Archive for اعتياد

حلقه دوستان

اگر نوشته‌های اوليه اين وبلاگ يادتان باشد ؛ نويسنده اين سطور از مبحث «ترك اعتياد» مي‌نوشت.به دليل شغل و علاقه شخصي  مدت 2-3 سالي در يكي از مراكز ترك اعتياد كار كردم.احتمالا آن نوشته‌ها را باری ديگر منتشر خواهم كرد.اما اكنون مي‌خواهم به يكي از مهمترين اصول در تمامی روشهای «ترك اعتياد» اشاره كنم.

در پديده اعتياد و همچنين درمانهای ترك اعتياد تقريبا پايه‌ای ترين و اساسي‌ترين مفهوم چيزی است كه به آن «حلقه دوستان» گفته مي‌شود.كلمه علمی «حلقه دوستان» معادل عوامانه نيز دارد: «رفيق ناباب». بنظر جوك مي‌رسد اما در پس اين جوك حقيقت تلخي نهفته است.

يكي از اساس‌ترين مشكلات در پديده اعتياد حلقه دوستان است.در تمامی روشهاي درمانی برای ترك اعتياد اساسی‌ترين جزء، كار بر روی «حلقه دوستان» است.شايد بتوان گفت اولين و آخرين خواسته پزشك از مراجعه‌كننده خود اين باشد كه حلقه دوستان خود را بشكند. تنها پس از اين مرحله است كه شما مي‌توانيد درمانهای دارویی و روانشناختي موثری برای درمان داشته باشيد.

تقريبا در بهترين مراكز درمانی حدود 70-80 درصد موارد شكست درمانی داريم.تقريبا همه موارد به نوعی مرتبط با «حلقه دوستان» است.به همين دليل است كه منابع پزشكي مي‌گويند تا وقتي شما نتوانيد آن حلقه را بشكنيد عملا هيچ درمانی برای بيمار خود انجام نداده‌ايد.

«حلقه دوستان» بنيادی‌ترين مفهومي بود كه  از «ترك اعتياد» به دنياي مجازیم وارد شد.همانگونه كه شما وقتي مي‌خواهيد يك شخص را ترك اعتياد بدهيد لازم است حلقه دوستان او را بشكنيد، برای معتاد كردن ديگران لازم است يك حلقه دوستان تشكيل دهيد.

نتيجه: اگر مي‌خواهيد در وب فعاليتي را سريع گسترش دهيد از مفهوم «حلقه دوستان» استفاده كنيد.مثلا اگر مي‌خواهيد وردپرس يا توييتر يا فيس بوك يا … را تبليغ كنيد، اول از همه يك حلقه دوستان ايجاد كنيد.از آن طرف اگر مي‌خواهيد يك فعاليتي را متوقف كنيد؛ در آن فعاليت، حلقه دوستان را بشكنيد. مثلا اكنون مي‌خواهيم وبلاگستان فارسي را از شر اعتياد به بلاگرولينگ نجات دهيم. اولين كار اين است كه حلقه دوستان بلاگرولينگي شكسته شود.در درجه اول تنها كافی است بر روی چند نفر از معتادان قهار بلاگرولينگ كار شود.ترك دادن اين مهره‌های گنده، كل آن حلقه را مي‌شكند و آنگاه آن اجزاء پراكنده را راحت مي‌توان ترك داد.اما تا وقتي اين حلقه به كار خود ادامه دهد هر درمانی ناپايدار خواهد بود.[ هيچ وقت فراموش نكنيد: شكستن حلقه دوستان كار هر كسي نيست و به اساني حاصل نمي‌شود]

نكته: اين به نوعی همان مفهوم sharing است كه وب جديد بر روی ان تاكيد مي‌كند.چيزی كه نوابغ دنياي آی‌تی در قرن 21 به آن رسيدند، مدلی است كه نوابغ دنياي اعتياد سالهاست آن را ناخودآگاه بكار مي‌گيرند.

درود بر تمام معتادان!

Comments (6)

دكتر آذرخش مُكری

اگر آرزوی شاگردی يك استاد را داشته باشم، كسي نيست جز: دكتر آذرخش مُكری.

دكتر مكری يك روانپزشك جوان،بسيار با استعداد،با معلومات بالا و دارای انرژی پايان‌ناپذير است. او استاد روانپزشكي در دانشگاه تهران است.اما تمام اين اينها را كنار بگذاريد.چيزی كه او را برجسته مي‌كند در جایی ديگر است.در زندگی خود بسيار كسان را ديده‌ايم كه data(اطلاعات خام) ما را افزايش مي‌دهند، اما كساني كه در ما ايجاد يا تحول در بينش‌(نگرش = insight) مي‌كنند، جايگاهی ويژه دارند.دكتر مكری كسي است كه مي‌تواند برای همه ما يك گنجينه باارزش باشد؛ اگر درست بدانيم كه چگونه از اين گنج برای تحول در insight خود استفاده كنيم!

با اينكه او بسيار جوان است، اما مدت 12 سال است كه بصورت حرفه‌ای در يكي از سخت‌ترين زمينه‌های روانپزشكي سعي كرده كاملا علمی كار كند: اعتياد.

اگر شما از نزديك با اين پديده(اعتياد) آشنا باشيد مي‌توانيد طيف بسيار گسترده‌ای از انواع و اقسام ناهنجاريهای فردی و اجتماعی را در ان ببينيد: از روسپي‌گری گرفته تا رفتارهای آنتی‌سوشيال(ضد اجتماعی) تا پرخاشگری، قتل، تجاوز، اوباشي‌گری و… در نتيجه كسي كه مدتهای بسيار با اين طبقه از اجتماع كار كرده باشد و در همان حال شخصی فهميده و با مطالعات وسيع باشد،طبعا هر سخني كه مي‌گويد را، بايد با تامل بسيار بر آن دقيق شد.اين چيزی است كه شايسته بزرگی چون دكتر مكری است.اخيرا ايشان در چند برنامه تلويزيونی حضور پيدا كردند و با نهايت ظرافت و استادی، پيچيده‌ترين و جديدترين يافته‌های حيطه كاری خود را به زبانی بسيار ساده و روان برای همگان توضيح دادند.همه شما برنامه جنجالی كوله‌پشتي كه در ان فرزاد حسني با سردار رادان بحث كرده بود را ديده‌ايد.اما چند نفر از شما دقت كرديد كه در همان شبها، برنامه كوله‌پشتي از محضر دكتر مكری استفاده كرد! سخنان او در آن برنامه را بخاطر داريد؟ يا اخيرا در برنامه‌ای خانوادگی در صبح(شبكه 3) كه در ان در مورد بيماری  AIDS توضيح مي‌داد.

پيشنهاد من: اگر مي‌خواهيد به پديده‌هایی كه بعنوان ناهنجاريهای اجتماعی شناخته مي‌شوند، يك insight علمي( و از ديد روانپزشكي نوين) و به زبان ساده پيدا كنيد، حتما برنامه‌های آقای دكتر را دقيق ببينيد.گفته‌های او ارزش آن را دارند كه برايش قلم‌ و كاغذی آماده كنيم و يادداشت برداری كنيم. يك نمونه:

» در گذشته مهمترين عامل گسترش ايدز را مسايل غيراخلاقی مي‌دانستند.اما ديده شد كه در كشورهای غربي بدون اينكه جلوی اين مسايل گرفته شود،آنها توانستند گسترش ايدز را كنترل كنند.از طرفی كشورهایی مثل ايران يا كشورهای افريقايي كه كمتر در گير اين مسايل بودند روز‌به روز با گسترش ايدز مواجهند.به همين دليل امروز فاكتور اصلي برای گسترش ايدز را رفتارهای پرخطر مي‌دانند….. در توضيح رفتارهای پرخطر مي‌توان در همه آنها يك الگوی مشترك ديد:شخص مي‌گويد كه هيچگاه تمايلي به انجام ان رفتار نداشته؛ به يكباره ان رفتار از او سر زده و بلافاصله بعد از ان نيز، به شدت از كرده خود پشيمان شده است.

در روانپزشكي اين رفتارها را اصطلاحا رفتارهای تكانه‌ای يا  impulsive گويند.بنظر مي‌آيد رفتارهای ايمپالسيو در بين نوجوانان و جوانان ايراني در حال افزايش است…. نكته نگران‌كننده اينجاست و كنترل ايدز نيز بايد بر اين نقطه متمركز گردد……»  

Comments (5)

برخورد با معتادان

متاسفانه از همان چيزی كه مي‌ترسيدم اتفاق افتاد : جمع‌ آوری معتادان. اين كار همچون اقدامات قبلی احتمالا با پوشش رسانه‌ای كامل همراه خواهد بود: يك حركت پوپو‌ليستی كه حتما هم مي‌تواند باعث خنك شدن دل بعضی‌ها شود. اما اگر بخواهيم فراتر از نوك بينی را ببينيم آيا اين اقدامات به نفع جامعه – اصلا معتادان را فراموش كنيم! – خواهد بود؟؟

متاسفانه ما هربار محكوميم كه «چرخ را از ابتدا خلق كنيم» .در تمام جهان مطالعات زيادی در رابطه با كنترل و مهار اعتياد شده است.همه انها نشان داده‌اند كه برخورد قهر‌آميز با اين پديده شايد در كوتاه مدت باعث دلخوشی تعدادی شود اما عملا در بلند مدت به ضرر جامعه خواهد بود.شايد برايتان عجيب باشد اما مطالعات نشان داده كه ما برای دسته خاص و محدودی از معتادان كه به آنها پرخطر  high risk مي‌گوييم حتی شايد بهتر باشد كه سرنگ مجانی و استريل برای انها تهيه كنيم.لطفا جمله قبلی را بارها و بارها بخوانيد!! اين حرف من يا كس ديگری نيست.آمارها و مطالعات علمی اين موضوع را تاييد مي‌كنند.

حالا اين تفكر علمی را مقايسه كنيد با نگرش پليسي حاضر در اين عكسها . جز تاسف خوردن كار ديگری از من ساخته نيست.تاسف برای آنهمه زحماتی كه كاركنان پزشكی-بهداشتی كشور برای كنترل و مهار اعتياد در طی ساليان قبل انجام داده‌اند كه با يك حركت نسنجيده همه دود خواهد شد و به باد خواهد رفت!!

-فكر مي‌كنيد واكنش وزير بهداشت چه باشد؟ آيا ايشان هم مثل همكاران ديگرشان در دولت -مثلا وزير ارتباطاتی كه راسما از محدوديت اينترنت حمايت مي‌كند! – چشم به روی حقايق علمی خواهد بست؟؟ 

Comments (4)

معتادان : مرحله سوم ؟

پليس ايران در طی دو مرحله سعی در ايجاد امنيت اجتماعی كرده است. در مرحله اول گروه هدف زنان بوده‌اند.در مرحله دوم گروه هدف كسانی كه ملقب به » اراذل و اوباش » شده‌‌اند.در طی اين مدت در مورد انها زياد نوشته شده-زياد خوانده‌ايم و زياد ديده‌ايم.اما ترس و نگرانی اصلی من -بعنوان يك پزشك نه يك شهروند – از مرحله سوم طرح است.آيا قرار است در مرحله سوم به سراغ  معتادان بروند؟؟

به دليل علاقه شخصی چند سالی را در كلينيكهای ترك اعتياد زير نظر روانپزشكان كار كرده‌ام.پديده اعتياد بسيار بسيار پديده پيچيده‌ای از منظر روانپزشكی است.امروزه از نظر پزشكی اعتياد يك بيماری است نه يك جرم .ممكن است شما با اين تعريف موافق نباشيد اما اين نظر علم پزشكی است.به همين دليل شخص معتاد از نظر ما يك بيمار است كه نياز به مراقبتهای پزشكی دارد نه يك مجرم كه سر از زندانهای پليس دراورد.

متاسفانه معتادان چندان حمايتگری در جامعه و حتی در بين روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نوبيسان ندارند.انها مثل «زنان» نيستند كه كوچكترين برخوردی با انها موجی از انتقاد بيافريند.از طرفی حتی صورتهای بادكرده و خون‌آلود  » اراذل و اوباش » را نخواهند داشت كه حس همدردی برانگيزند.در طول چند سال گذشته زحمتهای بسياری در محيطهای پزشكی و بخصوص كلينيكهای متادون كشيده شده است تا نگاهی علمی به پديده اعتياد جا بيافتد.اميدوارم اين زحمات كه با سختيهای فراوان  همراه بوده است به يكباره لگدكوب نشود.

عزيزان پليس! لطفا اشتباهات خود را اينبار در مورد «معتادان » تكرار نكنيد.بگذاريد جامعه پزشكی به درمان درد بيماران خود اقدام كند.

Comments (1)

ترك اعتياد 8

8-الگوهاي درمان:روشهاي درماني بسيار زياد است.تنوع انها زيادند و عملا تشخيص اينكه كدام الگو مناسب چه‌كسي است نياز به تجربه زيادي دارد.اگر مي‌خواهيد دقيق و علمي برخورد كنيد موارد زير را در نظر بگيريد:

1-مهمترين كار شما انتخاب گروه درماني است.از انجا كه ترك‌اعتياد هميشه طرفداران زيادي دارد متاسفانه افراد زيادي يا در اثر سهل‌انگاري يا سودجويي دنبال منابع مادي در اين قضيه هستند و توجه چنداني به درمان دقيق نشان نمي‌دهند.اگر گروه درماني بخواهد درست و علمي كار كند ترك‌اعتياد كاري پرزحمت است و درامد ان نسبت به مشكلاتش بسيار كم است اما اگر بي‌توجه‌و بي‌مسئولانه برخورد كنيم كاري بسيار پولساز است.متاسفانه بعضي از همكاران تبديل به «قاچاقچي‌هاي قانوني» شده‌اند.پس در انتخاب گروه درماني به اين نكات دقت كنيد.

2-پس از انتخاب درست تقريبا كار چنداني وجود ندارد.سوالهاي خود را با تيم‌ درماني   درميان بگذاريد.اما يك نكته بسيارمهم:مطلقا در روند درمان دخالت نكنيد.متاسفانه يكي از علل شايع شكست‌هاي درماني دخالت‌هاي نابجا و خودسرانه ديگران در روند درمان است.بهيچ‌وجه از پزشكان درمانگر نخواهيد كه روش‌درماني را بر اساس سليقه شما برپا كنند.اگاه باشيد كه وظيفه اصلي شما نظارت كلي بر روند درمان است وهمكاري و هماهنگي كامل با گروه درمانگر.

3-براي تمام مسائل جزيي و بي‌اهميت از درمانگران مشاوره بگيريد:نوع تغذيه-روش برخورد شما با رفتارهاي احتمالي فرد در هنگام ترك-روش برخورد با دوستانش-نوع صحبت كردن با وي و….

4-بطور مرتب با درمانگران ارتباط داشته با‌شيد و سير درمان را پيگيري كنيد.از ياد نبريد كه درمان پروسه اي طولاني است و نياز به صبر بسيار دارد.

5-جلسات مشاوره‌اي روانشناختي را كه جزء اصلي درمان است را حتما پيگر باشيد.براي عزيزتان جا بياندازيد كه اين قسمت بيش از بقيه قسمت‌ها اهميت دارد.اعتياد در حقيقت فقط مصرف يك ماده نيست اعتياد يك روش زندگي است.تا وقتي كه روش زندگي از فرم اعتياد تبديل به فرم نرمال بقيه افراد جامعه نشود در حقيقت ريشه‌هاي اعتياد را دست نخورده گذاشته‌ايد.اين ريشه‌ها هر روز كه باشد دوباره درخت جهنمي خود را مي‌روياند.

نوشته‌هاي قبلي من در مورد ترك اعتياد: 1  –2  – 345 – 67

نوشتن دیدگاه