Archive for اوبونتو

ویلون با طعم اوبونتو

سروكله زدن اين چند وقته با اوبونتو چند مطلب جالب را برايم مشخص كرد.من از يك تشبيه موزيكی استفاده مي‌كنم.بنظر من ويندوز بسيار شبيه گيتار است و اوبونتو(لينوكس) معادل ويلون است و با اينكه با mac  كار نكرده‌ام اما دوست دارم ان را شبيه پيانو تصور كنم!

گيتار، سازی عامه‌پسند است.هركسي به سادگی مي‌تواند گيتار به دست گرفته و صدایی از ان دراورد.هرچند گيتار نيز نوازندگان چيره و زبردست كم ندارد.پيانو يك ساز بسيار مجلل،زيبا و كامل است. اما ويلون ساز دشواری است.هركسي نمي‌تواند از ان صدا دراورد، چندين جلسه لازم است تا گرفتن آرشه را ياد گرفت.در مراحل اوليه صداهایی كه از ان درمي‌‌آيد اغلب گوش‌خراش است! اما پس از مدتي خو گرفتن با ويلن، آن را تبديل به يك مونس و همدم مي‌كند.كسي كه مي‌خواهد لذت صدای ويلون را بچشد نياز دارد تا سختيهای اوليه‌اش را برخود هموار كند.

اين روزها در حال تمرين با آرشه هستم! هنوز جرات نمي‌كنم به سمت اين ساز زيبا بروم.اما مطمئنم اگر شما هم عاشق ويلون باشيد، صداهای گوش‌خراشي كه از اين به بعد در اين وبلاگ مي‌شنويد را تحمل خواهيد كرد!! با عرض معذرت.

قبل از شروع بايد يك نكته را بگويم. در روانشناسي يك اصل وجود دارد: ذهن انسان وقتی مي‌خواهد نكته جديدی را ياد بگيرد، سعي مي‌كند بين اطلاعات(ديتا) جديد و آنچه قبلا در ذهن ما ثبت شده مشابهتي پيدا كند.مزيت اين كار اين است كه اطلاعات سريعتر و بهتر به ذهن سپرده مي‌شوند.اما عيب بزرگ اين مسئله چيست؟ ذهن هميشه سعي مي‌كند هرچيز نو و جديدي را به مشابهی از چيزهای قديمي تنزل دهد.مثلا: آقای خواننده x اولين آلبومش را بيرون مي‌دهد.شنوندگان آلبوم  مي‌گويند چقدر صدايش شبيه آقای y است.

اگر شما هم مثل من قبلا با ويندوز كار كرده باشيد، ناخوداگاه تمايل داريد هرچيزی در اوبوتنو را با معادل ان در ويندوز در ذهن خود مرتبط كنيد.اين روش خوب است- من نيز در پستهای اينده از ان زياد استفاده خواهم كرد- اما نبايد منجر شود به اين كه اوبونتو را به نسخه‌ای از ويندوز -در ذهن مان- فرو بكاهيم.در اين‌باره بازهم خواهيم گفت.

نكته: يك عاشق موسيقی الزامی نمي‌بيند برای نشان دادن ارزش ويلون در نزد خودش، ارزش پيانو و گيتار را زير سوال ببرد.هر سازی زيبايي خود را دارد.

Advertisements

Comments (11)

قصه‌های من و اوبونتو

بالاخره بعداز هفته‌ها انتظار امروز سی‌دی اوبونتو به دستم رسيد.به راحتی ان را نصب كردم. نصب ان به همان سادگی بود كه در اينجا گفته شده.در ساعت 20 : 7 دقيقه عصر رسما اوبونتو را افتتاح كردم.در اولين ورود حس غريبي شبيه وارد شدن به يك كشور نااشنا به من دست داد.خوشبختانه در همان لحظات اوليه يك ويديو كوچك از بزرگترين سمبل زندگی‌ام – نلسون ماندلا – ديدم و در همان نگاه اول نام اوبونتو برایم با اسم اين عزيز گره خورد.

قصه‌های من و ابونتو سعي دارد بيانگر كاوشها و كنجكاویهای لحظه به لحظه يك مبتدی در هنگام ورود به يكي از بزرگترين محصولات جنبش اوپن‌سورس باشد.طبعا مخاطبين و گروه هدف اين دسته از نوشته‌ها كاملا مشخصند.كساني كه با ابونتو همچون ويندوز راحت هستند، مطمئنا اين نوشته‌ها را كسل‌كننده و كودكانه خواهند يافت و كساني كه حوصله كنجكاوی برای شناخت سيستم عامل جديدی را ندارند  ترجيح خواهند داد ارام از روی اين نوشته‌ها عبور كنند.

اما مخاطب اصلي اين نوشته‌ها كساني چون خود من هستند: ذوق آشنايي با دنياي جديدي را دارند و مي‌خواهند در هر قدم نكته جديدی بيابند.گاه ان را به اساني خواهند يافت و گاه برای بدست اوردنش به زحمت خواهند افتاد. هدف اين سری از نوشته‌ها تنها يك چيز است: مكتوب كردن سير حركت يك مبتدی در دنياي اپن‌سورس و لينوكس و تشويق افراد مشابه به تست كردن اين مسير.

از هم اكنون حدس مي‌زنم ابونتو نيز در اين وبلاگ به سرنوشتي چون « توييتر، وردپرس، فيس‌بوك و ويكي‌پديا» دچار شود!! انقدر از در و ديوارش اوبونتو بريزد كه حتي عاشقان سينه‌چاكش را به دادن تذكری دوستانه در مورد رعايت تعادل، مجبور گرداند.پيشاپيش از همه دوستان و عزيزان عذرخواهی مي‌كنم و منتظر تذكرات دوستانه شما خواهم ماند!

Comments (5)

اوبونتو : قسمت نرم‌افزار

اين پست به نوعی مكمل كل طرح است.به همين دليل طولانی بودن بيش‌ازحد ان را بر من ببخشاييد.اميدوارم با اين نوشته بسياری از سوءتفاهمات حل شود.

بياييم يكبار برای هميشه اين بزرگترين سو‌ءتفاهم را حل كنيم: كلمات « مهاجرت-جنبش-كوچ-انقلاب-جايگزينی و… » را از صفحه ذهن و نوشته‌های خود پاك كنيم.اينها كلمات بسيار سنگين و حداكثری هستند و نياز به دلايل و انگيزه‌های پرقدرتی دارند.اما ايده طرح بسيار ساده است.بجای ان از كلمات ساده و حداقلی زير استفاده كنيم:«آشنایی با لينوكس» يا «گسترش اوبونتو».حالا فكر مي‌كنم اين كلمات نياز به انگيزه‌های پرقدرت-لااقل در حد كلمات قبلی -نداشته باشندو دقيقا به همين دليل است كه فرد بي‌سواد و بی‌اطلاعی مثل من نيز مي‌تواند در اين گسترش و آشنایی فعاليت كند.اگر موجب خنده و ناراحتی شما نشود بايد بگويم اگر امكان سخت‌افزاری ان وجود داشت دوست داشتم بر روی كامپيوترم سه سيستم عامل ويستا-لئوپارد و اوبونتو را باهم داشتم وهرسه را درحد توان خودم گسترش مي‌دادم.برای شخص من هرسه اين سيستم عاملها جذاب -مهم و دوست داشتنی هستند.فراموش نكنيم كه برای ساخت هركدام از انها چه افرادی انرژی گذاشته‌اند!!اينجا بحث حذف شدن ويندوز يا انتقال كلی از ويندوز به لينوكس نيست.مطمئنا بايد با خود وديگران صادق باشيم.مثلا وقتی كاربران اتوكد هنوز گزينه معادل راحت و قابل قبولی در لينوكس ندارند خيلي راحت مي‌توان از انها خواهش كرد برای اين منظور لينوكس را استفاده نكنند يا دوست داران بازيها يا …. و كلا هرجا احساس شد كاربر با مشكلات عديده مواجه هست مي‌توان اين اگاهی را داد.

حالا مي‌رسيم به قسمتی كه من نام ان را قسمت نرم‌افزاری طرح گذاشته‌ام.در قسمت سخت‌افزاری گفتم ما بايد بتوانيم يك عدد سخت‌افزار رايگان -CD اوبونتو يا همان تخم فاخته را- در لانه افراد قرار دهيم.حالا كاربر در مورد اين مهمان ناخوانده از ما مي‌پرسد كه چيست و چه كار كند؟ براساس «مخاطب شناسی» مي‌توان به اين جمله جوابهای متنوعی داد.گاه نياز به توضيحات مفصل در مورد اهميت اپن سورس و… لازم است اما گاه تنها كافی است بگوييم فقط ان را نصب و تست كن.در مورد اين طيف وسيع محتوی مي‌توان بعدا بحث و تحليل كرد.اما فعلا برای من مهم متدهای اتصال قسمت نرم‌افزاری با سخت‌افزاری است.(فرم در برابر محتوی)

بزرگترين مشكل ما اين است كه تفكر وب-محور داريم.يعنی به دليل استفاده بيش‌ازحد از وب مي‌خواهيم تمام كارها را از طريق اينترنت انجام دهيم.در صورتی كه بخشی كه نام ان را دنيای آفلاين مي‌گذارم بسيار وسيع‌تر است-اگر مهمتر نباشد:

الف-بخش آفلاين:اين بخش اشاره به تمام امكانات موجود جهت انتقال محتوی دارد.مطمئنا از راديو وتلويزيون نمي‌شود انتظاری داشت! اما به روزنامه‌ها ومجلات مي‌توان اميدور بود. روزنامه‌هايي مثل «هموطن-شرق-همشهری-ايران و…»  و همچنين تقريبا تمام مجلات كامپيوتری «علم الكترونيك-شبكه-عصر ارتباط و…».مي‌توان با آنها تماس گرفت.از انها كمك خواست.هركدام بسته به ميزان همكاريشان -در هر حدی كه باشد- مي‌توانند مفيد باشند.مطمئنا در بين بسياری از كاربران اين مطبوعات افرادی هستند كه با اين ايده همراهی دارند.مي توان به لطف انها-هرچند بسيار اندك- فكر كرد.بخش آفلاين بسيار بسيار مهم است و حيطه كاربران ان بسيار بزرگتر و مهمتر از بخش آنلاين است.لطفا در اين بخش بيشتر فكر كنيم و ايده‌ها را مطرح كرده و به بحث بگذاريم.

ب-بخش آنلاين:همان بخشی كه تقريبا تمام فوكوس و تمركز دوستان كامنت گذار بر روی ان بوده است(البته طبيعی هم هست چون تخصص و علاقه‌مندي اصلی شما در همين بخش است.) اما وب امكانات متنوع بسياری دارد.همانگونه كه شما نيز مطلع هستيد قبل از ما بسياری از عزيزان در وب كارهايي انجام داده‌اند.برای مثال مي‌توان به ويكی اوبونتو اشاره كرد يا فروم‌های مربوط به ان.انها حتی قسمت سخت‌افزاری نيز دارند كه مي‌توانيم آنها را همياري كنيم.اما همانطور كه گفتم وب امكانات متنوع بسياری در اختيار ما قرار داده است.علاوه بر ويكی و فروم‌ها مي‌توان به مرور زمان وبلاگهای فردی يا گروهی متناسب با نياز كاربران مبتدی-متوسط-حرفه‌ای اوبونتو راه‌اندازی كرد.مي‌توان فايلهای متنوع به فرمتهای مختلف توليد كرد.راهنماهای متنی يا تصويری -ايجاد فايلهای PDF و … در مجموع اين قسمت با ايده‌های متنوع زيادی همراه خواهد بود.

با اينحال‌ حتی همين «آشنایی با لينوكس» و «گسترش اوبونتو» با مشكلات بسياری همراه خواهد بود.اين نياز به همكاری و همدلی و مشاركت همه ما دارد.بايد با خودمان صادق باشيم.مشكلات را بپذيريم از افراط پرهيز كنيم و باصبر و حوصله كارها را به پيش ببريم.

مي‌خواهم كل طرح را با تشبيه ديگری به پايان برسانم.يك ساختمان از دو جزء تشكيل شده: پی و اسكلت ساختمان – بقيه قسمتها . پی و اسكلت ساختمان دليل استحكام و پايداری ان است و بقيه قسمتها دليل زيبایی و راحتی ساختمان.شما بسته به مخاطب خود گاه لازم است بر روی استحكام و پايداری ان تاكيد كنيد اما در اكثر موارد افراد به زيبايي ساختمان بيشتر توجه مي‌كنند.بنظرم عيبي ندارد تيم مهندسي – البته با رعايت دقيق تمام اصول علمی و پايه‌های قوی اسكلت ساختمان- بر روی زيبايي و نماهای بيرونی آن نيز مانور دهند.در هر صورت ساختمان برای اين ساخته مي‌شود كه انسانها علاوه بر امنيت احساس آرامش و راحتی و لذت نيز داشته باشند.

Comments (14)

اوبونتو : فاخته جوان

با پرنده فاخته كه آشنا هستيد:همان كه تخم‌هايش را در لانه پرندگان ديگر مي‌گذارد.من دوست دارم كل طرح گسترش اوبونتو را – با تمام خامی آن- به فاخته تشبيه كنم.هدف من در اينجا اين است كه بياييم در لانه همه يك تخم فاخته-اوبونتو- بگذاريم! به همين دليل من در اينجا اصلا از واژه‌هایی مثل مهاجرت-نهضت-جنبش استفاده نمي‌كنم.در حالی كه در «جنبش وردپرس» صريحا از مهاجرت استفاده كردم.اينجا فقط هدف قرار دادن يك تخم‌فاخته ناخواسته در كامپيوتر كاربران است.چند سال قبل اگر يادتان باشد بر روی سيستم های اكثر افراد معمولا 2 تا سيستم عامل نصب بود: ويندوز 98 + ويندوز می  / ويندوز 98 + ويندوز ايكس‌پی و…. حالا فقط بدون هيچ سروصدایی در كنار ويندوز اوبونتو را نيز وارد كامپيوتر خودمان و ديگران كنيم.در اين صورت نگرانی ناشی از عدم آشنایی كاربران با اوبونتو (و كلا لينوكس) كمتر خواهد بود.برای بسياری اين سوال است كه چرا و چگونه خودم كه اوبونتو راتاكنون تست نكرده‌ام اين مطالب را مي‌نويسم؟حق با شماست. اما يك سوال دارم.من از ويندوز 98 با ويندوز اشنا هستم.به نظر شما چقدر از ويندوز اطلاعات دارم؟ باور مي‌كنيد اگر بگويم 10 درصد! ساير كاربران ويندوز چقدر ؟؟

صادقانه بگويم مهمترين دليل پيش‌كشيدن اين مبحث اين بوده كه : خسته شدم از اينكه دنيا به من( و ما) به چشم دزد نگاه مي‌كند. (حق دارد يا نه-مهم نيست)

بعضی از دوستان اعتقاد دارند هنوز مقدمات برای پيش‌كشيدن اين بحث‌ها اماده نيست.تفاوت ديدگاه من اين است كه من به امور به صورت «طيف پيوسته» نگاه مي‌كنم و انها به صورت «طيف خطی» ( استعاره پيوسته-خطی را از فيزيك دبيرستان گرفتم.درست نوشتم ديگه نه؟؟!!).در طيف خطی خطوط كاملا واضح و جدا از هم وجود دارد.شما از يك خط به خط بعدی مي‌رويد.اما در طيف پيوسته طيف‌ها در هم تداخل دارند و نمي‌توان به وضوح انها را مجزا كرد.ببينيد! ما در هر زمانی كه باشيم نسبت به گذشته كارها و پيشرفتهای خوبی كرده‌ايم و نسبت به آينده نقص‌ها  و مشكلاتی وجود دارد.هركدام از دوستان منتقد مواردی را اعلام مي‌كنند كه كاملا درست و به حق است.حرف من اين است كه برای شروع يك كار ما احتياج به يك حداقلها ( base line ) داريم.من فكر مي كنم اين خط استاندارد حداقلها الان وجود دارد و همچنين به مرور-و پيوسته -مي‌توان ان را ارتقا داد.مهم اين است كه اين خط را پايين در نظر گرفت يا بالا؟ 

البته بسياری از نگرانيهای مطرح شده مربوط به محدوده‌ای است كه قرار است من در مورد انها در «قسمت نرم‌افزاری » بحث كنم.با ما باشيد با ادامه بحث…

Comments (13)

گسترش اوبونتو

قبل از ادامه: روی صحبت من دراين چند پست با دو دسته افراد است:1-كسانی كه در حال احضر از اوبونتو استفاده مي‌كنند مثل :سعيد-امين-سياوش و… 2-كسانی كه هنوز از اوبونتو استفاده نكرده‌اند اما بسيار مشتاق تست ان هستند:خودم-نويد-حسن و… پس لطفا فعلا من را از چرایی و علت كار بر روی گسترش اوبونتو معاف كنيد.چون نه صلاحيت ان را دارم و نه اطلاعات ان را. از طرفی من با اين گونه جملات موافق نيستم:«اگر  x انجام شود ديگر همه چيز به دنبال ان درست خواهد شد.»بهمين دليل اعتقاد دارم صحبت از چرایی انتخاب اوبونتو بسيار مهم و لازم هست اما كافی نيست و از طرفی حتما هم نبايد در ابتدای مسير انجام شود.يك نگرش ديگر نيز كه با ان چندان موافق نيستم اين است كه بعضی‌ها اعتقاد دارند اول تفكر اپن‌سورس را جا بياندازيم بعد مصاديق ان مثل اوبونتو و برعكس ان :اول فايرفاكس را جا بياندازيم و بعد به سراغ ساير محصولات برويم.بنظرم برای فايرفاكس تبليغ خوب شده است-و هنوز هم مي‌شود.و اين منافاتی ندارد با اينكه ما در كنار ان برای گسترش اوبونتو هم فكر كنيم.به بيان ديگر مي‌توان هم از جزء به كل حركت كرد و هم از كل به جزء.حركت اين دو باهم منافاتی نداردبلكه مكمل هم مي‌توانند باشند.

همين‌جا لازم است بگويم دچار «توهم وبلاگی» هم (كه بعضی‌ها فكر مي‌كنند با وبلاگ‌نويسي مي‌توان در دنيای واقعی انقلاب كرد) نشده‌ام.بلكه به دلايلی-كه مي‌توان در مورد ان بسيار بحث‌و تبادل نظر كرد-معتقدم مي‌توان در وبلاگها ايده‌های خام خود را به بحث گذاشت.به دليل جلوگيری از طولانی شدن پستها مجبورم كل طرحی كه در ذهن دارم را در چند پست بيان كنم.به همين دليل خواهش مي‌كنم با اين ديد به كل اين مبحث نگاه كنيد.لطفا تمام نوشته‌ها و كامنتها را با دقت دنبال كنيد تا بتوانيم يك طرح جامع در ذهن خود داشته باشيم.

اما بعد… در پست قبل در مورد مقدمات كار گفتم.احساس مي كنم الان فرصت بسيار خوبی برای تبليغ اوبونتو باشد.چون نسخه جديد ان منتشر شده-بزرگترين فروشنده كامپيوتر دنيا(شركت دل) اوبونتو را بر روی كامپيوترهای خود قرار داده-در ايران نيز يك گروه بسيار مشتاق از دوستداران اوبونتو ايجاد شده و از همه مهمتر فصل تابستان و شروع تعطيلات نزديك است.در پست قبل در گزينه‌های 4و 5 به دو جزء نرم‌افزاری و سخت‌افزاری اشاره كردم.ابتدا قسمت سخت‌افزاری:

يكي از مهمترين كارها كپی و انتشار تعداد بسيار زيادی  CD-DVD رايگان اوبونتو مي‌باشد.اينجا دو مسئله است:

1-چه كسانی اين CD-DVD ها را توليد كنند؟ بنظرم بايد اول از حلقه مشتاقان اوبونتو شروع كرد.همه ما در منزل خود CD-DVD های خام داريم.DVD رايتر يا CD رايتر نيز داريم.برای شروع بد نيست هركسي چندين كپی تهيه كند.مي‌دانم در شروع كار بسيار كم و به نظر احمقانه و غيرممكن بنظر مي‌رسد.اما معتقدم-شايد هم در اشتباه باشم-اين قضيه مي‌تواند تصاعدی افزايش يابد.تنها كافی است با انگيزه شروع كنيم.

2-CDهای توليد شده دست چه كسانی برسد؟و از چه مسيری؟ مطمئنا در ابتدا نمي‌توان به تمام ايرانيها يك عدد CD داد.پس بهتر است گروههای هدف را انتخاب كرد.يكي از بهترين گروههای هدف مي‌تواند خوانندگان مجلات كامپيوتری كاغذی باشند.همه ما مي‌دانيم كه مجلات كامپيوتری در سراسر كشور توزيع مي‌شوند.مي‌توان در ابتدا اين دسته را نيز select كرد.مثلا مجلاتی كه در تهران توزيع مي‌شوند.يا مجلاتی كه برای مشتركان فرستاده مي‌شوند.فكر نمي‌كنم هيچكدام از مجلات كامپيوتری مخالفت كنند كه همراه يك شماره از انها يك عدد سي‌دی رايگان به خوانندگانشان اهدا شود.

گروه هدف ديگر مي‌تواند فروشندگان كامپيوتر باشد.شركتهای بزرگ ارائه‌كننده دسكتاپ-لپ‌تاپ همچنين مراكز اصلی فروش سيستم‌های سفارشي.برای همه انها بايد رو در رو صحبت كرد و توضيح داد كه مي توانند در كامپيوترهای خود -در كنار سيستم عامل ويندوز- اوبونتو را نيز نصب كنند (يا لااقل برای مشتريان خود اين گزينه را نيز برای انتخاب قرار دهند.)

شما گروههای هدف ديگری مي‌شناسيد؟ مسيرهای ديگر چه؟الگوريتمهای پيشنهادی شما برای شروع كار چيست؟ در پست بعدی در مورد قسمت نرم‌افزاری ان با هم صحبت مي‌كنيم.

Comments (10)