نيچه 2

در راستاي پست قبلي:

…هر فلسفه بزرگ تا كنون چه بوده است:چيزي نبوده است جز اعترافات شخصي مولفش و نوعي خاطره نويسي ناخواسته و نادانسته .همچنين غايتهاي اخلاقي يا غير اخلاقي در هر فلسفه تشكيل دهنده ان هسته حياتي است كه تمامي اين گياه از درون ان مي مي رويد.

نيچه براي من هميشه منشاء سوالهاي بي شمار است.ايا اينجا بايد مفهوم خواست قدرت را بجوييم؟

ايا مي توان عكس اين حالت را متصور شد كه در ان اعترافات شخصي و خاطره نويسي تبديل به نوعي فلسفه گردد؟

ايا از وبلاگ مي توان جهت انديشيدن استفاده كرد؟

Advertisements

4 دیدگاه »

  1. software07 said

    سلام
    واقعاً خوشحال شدم که تونستم شما رو به وب خودم بیارم ! خیلی وقت بود تو فکر یه همچین کاری بودم ا صبح که نظر شما رو در یک سایت دیدم ، فوراً به فکر افتادم و یه متن نوشتم !!!
    والان که دیدم شما جواب دادید ! نمی دونم چی کار کنم !!! باورتون می شه توی دانشگاه بین درسام یک ساعت خالی موند ، سریع برگشتم خونه که ببینم شما جواب دادید ، یا خیر !!!!!!!

    بازم ممنون

    مجید مهرتاش

  2. نیچه …

  3. آمیر said

    واقعاً سوال جالبیه. میشه روش فکر کرد که آیا وبلاگ هم ای فکر کردن (یا به قول شما، اندیشیدن هم هست یا نه)

  4. From Tehran, with love! said

    کدوم فیلسوف بود که می گفت :

    ما همه اندیشه ایم!

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: