Archive for بالاترین

حمايت از نقض كپی‌رايت در بالاترين

( قسمت نخست را مي‌توانيد در اينجا بيابيد. همچنين لينك آن در بالاترين )….ادامه بحث:

اگر يادتان باشد در جريان اتفاقي كه برای وبلاگ «يك پزشك» در بالاترين افتاد ، اگرچه دوستان يك پزشك اعتقاد داشتند كه به ايشان بي‌احترامي شده و همچنين اعتقاد داشتند كه دكتر هميشه سعي مي‌كند لينكهای منابع را بگذارد، اما هرگز منكر اهميت رعايت «كپی‌رايت» نبودند.آنها نيز همانند ديگران – ناگفته- تاكيد داشتند كه اگر نقض كپي‌رايت- حتي از جانب بزرگواری چون دكتر- صورت پذيرد قابل دفاع نيست.

همچنين اگر خاطرتان باشد آن لينك جنجالي را يكي از فعالان معتبر بالاترين، در بالاترين قرار داده بود و تعداد زيادی از افراد شناخته‌شده در بالاترين- لااقل شناخته شده براي اكثر وبلاگ‌خوانان و وبلاگ‌نويسان – به آن لينك رای مثبت دادند.همه اين عزيزان در كامنتها و در جاهاي ديگر تاكيد داشتند كه هدفشان از تاييد ان لينك بي‌احترامي به دكتر نبوده بلكه مي‌خواهند با اين امتياز مثبت به همگان ياآوری كنند كه نسبت به موضوع «كپی‌رايت» حساس هستند. اكنون توقع عمومي از اين عزيزان افزايش يافته است.واضح است كه پس از اين قضيه، عزيزاني كه در بالاترين بر كپي‌رايت تاكيد دارند بايد در عمل نيز آن را ثابت كنند. خوشبختانه تاكنون چنين بوده و بعد از اين نيز چنين خواهد بود.

اما… موارد معدودی نيز ديده مي‌شود كه بهتر است بجای اسم بردن از مورد خاص، آن را به صورت امر كلي بيان كنيم. امروز كه به بالاترين سر زدم، لينكي را ديدم كه ارجاع به مطلبي داشت كه در ان مطلب يك نرم‌افزار بصورت غيرقانوني در دسترس كاربران بود.اينكه همه ما گاه نيازمند استفاده از نرم‌افزارهای غيرقانوني هستيم به جای خود قبول.همچنين لينكي كه ارجاع به چنين محتواهايي مي‌دهد در بالاترين قرار گرفته را مي‌توان توجيح كرد و گفت : نياز به وقت است تا اين رفتار در طولاني مدت تصحيح شود. از ديگر سو، اينكه من ِ نوعي، براي جلوگيری از سوءتفاهم و احيانا اين كه دوست بالاتريني ِ من از دريافت منفي از طرف من ناراحت نشود، منفي به او ندهم : باز هم مي‌توان آن را قبول كرد.

اما يك چيز برايم قابل حل نيست: اينكه من عميقا به رعايت كپی‌رايت معتقد باشم ولی باز -بعد از اين همه مشاجره- به لينكي كه واضحا نقض كپي‌یايت مي‌كند امتياز مثبت بدهم جاي سوال دارد.

پيشنهاد:  من يك پيشنهاد ساده دارم. مسدود كردن نوشته‌هايي كه چنين محتوايي در بالاترين ارائه مي‌كنند، شايد چندان موثر نباشد.از طرفي اين كه كاربران را مجبور كنيم كه چنين لينكهايي نگذارند: آنهم شايد موفق نباشد. از طرفي اگر از همه بخواهيم كه به چنين لينكهايي منفي دهند ممكن است جو بي‌اعتمادي، بدبيني و دلخوری گسترش يابد( كه اين نه تنها سازنده نيست بلكه مخرب نيز هست). اما روش ديگری است كه بنظرم از همه بهتر است.

عمل كنيم: فرض كنيم من( يعني مزيدي) در بالاترين ، انرژی زيادی دارم، شناخته شده‌ام و جزء كاربران فعال در بالاترين هستم. در بالاترين لينكهاي مختلف را چك مي‌كنيد.به لينكي مي‌رسيد كه واضحا نقض كپي‌رايت مي‌كند.در ليست كساني كه به اين لينك مثبت داده‌اند، اسم من را مي‌بينيد. خوب حالا چكار كنيد؟ بنظرم اصلا لازم نيست به اين لينك منفي بدهيد؛ تنها كافي است به قسمت كامنتها برويد و من را با اسم مخاطب قرار دهيد و به شيوه كاملا مودبانه به من يادآوری كنيد كه:

جناب مزيدی. شما به لينكي امتياز مثبت داده‌ايد كه نقض كپي‌رايت مي‌كند و يك نرم‌افزار غيرقانوني را ارائه مي‌نمايد.آيا من درست متوجه شده‌ام؟

اين طرز برخورد بنظرم سازنده‌ترين راه است.چرا؟ چون در اينجا شما نوك انتقاد را متوجه سايت مربوطه يا حتي كسي كه لينك را درج كرده نمي‌كنيد.بلكه انتقاد را به سمت كساني مي‌كشانيد كه با حمايت معنوي خودشان از نقض كپي‌رايت – آگاهانه يا سهوي -منجر به ادامه اين مسير مي‌شوند. همچنين شما با گفتن كلمات بالا بدون اينكه موجب ناراحتي مخاطب خود- اينجا مزيدی!- بشويد و بدون اينكه در حق او قضاوت كنيد، به او متذكر مي‌شويد كه در يك رفتار اشتباه مشاركت داشته. بيان مطلب به صورت پرسشي اين امكان را برای من ِ مخاطب مي‌گذارد تا اگر- بر فرض- شما نكته‌ای را غفلت كرده باشيد؛ يا احيانا من مسئله‌ای خاصي را مدنظر قرار داده باشم، بتوانم آن را در جواب به سوال شما مطرح كنم.

با اين حال: فراموش نكنيم كه فرهنگ‌سازی چيزی نيست كه به يكباره رخ دهد.نياز به مداومت و از همه بيشتر صبوری دارد.پس اگر دوست داريم موجب ارتقا فرهنگ عمومي كاربران شويم بايد هم صبور باشيم و هم پرتلاش.

Comments (9)

كپی رایت، بالاترین و دیگر هيچ

از خوانندگان گرامي بدليل طولاني بودن مطلب عذر مي‌خواهم:

امروز وقتي به بالاترين سر زدم در قسمت لينكهای برتر به مطلبي برخوردم كه همراه با واكنشهای فراوان – و گاه تندی – بود. مطلبي كه سعي داشت موضوع نقض كپي‌رايت در بالاترين را مطرح كند. لحن نوشته تند بود.فارغ از اين كه نويسنده مطلب- بدليل تذكر دادنهای قبلي به ساير كاربران- حق داشت عصباني باشد يا نه؛ اجازه دهيد به آن مطلب لينك ندهم.چرا كه اتمسفر پيرامون آن مطلب بسيار عصبي و متشنج است و ممكن است بجای آرامتر و منطقي‌تر شدن ماجرا، آتش خشم و كينه را شعله‌ورتر كند.

مدتي قبل در طی جنجال ماجرای «يك پزشك در بالاترين» در حالي كه مخالفان تاكيد داشتند كه در اين جريان به نويسنده وبلاگ «يك پزشك» اهانت شده است، موافقان با قبول لحن نامناسب نوشته، تاكيد فراوانی بر رعايت حق كپي رايت داشتند. همان اتفاق اينبار به فرم ديگری – البته با تفاوتهاي فراوان- در حال ظهور است. موافقان از عدم رعايت كپي‌رايت مي‌گويند و اين مورد را با عصبانيت و  افشاي نامهای حقيقی – كه مصداق نقض حريم شخصي است- همراه كرده‌اند.طبيعي است كه مخالفان نيز بر مواردی چون بي‌احترامی، بكار بردن كلمات ناشايست و افشاي شخصيت حقيقی افراد انگشت بگذارند. در اين شرايط هرگز دو گروه نمي‌توانند با هم ديالوگ سالمي برقرار كنند.

توصيه: كوچكتر از آن هستم كه بخواهم توصيه كنم.اما اگر نظر من را مي‌خواهيد، به مدت 24 يا حتي 48-72 ساعت بگذاريد اين موضوع همين طور بدون هيچ اظهار نظری از طرفين راكد بماند. مطمئنا در طی 48-72 ساعت آينده خشم و ناراحتي بسياری از طرفين ماجرا فروكش مي‌كند.

آن وقت: بياييم از ابتدا ماجرا را كالبدشكافي كنيم:

– همه موافقيم كه » نقض كپي‌رايت بد است» .

– بياييم همه توافق كنيم كه اكثر كاربران در وبلاگستان و بخصوص بالاترين عامدانه نقض كپي‌رايت نمي‌كنند.اگر تاكنون چنين كاری انجام مي‌شده يا از سر اشتباه بوده يا سهل‌انگاری.

– قبول كنيم كه كاربران داخل كشور نمي‌توانند از فردا صبح كه از خواب بيدار شدند، در 100% موارد قانوني رفتار كنند و كپي‌رايت را همانند كشورهاي پيشرفته مو به مو رعايت كنند.

– قبول كنيم كه بسياری از محصولات كه بعنوان «دارايي‌هاي معنوي» شناخته مي‌شوند در داخل كشور ما بدلايل فراوان قابل دسترس نيستند: تحريم، گراني و… كاربران داخل كشور نمي‌توانند از فردا تمام فيلمها، موزيكها، نرم‌افزارها و … را به قيمت اصلي و بصورت اوريجينال استفاده كنند.گراني سرسام‌آور اين محصولات و همچنين عدم توانايي براي تهيه اين محصولات بدليل تحريم‌هاي همه‌جانبه سياسي-اقتصادي  و بسياری معضلات ديگر در اين بين دخيلند.

– اما از طرف مقابل: بپذيريم كه اين وضعيت نبايد بهانه‌ای شود براي ما تا هربار با توسل به اين مشكلات، رفتارهای نادرست را در خود تقويت كنيم.

مثالي مي‌زنم: در شرايطی زندگی مي‌كنيم كه اگر غذا نخوريم مي‌ميريم.غذاي لذيذي مي‌يابيم كه مي‌توانيم هرچقدر دلمان خواست از آن بخوريم،اگرچه الان صاحب آن غذا نيست، ولي قبلا به ما گفته كه اجازه نمي‌دهد حتي يك ذره از غذاي او را استفاده كنيم. بنظرم در اينجا چند كار مي‌شود كرد:

1- اصلا غذا نخوريم، حتي اگر به قيمت مرگمان تمام شود: من اين راه را پيشنهاد نمي‌كنم.

2- بخوريم.اما با كمترين مقدار.در حدي كه از مردن جلوگيری كند.

3- هرچقدر دلمان مي‌خواهد بخوريم. ممكن است صاحب اين غذا، اين غذا را از دسترنج من و ما بدست اورده باشد؛ اصلا مگر او كيست كه در مورد مرگ و زندگي من تصميم بگيرد؟ ؛ خودش چگونه اين غذا را بدست آورده ؟ و ….

مشخص است كه من گزينه 2 را پيشنهاد مي‌كنم.

اما همه اين حرفهاي گقته شده تاكنون، كليات مسئله بوده‌اند.اين كه حدود و ثغور موارد ذكر شده كجاست ؟ در چه مواردی نقض كپي‌رايت را -با اين كه قلبا از آن ناراحتيم؛ با اين كه مي‌دانيم كار زشتي است ، اما مجبور به اين كار هستيم- انجام بدهيم؟  و… همگي سوالاتي است كه بايد بحث‌هاي فراوان و مفصلي در مورد آن انجام پذيرد.

همانگونه كه بارها در اين وبلاگ نوشتم ، هيچكدام از اين مباحث به سرانجام مطلوب خود نخواهند رسيد مگر آنكه عصبانيت، تهمت، اهانت ، كدورت و درشت‌گويي را كناری بگذاريم.با خونسردی و حفظ آرامش مسايل را بازكنيم. اگر تاكنون اشتباهات مكرری را از ديگران ديده‌ايم، فراموش كنيم و با رويي گشاده سعي در ايجاد فضايي گفتماني كنيم. من اين مرحله را به يك مرحله گذار تشبيه مي‌كنم.همانند تمام مراحل گذار، اينجا نيز عصبيت، واكنشهای تند و احساسي جزء ذاتي قضيه خواهد بود. بايد اين وضع را پذيرفت و با شكيبايي خود را براي عبور از اين مرحله آماده كرد.

همچنين مدتي است كه سايتهاي موزيك نيز يكي پس از ديگری بسته مي‌شوند. اينكه چرا بسته مي‌شوند؟ چه كساني اين كار را مي‌كنند؟ فوايد و مضرات ان چيست؟ در جاي خود محفوظ. اما يكي از بركات اين اتفاق اين است كه شايد كم‌كم شروع كنيم به رعايت كپي‌رايت در صنعت موزيك. چيزی كه پذيرش آن حتي براي كاربران غربي نيز تا حدود زيادي مشكل است.با اينحال مجموع اين اتفاقات در چند وقت اخير مي‌تواند فتح بابي باشد بر مساله «كپي‌رايت» و مفهوم آن در بين كاربران فارسي‌زبان اينترنت.

– اما در مورد بالاترين : ببينيد! اگر شما به آمار پربازديدترين دامين‌هاي اينترنتی در بين كاربران فارسي زبان- از ديد سايت الكسا–  مراجعه كنيد، دو سايت را در بين 20 سايت اول مي‌بينيد كه مختص دانلود محصولاتي هستند كه اكثر آنها كرك شده‌اند. اين نشان دهنده محبوبيت بالای اين قبيل سايتها و نوع فعاليت آنها در بين كاربران ايراني است. نمي‌‌توان به سرعت برق و باد اين خصلت را تغيير داد بلكه نياز به فرهنگ‌سازی در طولاني مدت دارد. همچنين بدلايل متعدد برای اين دو سايت تا مدتها مشكل آنچنانی ايجاد نخواهد شد.

اما وضعيت بالاترين  متفاوت است. بالاترين سايتي است كه در خارج از ايران قرار دارد، تيم بالاترين و كاربران آن چه بخواهند چه نخواهند ملزم به رعايت تك‌تك قوانين بين‌المللي «كپي‌رايت» هستند. اينجا ديگر بحث ميل من يا شما نيست.قوانين بين‌المللي كاملا واضح و شفاف هستند و در مورد كپي‌رايت بينهايت سخت‌گير. موسسات بين‌المللي هنوز بر روی فعاليت بالاترين حساس نشده‌اند. اما اگر روزی برحسب تصادف به آن حساس شوند مي‌توانند به سادگي از ادامه فعاليت بالاترين جلوگيری كنند. اگر واقعا بالاترين را دوست داريم بايد به اين نكته مهم نيز توجه كنيم.

نظر شخصي من اين است: نمي‌توان يك سايت را براي معرفي تنها يك نرم‌افزار كرك شده، در بالاترين مسدود كرد. حتي معتقدم سايتهايي كه اكثر مطالب آنها مربوطه به فايلهاي كرك شده است را مسدود نكنيم.بلكه تنها پُست‌هايي كه در ان به معرفي يك نرم‌افزار كرك شده پرداخته شده است، در بالاترين ممنوع شوند. مثلا من ممكن است تمام مطالب وبلاگم حاوي فايلهاي كرك نرم‌افزار باشد؛ كاربران بالاترين بايد از لينك دادن به اين مطالب ممانعت كنند. اما اگر در بين اين همه مطلب؛ من فقط يك پست نوشتم كه در آن فايل كركي قرار نگرفت، نه تنها اجازه داده شود كه آن مطلب به بالاترين ارسال شود بلكه اين كار تشويق هم شود.

اين يك اصل روانشناسانه است: شما رفتارهای اشتباه يك فرد را ممنوع مي‌كنيد و در مقابل به رفتارهای خوب او پاداش مي‌دهيد هرچند آن رفتار كوچك باشد.

اين ساده‌ترين راه برای شروع تقويت يك رفتار مثبت در بين كاربران است.

ادامه دارد…

Comments (5)

میكسی شویم

بعد از معرفي سايت ميكس توسط تك‌كرانچ در چند روز قبل، توجه بسياری از آي‌تي‌نويسان در سرتاسر وب به ميكس جلب شده است. فرصتي داشتم تا اين سايت را تست كنم.

اين مسلم است كه سايتهايي مثل ديگ – و نمونه ايراني ان بالاترين– جايگاه خاص خود را پيدا كرده‌اند و كاربران وفادار خود را دارند. اما سرويسهاي جديد وب امكانات متفاوتي دارند كه ممكن است براي سايرين جذاب باشد. ميكس برخلاف ديگ، مي‌تواند اين امكان را فراهم كند كه كاربران فارسي زبان آن ، در گوشه‌اي از ميكس يك كلوني براي خود ايجاد كنند!

ابتدا به سايت ميكس برويد.در ان ثبت‌نام كنيد.اكانتي به شما اختصاص داده مي شود و از شما مي‌خواهد كه صفحه خود را شخصي‌سازی كنيد.از بين گزينه‌هاي فراوان آن مي‌توانيد ان قسمتهايي كه مورد علاقه‌تان است برگزينيد.مثلا من اينها را انتخاب كردم: photography -internet- tech opinion- design- music و.. در پايان وقتي انتخابهاي خود را تاييد كردم، صفحه نخست ميكس برايم به صورتي درآمد كه هركدام از اين موارد گفته شده، قسمتهاي اصلي را در صفحه شخصي من در ميكس تشكيل دادند. علاوه بر آنها چند قسمت ديگر هم وجود دارد.مثل: برترين تصاوير،برترين ويديوها، برترين پستها.  اما ابنها به همراه امكانات «شبكه اجتماعی » ميكس ، چيز مهمي- لااقل از ديد كاربران فارسي زبان – نيست. پس نكته كجاست؟

دو خاصيت بسيار مهم دارد:

1- توانايي تشكيل group

2- توانايي اضافه كردن هر گروپ يا شخص يا عنوان يا تگي در سرتاسر ميكس، به صفحه شخصي خود تحت عنوان  add to your mixx

حالا چه اتفاقي مي‌افتد؟

اكنون من يك اكانت در ميكس دارم در اين ادرس. شما مي‌توانيد من را به ليست دوستان خود اضافه كنيد. سپس هرگاه كه به ميكس خود وارد شويد با رفتن به تب your mixx friends مي‌توانيد فعاليتهاي مختلف من را در ميكس پيگيری كنيد: چه لينكهايي وارد كرده‌ام، چه لينكهايي امتياز داده‌ام و…

از طرف ديگر شما مي‌توانيد اكانت من را به صفحه اول ميكس خود اضافه كنيد.در اين صورت تمام فعاليتهاي من در صفحه اول شما ايندكس مي‌شود.

اما مهمترين قسمت كه مي‌تواند بيشترين كاربرد را براي ما -كه فارسي زبان هستيم – داشته باشد، قسمت groups ان است.مثلا من يك گروه ايجاد كردم با عنوان بالاترين. هر فارسي زباني كه در ميكس وارد مي‌شود مي‌تواند در اين قسمت عضو شود و لينكهايش را به اين گروپ نيز بفرستد.تصور كنيد مثلا 30 نفر در اينجا عضو شوند.پس لينكهايي كه هر روز اين 30 نفر به ميكس مي‌فرستند در اينجا ايندكس مي‌شود. من اين گروپ را با استفاده از گزينه add to your mixx  به صفحه اول خودم اضافه كردم.

نتيجه: هر وقت به ميكس وارد شوم در صفحه اول من بخشي وجود دارد به نام «بالاترين» كه تمام لينكهاي ارسالي توسط دوستانم در آن ايندكس شده.

از انجايي كه ايجاد گروپ براي همگان ساده و ممكن است به مرور هر كسي مي‌تواند يك گروپ ايجاد كند .بقيه نيز مي‌توانند صرفا آن را به ليست گروپهاي خود اضافه كنند يا اينكه اگر گروپ معتبري بود حتي آن را به صفحه اول ميكس خود بفرستند.مثلا گروپ ايرانيان

اگر فعاليت فارسي‌زبانها در ميكس زياد شود ممكن است روزی شاهد باشيم  صفحات نخست ما در ميكس، از صدر تا ذيل تنها لينكهاي فارسي باشد!

تفاوت ميكس با ديگ/بالاترين چيست؟ به زبان ساده: در ديگ و بخصوص بالاترين شما چيزی به عنوان صفحه شخصي نداريد-البته اكنون ديگ تغيير كرده. هر دو سايت ديگ و بالاترين همه افراد را به صفحه اول و عمومي خود مي‌فرستند.بعبارت ساده‌تر، صفحه نخست، صفحه عمومي است. در صورتي كه در ميكس صفحه نخست، صفحه شخصي است كه كاملا قابل شخصي‌سازی‍ است، برخلاف بالاترين و ديگ. صفحه عمومي در ميكس بصورت يك تب، تحت عنوان  popular وجود دارد.

شعار هفته: من ميكسي هستم! شما چطور؟

Comments (5)

جنجال تازه بالاترين

يك وبلاگ‌نويس پستي در مورد وبلاگ‌نويس ديگری مي‌نويسد. در اين مطلب او نكات مختلف و متعددي را ياد آور مي‌شود كه بعضي درست و بعضي  نادرست مي‌نمايند. در اين وسط رسانه‌ای قرار مي‌گيرد به نام بالاترين؛ رسانه‌ای كه بار ديگر ثابت مي‌كند سرسری خواني و عجولانه قضاوت كردن جزء خصايص ثابت كاربران آن -بخصوص كاربران بيشتر شناخته شده ان است. اجازه دهيد اول به دو طرف ماجرای اصلي بپردازيم:

ادامهٔ مطلب »

Comments (15)

بلوطك و بالاترین

وبلاگ بلوطك  اخيرا مطلبي نوشته در مورد سايت بالاترين. در اين نوشته به مواردی اشاره شده كه بد نديدم كمي در مورد آنها بيشتر صحبت شود:

1- همانگونه كه بلوطك گفته، مديران بالاترين زحمتهای بسياری را متحمل مي‌شوند و در برابر آنچنان درآمدی كه ندارند هيچ، كلي هم بايد طعنه و كنايه و فحش از كابران و غير كاربران خود نوش جان كنند. ياد آخرين سخن مهدي عزيز مي‌افتم كه با لحني دوستانه اما با رنجي پنهان از شيوه تخريبي منتقدان مي‌گفت كه چرا يك كار را بايد بكوبيم؟ اگر فكر مي‌كنيم مي‌توانيم كار باارزش‌تری انجام دهيم بهتر است خود دست بالابزنيم.

2- همانگونه كه بلوطك اشاره كرده، بسياری مواقع لينكهايي در بالاترين ديده مي‌شود كه به ظاهر جذاب است اما در لايه‌های پنهان خود، ضد زن مي‌باشد. همانگونه كه مي‌دانيد دو نوع جوك وابسته به جنس داريم: گروه اول : ثكثي: اين گروه از جوك‌ها بيشتر فضای اروتيك و پورنوگرافيك دارند. اما دسته ديگر جوك هم وجود دارد كه به آنها ثكثيتي مي‌گويند.اين گروه از جوكها هيچ لزومي ندارد كه مرتبط با مسايل پورنوگرافيك باشند. اين دسته از جوكها ظاهري جذاب و خنده‌دار دارند اما در باطن، در پي تحقير يك جنس (عمدتا زنان و كمتر مردان) بر مي‌آيند. در نتيجه مخالفت با اين دسته از نوشته‌ها و گفته‌ها و … از نظر بسياری -كه به عمق قضيه چندان اهميتي نمي‌دهند- صرفا افراط گرايي فمينيستي ارزيابي مي‌شود. شيوه برخورد با اين دسته از مطالب بسيار سخت است.به همين دليل است كه مثلا اعتراض به لينكهايي چون «رانندگی زنان را ببینید» برای بسياری، افراطی بنظر خواهد آمد.

فمينيست‌ها بخوبي مي‌دانند كه تفكر مردسالار چيزی نيست كه تنها در سطح جريان داشته باشد.اين تفكر در طی قرون متمادی در تمام قسمتهاي جامعه ، فرهنگ ، هنر و … و بطور كلي در تمام لايه‌های پيدا و پنهان رواني،شغلي و اجتماعي رسوب كرده است. طبعا هربار كه تلنگری به اين لايه‌های رسوب يافته در بطن فرد و اجتماع وارد شود، در ابتدا با مقاومت مواجه خواهد شد و پس از به حركت درآوردن رسوبات، موجب كدر شدن محيط خواهد شد. چاره‌ای نيست.

3- در مورد تعريف دموكراسی: تاكنون تعاريف بسيار زيادی از دموكراسي خوانده‌ايم، اما بنظرم يكي از بهترين آنها -كه لااقل من تا اين لحظه چنين فكر مي‌كنم- اين است: اعمال نظر اكثريت در عين رعايت حقوق اقليت. هرچند خود اين تعريف نيز مشكلات و ابهامات خاص خود را دارد.

4- اما در مورد دموكراسي هدايت شده: حقيقت اين است كه در بعضي نقاط دنيا و در بعضي موارد از اين مدل دموكراسي استفاده شده است.اما بعيد مي‌دانم اين مدل در جايي مثل بالاترين جواب بدهد.علت را نه فقط در كابران بالاترين بلكه بايد در ذات سرويسي چون بالاترين / و صد البته الگوی اصلي و اوليه آن: ديگ ، جستجو كرد.

من شخصا، سايتي مثل ديگ و با غلظت بسيار بيشتری سايت بالاترين را به صفحه حوادث روزنامه‌ها تشبيه مي‌كنم. كساني كه كار مطبوعاتي انجام داده‌اند به خوبي مي‌دانند كه در صفحه حوادث اصل بر عقلانيت و تفكر نيست ( هرچند همينجا ميلياردها بار تاكيد مي‌كنم كه اين جمله به معني نبود عقلانيت يا ضد عقلانيت هم نيست، بلكه تنها مي‌گويد كه تفكر، اولويت اول صفحه حوادث نيست). در صفحه حوادث اصل اساسي داغ بودن مطلب است، جذابيت آن، كشش بالاي تيتر برای جذب سريع مخاطب و موارد مشابه. در نتيجه گاه ، تاكيد مجدد مي‌كنم گاه ، برای داغ شدن بيشتر مطلب ممكن است ساير پارامترها مورد غفلت واقع شوند.

اين اتفاقي است كه ما هرازگاهی در بالاترين شاهديم. ذات صفحه حوداث بدين صورت است كه خواننده چندان حوصله دقت در ريز نكات را ندارد. اگر وبلاگ‌نويس باشيد احتمالا با اين پديده مواجه شده‌ايد: مطلبي را با دقت فراوان مي‌نويسيد اين مطلب پس و پيش دارد، اما به يكباره آن مطلب سر از بالاترين در مي‌اورد و خوانندگان عجول بالاتريني بدون توجه به صدر و ذيل مطلب، شما را آماج انواع و اقسام گناهان نكرده مي‌كنند.

5- راه حل چيست؟ طبعا نمي‌توان هيچ راه قطعي برای اين قبيل مشكلات پيدا كرد.تنها مي‌توان گزينه‌هايي را پيشنهاد داد. شخصا فكر مي‌كنم تيم اصلي بالاترين بايد كمترين دخالت را انجام دهد، آنها تنها هنگامي بايد دخالت كنند كه مشخصا تخلفي از قوانين تصريح شده در سايت اتفاق افتاده باشد. اينجا نيز مثل تمامي موارد ديگر خود كاربران بالاترين هستند كه مي‌توانند در طولاني مدت علاوه بر جذابيت و داغ بودن، چاشني عقلانيت را هم به بالاترين تزريق كنند(تاكيد دوباره مي‌كنم كه اكنون نيز اين عقلانيت وجود دارد.)در اين ميان نقش كساني كه عنوان فعالترين و پرانرژي‌ترين كاربران بالاترين را يدك مي‌كشد بسيار مهم و حساس است.مثلا اشخاصي چون كمانگير به دليل شخصيت كاريزماتيك‌ خود در بالاترين مي‌توانند جهت كلي بالاترين را به سمت عقلانيت سوق دهند يا گاه آن را به سمت جنجال بكشانند. اما با همه اين اوصاف بايد در تمام موارد  اين همه فاكتورهای متعدد و گاه متضاد را در پيش رو داشت و سطح توقع را متناسب تنظيم كرد.

6-  اگر كلا سبك سايتهايي چون ديگ يا بالاترين را نمي‌پسنديد يك آلترناتيو بسيار عالي برای آنها وجود دارد: استامبل آپ‌ان . اگر بالاترين را به صفحه حوادث روزنامه‌ها تشبيه كردم، اينجا با جسارت مي‌توانم استامبل را به صفحات داخلي روزنامه مثل هنر ، فرهنگ و انديشه تشبيه كنم. در استامبل شما يك حلقه مشخص از كساني را مي‌يابيد كه تمايلاتي مشابه با شما دارند و سعي مي‌كنيد در آرامش خوانده‌های خود را با آنها اشتراك بگذاريد.

طبعا صفحات داخلي روزنامه‌ها طرفداران كمتر و حلقه محدودتری خواهد داشت. اين واقعيتی است مسلم كه بايد آن را پذيرفت بدون هيچگونه عصبانيتي.

Comments (7)

بالاترين را به فيد خود اضافه كنيد

وبلاگ‌نويسان: مدتها قبل مي‌خواستم چنين پيشنهادی را به تيم بالاترين بدهم.تا اينكه كه ديدم بهرام عزيز زحمت ان را كشيده است.

اگر شما اين مطلب را از طريق فيد اين وبلاگ(فيد حاصل از فيدبرنر) دنبال كرده باشيد احتمالا متوجه شده‌ايد كه در پايان هر مطلب گزينه‌هایی وجود دارد مثل: email this , add to delicious و…. . اين مربوط مي‌شود به يكي از امكانات فيدبرنر به نام feedflare.flamocon_190h

ارزش فيد فلر چيست؟ با اين لينكهای كوچك كساني كه مطالب وبلاگ شما را از داخل يك فيدريدر (مثلا گوگل ريدر ) دنبال مي‌كنند مي توانند از همانجا – بدون اينكه به وبلاگ شما سر بزنند – ان مطلب را يا ايميل كنند يا اينكه به اكانت دليشس خود اضافه كنند يا …

مزيت فيدفلر اين است كه هركسي مي‌تواند مشابه ان را بسازد.خواستم پيشنهاد بدهم كه يك فيدفلر برای بالاترين ساخته شود.اكنون بهرام عزيز زحمت آن را كشيده‌اند. در مورد نحوه استفاده از آن هيچ‌كس به زيبايي خود بهرام توضيح نمي‌تواند بدهد.از همانجا فيدفلر بالاترين را برای وبلاگ خود فعال كنيد. مثلا شما در همين جا، يك لينك با عنوان balatarin this مي‌بينيد.بر روی آن كليك كنيد تا ببينيد چه مي‌شود!!

سخني با خوانندگان: اكنون كه صحبت فيدبرنر شد بگذاريد يك مطلب را با شما صادقانه در ميان بگذارم.قصدم ناراحت كردن شما نيست. اما باور بفرماييد من شخصا ترجيح مي‌دهم كه شما به وبلاگ من سر نزنيد!! و در عوض فيد وبلاگ را به فيدريدر خود اضافه كنيد.حقيقت اين است كه امار بازديد از وبلاگ در برابر تعداد افراد مشترك فيدبرنر ، بسيار كم ارزش است.

سعي كنيد هم خودتان به فيدخوانی عادت كنيد و هم خوانندگان خود را به فيدخواني تشويق كنيد. البته كساني كه مي‌خواهند كامنت بگذارند هنوز مجبورند زحمت بكشند و به صفحه وبلاگ تشريف بياورند. همچنين عده‌ای هم هستند كه ديدن صفحه وب را به خواندن فيد خالی ترجيح مي‌دهند.اما از بقيه دوستان تمنا مي‌كنم آقا/خانوم نياين بابا نياين چجوری بگم نياين!! اگه منو دوست دارين جون ِ عمه‌تون(!!!) فيدبرنر اين وبلاگ را مشترك شويد.لينك ان را به رنگ قرمز جيگری!! در سايدبار مي‌بينيد!

به دست‌وپا بيافتم يا اينكه كافيه؟ فيد وبلاگ (http://feeds.feedburner.com/mazidi) يادت نره!

Comments (7)

خطری تازه برای بالاترين

تنها چند روزی بيش نيست كه سايت ديگ (معادل جهانی بالاترين خودمان!) امكانات جديد «شبكه اجتماعی» را به سايت خود اضافه كرده است.اين حركت مي‌تواند در پاسخ به محبوبيت انفجاری فيس بوك باشد و همچنين ترس از سايتهایی مثل استريمي كه هنوز نيامده محبوبيت پيدا كرده‌اند.مطمئنا اضافه شدن امكانات «شبكه اجتماعی» به ديگ مي‌تواند خبر چندان خوشحال‌كننده‌ای برای فيس‌بوك، استريمي و … نباشد. اما اينها برای ما مهم نيست!

چيزی كه اين وسط نگران كننده بنظر مي‌رسد همراه شدن اين امكانات با مشكلات اخير سايت بالاترين است. اخيرا سايت بالاترين در پي تغيير نحوه نمايش لينكها و كاربران مي‌باشد.در مورد اين كه ايا چنين كاری درست است يا خير بحثی ندارم؛ چون كاملا در حيطه اختيارات تيم بالاترين است.اما نگرانی من ان است كه اين اقدامات كاملا در جهت عكس اقدامات ديگ است.اين اتفاق مي‌تواند موجب حركت عده‌ای از كاربران بالاترين به سمت ديگ شود.همانگونه كه امروز در عرض چند ساعت حدود 20-30 كاربر بالاترين در ديگ ِجديد با همديگر اتصال برقرار كردند. امكانات شبكه اجتماعی ديگ انقدر زيبا و خوب طراحی شده كه احساس مي‌كنم برای بسياری از سايتهای شبكه اجتماعی مشكل ساز شود.

بعنوان يك كاربر علاقه‌مند احساس مي‌كنم تيم بالاترين از امروز بايد به فكر اضافه كردن «شبكه اجتماعی» به ساختار خود باشد.هنوز ديگ -تنها به دليل اختلاف زبان- يك تهديد كامل نيست؛ اما با امكانات جديدش پتانسيل بسيار بالايي برای رقابت با غولهای اين زمينه را يافته است.هرچند تجربه ثابت كرده زبان فارسي در اولويتهای اين قبيل سايتها نبوده و نيست، اما اضافه شدن احتمالی بخش فارسي به ديگ مي‌تواند در كوتاه‌ترين زمان ممكن سبب فلج شدن بالاترين شود. كما اينكه اكنون بعضي از معتبرترين كاربران بالاترين -كه اندكی هم از بالاترين ناراضي هستند- در ديگ جديد فعالند.

آيا برای آن روز اماده شده‌ايم؟

Comments (12)

Older Posts »