دارو درمانی

قرن بيستم و بخصوص نيمه دوم آن كل علم پزشكی را زير رو كرده است.يكي از نشانه‌های آن گسترش روز افزون داروها- بخصوص داروهایی است كه در شركتهای دارویی- توليد مي‌شوند. عملا پزشكي نوين بدون داروها، به شيري بي يال و كوپال مانند است.

اما در اينجا نيز همچون تمام قسمتهاي ديگر پزشكي ذهنيت ما نسبت به اين مسئله بسيار مهم است. نوع نگرش ما نسبت به پديده «دارو drug » مي‌تواند در موفقيت و شكست يك دارو و به همان نسبت پزشك مربوطه، تاثير بسزايي دشته باشد. تمام سخن علم پزشكي را مي‌توان در دو جمله خلاصه كرد:

                              1- دارو اسمارتيز نيست. 

                             2- دارو زهر هلاهل نيست. 

1- باور كنيم كه تمام مشكلات بشری قرار نيست با دارو برطرف شود. داروها حكم معجزات الهي را ندارند كه با طرفة‌العيني مشكلات لاينحل شما را كن فيكون كنند.آنها برای مقاصد كاملا مشخصي ايجاد شده‌اند، كاربردهای مشخصي دارند و پزشكان برای اينكه لياقت تجويز آنها را پيدا كنند، حداقل حداقل بايد 7 سال در دانشكده‌هاي پزشكي تحصيل كنند.

مصرف بي‌رويه دارو غلط است؛ فرقي نمي‌كند اين كار توسط يك پزشك انجام شود يا يك مهندس يا يك كارگر ساده. كامنت‌گذاران نكته سنجي كه با خواندن اين نوشته- حال دقيق يا سرسری-خونهاي زلالشان به غليان مي‌افتد و سريعا از پزشكاني ياد مي‌كنند كه نسخه‌هاي خود را با انبوهي از دارو انباشته مي‌كنند، توجه كنند كه كار غلط، غلط است. اما اينجا نيز همچون هر معضل اجتماعي ديگر، قضيه يك سويه نيست بلكه سيكل معيوب « مرغ و تخم مرغ » است.بيماران از پزشكاني مي‌نالند كه دارو را بي رويه تجويز مي‌كنند و پزشكان از بيماران فراواني مي‌نالند كه اگر برايشان دارو كم بنويسند، نگاه عاقل اندر سفيه به پزشك انداخته و برای مداوا به پزشكي ديگر مراجعه مي‌كنند و يا از آن بالاتر راسا اقدام مي‌كنند. مي‌توان تا ابد به اين سيكل معيوب ادامه داد و پزشكان، بيماران پرتوقع را با انگشت اتهام روبرو كنند و بيماران نيز پزشكان سودجو و پول پرست را عامل تباهي معرفي كنند.اما هر سيكل معيوبي را روزی بايد شكست بدون اين كه نياز باشد به دنبال مقصر يا مجرمي بگرديم.

2- از آن طرف بام هم نيفتيم. داروها توليد شده‌اند تا دردها و بيماريهاي بشری را علاجي باشند. باور كنيم كسي كه 7 سال از جواني خود را برای تحصيل در يك رشته اختصاص داده، احتمالا در آن سالها نكاتي را آموخته. وقتي كه او برای شما دارو تجويز مي‌كند بپذيريد كه بدن شما نياز به آن دارو دارد.

هميشه سعي كنيد به پزشكي مراجعه كنيد كه به او اعتماد داريد؛ به شخصيتش يا لااقل به تشخيص او اعتماد داشته باشيد. وقتي هم كه به تشخيص او اعتماد نداريد هيچ لزومي ندارد كه در برابر اسم او علامت تعجب بگذاريد و بنويسيد: دكتر(!) فلانی. تنها كافی است به او مراجعه نكنيد. همين!

مطمئن باشيد تمام آن عوارضي كه شما در بروشور داخل جعبه دارو مطالعه مي‌كنيد پزشك شما قبلا در دوران دانشجويي آنها را مطالعه كرده.به تمام آن عوارض واقف است اما با وجود اين، دارو را برای شما تجويز مي‌كند.يك انسان عاقل در اين حال چنين مي‌انديشد: چگونه است كه اين دارو اينقدر عوارض دارد اما بازهم اين خانوم/آقای دكتر اين دارو را برای من تجويز كرده است؟ از دو حال خارج نيست: يا احيانا اين دكتر اكنون سهوا آن عوارض را فراموش كرده يا اينكه به همه آن عوارض واقف است اما بازهم آن دارو را تجويز مي‌كند. بد نيست از او بپرسم:

خانوم/آقای دكتر. من در بروشور اين دارو خوانده‌ام كه فلان عوارض را دارد. اما شما بازهم اين دارو را تجويز كرده‌ايد. مي‌ توانم بپرسم علت چيست؟

مطمئنا آن زمان پزشك يا به اشتباه خود واقف مي‌شود يا اينكه برايتان علت تجويز را توضيح خواهد داد.

فكر نمي‌كنم لازم باشد توضيح دهم كه گياه درماني ، آب درماني  و … همگي درمانهايي آلترناتيو هستند كه در بعضي موارد محدود، بدن به آنها پاسخ مي‌دهد. اما فراموش نكنيم كه همگي آنها درمانهایی آلترناتيو هستند و بازهم اين پزشك شماست كه بعنوان بهترين مشاور مي‌تواند اين درمانهای آلترناتيو را تجويز كند يا منع نمايد.

خواهش: از تمام عزيزانی كه تمايل دارند كامنتهای انقلابي بگذارند، خواهش مي‌كنم متن بالا را يكبار ديگر با حوصله و دقت مطالعه كنند.بسيار ممنونم.

Advertisements

2 دیدگاه »

  1. به فرنگ برگشته said

    سلام آقای دکتر،
    یک طبیب بر خلاف آنچه در فرهنگ ایرانی جا افتاده است،فقط و فقط به این دلیل که 7 سال از جوونیش رو گذاشته و درس خونده، فرشته خداوند متعال بر کره زمین نیست. او هم مثل یک کارگر یا یک مهندس یا یک نظافتچی جائز الخطاست و وظیفه هر انسان عاقل اینه که در درجه اول خودش به فکر سلامتی خودش باشه و هر درمانی رو از طرف پزشکش نپذیره. متاسفانه من چوب اعتماد کردن زیادی به درمانهای پزشکی رو خورده ام.آخر سر هم هیچ کس بجز خود من مجبور نبوده در دراز مدت با عوارض کنار بیاد.البته شاید اگر من در کشور دیگری مثل کانادا یا امریکا یا همین ایران عزیز خودمون زندگی میکردم نظر دیگری داشتم. چون در آلمان سیستم پزشکی کمی تا قسمت زیادی کمونیستییه. به این معنی که میزان درآمد و مهارت یک طبیب با همدیگر بستگی ندارند. پیشنهاد میکنم پاراگراف آخر این مطلب رو بخونین:
    http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,2823024,00.html
    اینکه عواقب دیگر این مسئله چیه رو ترجیح میدم یک اقتصاددان مثل «حامد قدوسی» جواب بده.

  2. رنج بی‌هوده و سعی بی‌فایده ، همکار عزیز. راه تعامل باز نیست ، ما از کنار هم می‌گذریم.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: