Archive for روانپزشكی

اختلال شخصيت آنتی سوشيال

مقدمه: پليس مواد فروشها، اراذل، اوباش، هتاكان -و خلاصه هر اسم نامطلوب ديگری كه در ذهن داريد را متصور شويد- جمع مي‌كند، آنها را له و لورده مي‌كند، از آنها فيلم مي‌گيرد، در تلويزيون پخش مي‌كند؛ عقده‌های فروخفته مردم تاحدودي تسكين مي‌يابد، قشر تحصيلكرده كشور نيز به دو دسته تقسيم مي‌شود: گروهي از حقوق انساني مجرمين ياد مي‌كنند و گروهي ديگر ، گروه اول را به روشنفكرنمايي متصف مي‌كنند.مدتي بعد آبها از آسياب مي‌افتد، موضوع جذاب ژورناليستي ديگری اتفاق مي‌افتد- چه مي‌دانم انرژی هسته‌ای يا يك سوتي سياسي يا ورزشي يا هر چيز ديگر- حالا ديگر انگار نه اراذلي بوده نه اوباشي!

اين مي‌شود تخليه هيجاني در سايز و اندازه‌هاي يك كشور. اشكالي هم ندارد.بالاخره وقتي رييس جمهور پوپوليست داريم، دولت پوپوليست داريم، مردم پوپوليست داريم، چرا روشنفكر پوپوليست نداشته باشيم؟ در كسری از ثانيه مي‌توان نسخه طرف را پيچيد و سراغ معضل لاينحل بشری ديگری رفت.

اما چندين ماه بعد، چندين سال بعد، وقتي آمارها را چك مي‌كنيم مي‌بينيم  هيچ چيز تغييری نكرده؟ چرا؟  شايد فراموش كرده‌ايم كه مشكلات بشری را بايد ريشه‌اي ارزيابي كرد، با صبوری تحليل كرد و پذيرفت بسياری از مشكلات راه‌حل قطعي و ضربتي ندارند.

نمي‌خواستم در موضوع مرتبط با اراذل و اوباش وارد شوم: بگذاريم هركار كه دوست دارند بكنند، هر چيزی كه دوست داريد بگوييد. مشكلي با هيچ‌كدام از شما ندارم. تنها مي‌خواهم براي كساني كه ممكن است صبورانه دنبال علت باشند- و نه تجويز دارو و نسخه پيچيدن‌های فوری- چند نكته را بازگويم.

هر رفرنس معتبر در روانپزشكي را كه باز كنيد يك chapter ان به مبحثي اختصاص يافته تحت عنوان : اختلالات شخصيت » personality disorders » . در اينجا سعي مي‌كنم مبنا را ، يكي از معتبرترين رفرنسهاي روانپزشكي حال حاضر دنيا- يعني روانپزشكي كاپلان- قرار دهم.

-شيوع اختلاات شخصيت : 6-9 درصد.گاه تا 15 درصد نيز ذكر شده.

-علت: چندعاملي- ژنتيك، بيماريها، سوابق خانوادگي و …

-انواع اختلالات شخصيت: معمولا آنها را به سه دسته اصلي تقسيم مي‌كنند: گروه A , B , C

-در گروه B: يكي از اختلالات شخصيت مطرح در اين دسته: اختلال شخصيت ضد اجتماعی

اختلال شخصيت آنتي سوشيال(ضد اجتماعی):

-شيوع اين اختلال در مردان تا 3% كه ممكن است تا 7% برسد.گزارشها نشان مي‌دهد شيوع اين اختلال در جمعيت زنداني ممكن است تا 75% هم برسد:

ملاك‌هاي تشخيصي اين اختلال: بسيار زياد و پيچيده هستند.برای نمونه:

-ناتوانی برای سازگاری با موازين اجتماعی در ارتباط با رفتار قانوني، كه با دست زدن به اعمال تكراری كه زمينه را برای دستگيری فراهم مي‌كند، تظاهر مي‌يابد.

-فريبكاری، دروغگويي مكرر، استفاده از نامهای غيرواقعي، گوش‌بری و ..

-رفتارهای تكانشي

-تحريك پذيری و پرخاشگری، كه با نزاع و حملات فيزيكي مكرر تظاهر مي‌كند

-بي احتياطي نسبت به ايمني خود و ديگران

-عدم احساس مسئوليت مستمر، ناتواني مكرر براي حفظ رفتار شغلي با ثبات يا احترام گذاردن به تعهدات مالي.

-فقدان احساس پشيماني، كه با بي‌تفاوتي يا دليل تراشي نسبت به آزار ،بدرفتاري يا دزديدن مال ديگران تظاهر مي‌كند.

-اين افراد ممكن است دچار خودشيفتگي، افسردگی يا سادومازوخيسم نيز باشند

-در اين گروه: خشونت، سوء مصرف مواد، خودكشي، صدمات جسمي، مشكلات قانوني، اختلالات افسردگی  و بسياری ديگر از بيماريهای جسماني به وفور رويت مي‌شود.

درمان:

1-درمان اگر غيرممكن نباشد، دشوار است.

2-درمان سوء مصرف مواد ممكن است به وضوح منجر به بهبود صفات ضداجتماعی شخص شود.

3- درمانهای دارويي تاثير كمي دارند و بهترين درمانها، رفتاری هستند.

نتيجه:

بسياری از كساني كه ما بعنوان مجرمان در سطح جامعه مي‌شناسيم، دچار اختلال آنتي‌سوشيال هستند.حال پاسخ به چند پرسش:

1- آيا هركسي كه يكي از علايم بالا را داشته باشد، مي‌شود آنتي سوشيال؟ خير. اينها علايمي متعدد بودند كه صرفا جهت باز شدن بحث ذكر شدند.تشخيص قطعي يك اختلال روانپزشكي، تنها در حيطه وظايف يك روانپزشك است.

2- آيا اين بدان معناست كه آنها هيچ مسئوليتي ندارند و هركاری كه كردند بايد بگوييم بيمار هستند؟ خير. آنها نيز همانند ساير افراد اجتماع در برابر قانون مسئولند.

3- هدف از بيان اين مطلب پس چه بود؟ اين كه افرادي كه ما بعنوان اراذل و اوباش مي‌شناسيم، قبلا در بسياری از جوامع شناخته شده‌اند، بر روی انها كار علمي انجام شده، از طرف پزشكان، روانپزشكان، جامعه‌شناسان، روانشناسان و…  اگر مي‌خواهيم بعنوان يك شخص تحصيلكرده، در مورد يك معضل اجتماعي نقدي را مطرح كنيم، بد نيست به اين منابع علمي نيز رجوع داشته باشيم.

Comments (11)

فلوكستین

تا بحال اسم فلوكستين را شنيده‌ايد؟ كساني كه در خارج از كشور هستند اين دارو را به اسم پروزاك مي‌شناسند. اولين سالي كه  پروزاك در امريكا ارائه شد پرفروشترين داروی سال معرفي گرديد. نظر شخصي من اين است كه فلوكستين معجزه‌ای در حد « پني سيلين» و « آسپرين» و شايد هم برتر از انهاست.

كاربرد اصلي فلوكستين در درمان افسردگی‌های خفيف تا متوسط است.البته در افسردگيهای شديد كمتر موثر است( البته مي‌دانيد كه يك نفر يه هويي دچار افسردگی شديد نمي‌شود.اول افسردگی خفيف مي‌گيرد درمان نمي‌كند بعد افسردگی پيشرفت مي‌كند و مي‌شود متوسط و بعد به نوع شديد كشيده مي‌شود). اما همانگونه كه هر روز هزاران كاربرد جديد برای آسپرين كشف مي‌شود فلوكستين نيز هر روز عجايب بيشتری از خود نشان مي‌دهد.امروزه فلوكستين كاربردهاي بينهايت زيادي پيدا كرده است: از درمان افسردگی تا اضطراب تا وسواس؛ دردهاي زنان در نزديكي‌هاي قاعدگي كه به آن PMS گويند؛ درماني براي كاهش وزن؛ درمان اختلالات جنسي و …

حقيقت اين است كه طيف وسيعي از افراد اجتماع در تمام دنيا دچار مشكلات رواني هستند(دقيقا مي‌گويم روانی و نه روحي كه روح بيشتر اشاره به نكات مذهبي دارد. در اينجا روان معادل psycho است). در كشور ما نيز همان آمارهای جهاني مصداق دارند و شايد با درصد بالاتر. مي‌توان به جرات ادعا كرد كه در كشور ما حداقل بالای 20 درصد افراد دچار علايم مشخص افسردگی از نوع خفيف تا شديد آن هستند.

سازمان جهاني بهداشت WHO از چندين سال قبل هشدار داده كه شيوع مشكلات رواني مثل افسردگی، اضطراب و … روبه افزايش خواهد بود؛ چيزی كه امارهای جديد نيز تاكيد بر اين رشد دارد. در اين ميان البته پايه و اساس درمان، اقدامات روانشناختي و جلسات مشاوره روانشناسي است. اما افسردگی همچون تمامي اختلالات روانپزشكي دارای ساختار بيوشيميايي خاص خود است و به همين دليل به درمان دارويي جواب مي‌دهد و انتخاب درمان دارويي برای اكثر مدلهای آن الزامي است.

اگر احساس مي‌كنيد كه شما يا كسي از بستگان خود دچار علايمي از افسردگی هستيد توصيه مي‌كنم حتما به يك روانپزشك خوب مراجعه كنيد. خود درماني نكنيد و اجازه دهيد يك درمان معقول و منطقي براي شما اجرا شود.

اما اگر از آن موجودات بوهمي هستيد كه كلا تمايل بالايي به drug abuse داريد توصيه مي‌كنم بجاي abuse كردن آت و اشغالهايي مثل ترامادول، استامينوفن كديين و لورازپام و انواع پام‌هاي ديگر ، شروع به ابيوز فلوكستين كنيد!! ( به اين مي‌گويند: دكتر خلاف!!) [ البته اولا ابيوز نكنيد ثانيا نكنيد ثالثا نكنيد حالا اگر خواستيد بكنيد فلوكسيتن ابيوز كنيد!! :)] از شما چه پنهان اگر در اين مملكت كاره‌ای بودم دستور مي‌دادم توی آب لوله‌كشي ممكلت، همانطوري‌كه برای سلامت دندانها فلوئور مي‌ريزند، بصورت دايم فلوكستين هم بريزند!! خدا را شكر كه كاره‌ای نيستيم.

فلوكستين يكي از معجزات پزشكي بوده؛ هست و خواهد بود. دارويي كه اگر 100 سال نيز بگذرد و نمونه‌هایی مشابه و جايگزين بيايد بازهم جايگاه خود را از دست نخواهد داد.

بي‌ربط: از فردا كنگره ساليانه روانپزشكان ايران به مدت 3 روز برگزار مي‌شود.

Comments (19)

خشم

در بين صفات انسانی كمتر صفتی به زيبايي خشم است ! شايد اين جمله بنظرتان ناراحت‌كننده باشد.اما خشم در تمام موجودات زنده وجود دارد.در بسياری از موجودات تنها برای حفاظت از خطر بكار مي‌رود.در انسان اما مي‌توان برای خشم جنبه زيبايي شناسانه قايل شد.

ديد شخصي من نسبت به خشم همچون حسي مقدس است. برای من «خشم» در ذات خودش بسيار باارزش است.امری زيبا و در عين حال مقدس. به همين دليل هيچگاه در پي سركوب و از بين بردن اين حس قوي و فوق‌العاده در خودم و ديگران نبوده‌ام.

چيزی كه هميشه مايه اندوه من مي‌شود اين است كه انسانها چقدر با اين حس ساده و سطحی برخورد مي‌كنند.گروهی سعي دارند انرا منهدم كنند و در مقابل اكثريت آن را همچون كالایی بي‌ارزش در هر كوی و برزنی خالي مي‌كنند. در صورتی كه شخصا ترجيح مي دهم هميشه از اين قدرت فوق‌العاده ؛ و از اين سنگ مرمر -بجای استفاده كردن تنها برای سنگ‌پرانی- از داخل ان، يك مجسمه مرمرين تراش دهم.ترجيح مي‌دهم بجای خالی كردن خشم همانند زمانی كه چاه فاضلاب را تخليه مي‌كنيم؛ از ان يك اثر هنری بسازم. اما چگونه؟

شايد يكي از توضيحات مفيد در اين زمينه همان مفهوم control anger در روانپزشكي باشد.در اينجا كسي از شما نمي‌خواهد خشم را از بين ببريد يا آن را منفجر كنيد بلكه به شما آموزش داده مي‌شود تا سيل خروشان آن را بجای اينكه تمام سدها را بشكند، در كانالهای جانبي متعدد كاناليزه كنيد و پس از در اختيار گرفتن قدرت سركش آن، از نيروی آن برای عمران و آبادانی استفاده كنيد.

يكي از ساده‌ترين روشها به تاخير انداختن است.روشی بسيار ساده اما در عين حال كارآمد.تنها نياز به تمرين دارد تا ملكه ذهن شما شود.سعي مي‌كنم با مثالی توضيح دهم:

شما اكنون در حال خواندن اين مطلب در اين وبلاگ هستيد.اين نوشتهء من، خشم شما را به سرحد انفجار رسانده است.دوست داريد در همين لحظه به قسمت كامنتهای اين مطلب برويد و با نوشتن چند جمله كوبنده، سيل خروشان خشم خود را بر سر اين وبلاگ و نويسنده‌اش منفجر كنيد. حالا چكار بايد بكنيد؟؟؟!!

فقط برای يك لحظه فيلم را pause بزنيد.به خودتان بگوييد «اين صفحه، اين نقطه،اين نوشته، اين موجود حقير و مزخرف» همين‌جا باشد! من 12 ساعت بعد مي‌ايم و ان وقت وبلاگش را بر سرش خراب خواهم كرد.

حالا دكمه play را فشار دهيد.12 ساعت بعد بياييد و هرچيزی -تاكيد فراوان مي‌كنم هر چيزی هر چيزی هر چيزی هر چيزی هر چيزی ….. – كه دوست داشتيد بنويسيد.

به همين سادگی!

Comments (9)

دكتر آذرخش مُكری

اگر آرزوی شاگردی يك استاد را داشته باشم، كسي نيست جز: دكتر آذرخش مُكری.

دكتر مكری يك روانپزشك جوان،بسيار با استعداد،با معلومات بالا و دارای انرژی پايان‌ناپذير است. او استاد روانپزشكي در دانشگاه تهران است.اما تمام اين اينها را كنار بگذاريد.چيزی كه او را برجسته مي‌كند در جایی ديگر است.در زندگی خود بسيار كسان را ديده‌ايم كه data(اطلاعات خام) ما را افزايش مي‌دهند، اما كساني كه در ما ايجاد يا تحول در بينش‌(نگرش = insight) مي‌كنند، جايگاهی ويژه دارند.دكتر مكری كسي است كه مي‌تواند برای همه ما يك گنجينه باارزش باشد؛ اگر درست بدانيم كه چگونه از اين گنج برای تحول در insight خود استفاده كنيم!

با اينكه او بسيار جوان است، اما مدت 12 سال است كه بصورت حرفه‌ای در يكي از سخت‌ترين زمينه‌های روانپزشكي سعي كرده كاملا علمی كار كند: اعتياد.

اگر شما از نزديك با اين پديده(اعتياد) آشنا باشيد مي‌توانيد طيف بسيار گسترده‌ای از انواع و اقسام ناهنجاريهای فردی و اجتماعی را در ان ببينيد: از روسپي‌گری گرفته تا رفتارهای آنتی‌سوشيال(ضد اجتماعی) تا پرخاشگری، قتل، تجاوز، اوباشي‌گری و… در نتيجه كسي كه مدتهای بسيار با اين طبقه از اجتماع كار كرده باشد و در همان حال شخصی فهميده و با مطالعات وسيع باشد،طبعا هر سخني كه مي‌گويد را، بايد با تامل بسيار بر آن دقيق شد.اين چيزی است كه شايسته بزرگی چون دكتر مكری است.اخيرا ايشان در چند برنامه تلويزيونی حضور پيدا كردند و با نهايت ظرافت و استادی، پيچيده‌ترين و جديدترين يافته‌های حيطه كاری خود را به زبانی بسيار ساده و روان برای همگان توضيح دادند.همه شما برنامه جنجالی كوله‌پشتي كه در ان فرزاد حسني با سردار رادان بحث كرده بود را ديده‌ايد.اما چند نفر از شما دقت كرديد كه در همان شبها، برنامه كوله‌پشتي از محضر دكتر مكری استفاده كرد! سخنان او در آن برنامه را بخاطر داريد؟ يا اخيرا در برنامه‌ای خانوادگی در صبح(شبكه 3) كه در ان در مورد بيماری  AIDS توضيح مي‌داد.

پيشنهاد من: اگر مي‌خواهيد به پديده‌هایی كه بعنوان ناهنجاريهای اجتماعی شناخته مي‌شوند، يك insight علمي( و از ديد روانپزشكي نوين) و به زبان ساده پيدا كنيد، حتما برنامه‌های آقای دكتر را دقيق ببينيد.گفته‌های او ارزش آن را دارند كه برايش قلم‌ و كاغذی آماده كنيم و يادداشت برداری كنيم. يك نمونه:

» در گذشته مهمترين عامل گسترش ايدز را مسايل غيراخلاقی مي‌دانستند.اما ديده شد كه در كشورهای غربي بدون اينكه جلوی اين مسايل گرفته شود،آنها توانستند گسترش ايدز را كنترل كنند.از طرفی كشورهایی مثل ايران يا كشورهای افريقايي كه كمتر در گير اين مسايل بودند روز‌به روز با گسترش ايدز مواجهند.به همين دليل امروز فاكتور اصلي برای گسترش ايدز را رفتارهای پرخطر مي‌دانند….. در توضيح رفتارهای پرخطر مي‌توان در همه آنها يك الگوی مشترك ديد:شخص مي‌گويد كه هيچگاه تمايلي به انجام ان رفتار نداشته؛ به يكباره ان رفتار از او سر زده و بلافاصله بعد از ان نيز، به شدت از كرده خود پشيمان شده است.

در روانپزشكي اين رفتارها را اصطلاحا رفتارهای تكانه‌ای يا  impulsive گويند.بنظر مي‌آيد رفتارهای ايمپالسيو در بين نوجوانان و جوانان ايراني در حال افزايش است…. نكته نگران‌كننده اينجاست و كنترل ايدز نيز بايد بر اين نقطه متمركز گردد……»  

Comments (5)

بوكسور حرفه‌ای

هودر يك بوكسور حرفه‌ای است.اي يك تحليل روانكاوانه از شخصيت او نيست بلكه تنها تصويری است كه از خلال رفتار و گفتار او در طی اين چند سال در ذهن من نقش بسته است.

معادل او در دنيای بوكس حرفه‌ای «مايك تايسون » است.انها بدنيا آمده‌اند برای جنگيدن.در نظر انها زندگی رينگ بوكس هست.ممكن است شما از بوكس متنفر باشيد اما بايد بپذيريد كه او يك بوكسور مادرزاد است.برای او هلهله تماشاچيان لذت بخش است.او عاشق تورنمنت است.مدالهای جهانی را دوست دارد.كركری خواندن از بهترين لذتهای اوست.در حالی كه رقيبان او در وسط رينگ نقش بر زمين هستند و داور بر بالای سر او در حال شمارش تا 10 هست او رو به جمعيت فرياد مي‌كشد.

اما اين اشتباه است اگر فكر كنيم » حسين تايسون  » هدفش موارد بالاست.برای او نفس ِ جنگيدن به زندگی معنی مي‌دهد.چه باك اگر كسانی در پس پرده بر روی بازيهايش شرط‌بنديهای كلان كنند.او يك جنگجو است.

همچنين نشان داده كه قوانين روتين بوكس را تا يك جايي رعايت مي‌كند.او همچون تمام حرفه‌اي ها متد خود را دارد.انها ممكن است در اوج مبارزه قوانين روتين را فراموش كنند و فرمولهای جديد مبارزه را پيش بكشند.بهمين دليل است كه گوش حريف را گاز مي‌زنند و كنده شدن گوش را نيز جزیی از مبارزه مي‌شناسند.

پس بيهوده است در حالی كه تايسون با يك بدن گرم و آماده در گوشه‌ای از رينگ مشتهای خود را برای ضربات احتمالی تمرين مي‌دهد و جمعيت سالن برای ديدن يك مبارزه خونين حنجره خود را پاره مي‌كنند , شما وارد رينگ شويد و بخواهيد با او گفتگو كنيد.هيچ ميزگردی در دنيا نيست كه بتواند همچون رينگ بوكس او را زنده و سرحال نگه دارد.

تصور مي‌كنم كمانگير در حالی كه دستی بر گوش خود مي‌كشيد احساس كرد كه هنوز به گوشش علاقه دارد.به همين دليل با ان پست آخر  محترمانه و زيركانه از رينگ بيرون آمد.او هودر را به خوبی شناخته است.

Comments (11)

دلتنگی

اين چند روز كه مطلبي ننوشتم به اين علت بود كه باچند نفر از دوستان يك مسافرت كوچولو بوديم.در طول مسافرت براي اولين بار با دونفر از افرادي از نزديك اشنا شدم كه به انها باي—سك—سوال (B)  مي‌گويند.برايم جالب بود و سعی می‌كردم بدون اينكه براي انها نگراني ايجاد كنم در رفتار انها دقيق شوم.البته خودم متوجه اين قضيه نشدم.بلكه دوست ديگري كه تجارب زيادي در اين قبيل مسايل داشت من را متوجه كرد.در گروه ما پزشك ديگري بود كه باتمام تجارب زيادش در اين قبيل مسايل(واقعا بايد در مملكتي را گل گرفت كه پزشكش نتواند راحت از واژ‌ه‌هاي علمي استفاده كند از ترس مسدود شدن وبلاگش يا كم شدن شخصيت در نزد خوانندگان) وبا تمام ادعاهايش توانايي هضم چنين چيزي را نداشت.خب! شد انچه نبايد مي‌شد.

باخبر شدن دوست پزشك من همانا و كولي‌بازي دراوردن و شنيدن تحقيرهاي انچناني از جانب ايشان همانا.از ان‌لحظه تاكنون ناراحت و دلتنگم با سوالات بيشمار در ذهنم.كاري به درست بودن اين رفتارها نه در جامعه ايران و نه در كشورهاي غربي ندارم.پز روشنفكري هم بخورد بر فرق سرم.اما ما پزشك هستيم.

                             كارپزشك قضاوت نيست 

عرصه شخصي از عرصه عمومي جداست.مهم نيست من يك مرد-پزشك -ايراني-مسلمان-شيعه-داراي تمايل به جنس مخالف-سفيد پوست و… هستم.اينها عرصه شخصي من است.من مي‌توانم يك شيعه واقعي و بسيار پايبند باشم اما هرگز اجازه ندارم به ديگر افراد از ساير مذاهب اهانت كنم.چرا بعضي از دوستان متوجه نيستند كه وظيفه اخلاقي پزشك ان است كه هرگز در عرصه عمومي حق قضاوت ندارند.در عرصه فردي من می‌توانم فقط با همكيشان و هم‌مسلكان خودم دم‌خور باشم.اما توهين به اشخاصي كه مثل ما نيستند چه معنايي دارد.

ببينيد!من نمي‌خواهم دراينجا دفاع از حقوق اقليتهاي نژادي-ج.ن.س.ي-مذهبي و…انجام دهم.اين كار من نيست.اين كار كساني است كه در رشته‌هاي علوم انساني تحصيل مي‌كنند.كساني كه در زمينه مذهب و …مطالعه مي‌كنند.حرف من اينجا بسيار ساده است.روي حرفم هم با همكاران پزشك است.

همه ما بخش روانپزشكي را گذرانده‌ايم يا مي‌گذرانيم.همه ما كتاب «روانپزشكي كاپلان» را خوانده‌ايم.همه ما مي‌دانيم كه كاپلان اين تمايلات را انحراف تقسيم‌بندي نمي‌كند.نه‌تنها كاپلان كه تمام مراجع پزشكي دنيا ان را انحراف نمي‌دانند.شما حتي اگر اين حرف را قبول نداشته باشيد و ان را براي جوامع غربي درست بدانيد اما نمي‌توانيد توهين و تحقير اين افراد را توجيه كنيد.

دوستان!همكاران!سروران!عزيزان!التماس مي‌كنم.حتي اگر افراد GBL(گي-لزبين-باي سك- سو – ال)را بيمار رواني هم مي‌دانيد لااقل حرمت بيمار را نگه‌داريد.ايا تاحالا شما يك بيمار رواني را بدليل بيماريش مسخره كرده‌ايد.ازشما نمي‌خواهم اعتقادات و تفكر خود را نسبت به اين گروهها تغيير دهيد.فقط احترام انها را تا وقتي حرمت شما را نشكستند رعايت كنيد. ايا شما هنوز معتاد را مجرم مي‌دانيد يا يك بيمار؟ايا هنوز شما يك معتاد را مسخره مي‌كنيد؟يا وي را مجرم مي‌دانيد؟يا به كمكش مي‌شتابيد….

دلم از خيلی چيزها پره!منو ببخشيد…. 

Comments (4)