, mohem dastebandi nakardane aadamhaast.

  14. amir said

    هر مخلوق خدا..پيكره اي از جمال اوست.. اگر بپذيريم كه پوشش هم جزيي از مخلوقات خداست كه با دست ما اصلاح يافته و بافته ميشه… فرقي نمي كنه بين يك انسان بي لباس و با لباس.. بلكه تفاوت در زيبايي و درون فرد است.. نه ظاهر و پوست و مو و نژاد و جنسيت !

  15. آمیر said

    اصولاً لختی بیشتر از پوشش موردتوجه قرار می گیره و بهش پرداخته می شه. همونطور که تو یه جمع نودیست، به ادمی که لباس پوشیده چچ پچ نگاه می کنن.
    حکایت ساقی قهرمان هم همینه. گناهش اینه که پاشو گذاشته تو دنیای آدم هایی ک خیلی به لختی واکنش نشون می دن. از اون طرفش هم قشنگه. ساقی، انسان پریه! از نظر دانش ادبیات و نگاه انسانی…حالا ببینین وقتی که وارد دنیای آدمای لخت و خالی از احساس و عاطفه و البته دانش می شه، چه واکنشی رو ازشون می بینیه.

  16. mynewchapter said

    واقعآ واسه اونهایی که واژه هایی مانند بیماری و نا هنجاری و مانند اون رو مطرح کردند متأسفم و بیشتر متأسف شدم که این قشر جامعه این طور فکر میکنن، پس میبینیم که مجازات اعدام و سنگسار و … لایق جامعه ای با چنین انسانهای عامی و ظاهر بینیه!

  17. براي ايجاد يك تفكر كلي براي عموم اجتماع افكار هم جنس بازانه ناكارآمد و بدون هيچ فايده اي هستند. در جامعه ي بسته اي مانند ايران است كه به علت نبود يك فكر همگاني درست و محكم و منطقي، ايده هاي هم جنس بازانه و نهضت هاي مختلف، بزرگ جلوه مي كنند.
    آيا در جامعه اي كه مردم تفكر درستي در مورد پديده هاي جديد اجتماعي ندارند، مي شود به مانند جوامع متمدن و توسعه يافته برخورد كرد؟
    دين، قوانين و عموم مردم ايران و حتي خود من چندان درست در مورد برخورد با دگرباشان توجيح نشديم. جامعه جامعه اي شديدا كهنه گرا و تعصبيه. با اين حال استدلال نادرست از دگرباشي باعث بوجود آمدن خلاف هاي زيادي در جامعه شده.

  18. […] بايد چارچوب فكری خود را مشخص كنند.يعني ابتدا نوشته‌های قبلي را دقيق بخوانند يا اينكه  حداقل به چند سوال ساده و […]

  19. […] فؤاد Says: آگوست 16th, 2007 at 11:12 ق ظ […]

    • مهدی said

      اگه همه لخت بودن لباس پوشیدن گناه بود اما الان لختی گناهه.من دوس دارم جایی که کسی منونشناسه لخت باشم،چون لختی الان یه بی قانونیه وما بالخت شدن بی قانونی میکنیم،اما کارمون طبیعی ونودیستیه،

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: