Archive for زنان

سرطان رحم

دقايقي قبل اولين مطلب را برای وبلاگ مبارزه با سرطان نوشتم. شما مي‌توانيد اين مطلب را اينجا بخوانيد. همانگونه كه در آنجا نوشته‌ام، مطلب كوتاه و مقدمه‌اي است به سرطان اندومتر رحم در زنان. اگر شما نيز تمايل به همكاری در اين وبلاگ گروهي داريد مي‌توانيد با امين ثابتي عزيز  در وبلاگش يا  وبلاگ مبارزه با سرطان تماس بگيريد

برای اين كه ساير عزيزان نيز با اين حركت وبلاگی آشنا شوند لينك مطلب مربوطه را در بالاترين گذاشتم: https://balatarin.com/permlink/2007/11/28/1182203

Comments (1)

سزارين

اين كه سزارين چيست و تاريخچه آن كدام است و نكات علمي مربوط به ان شامل چه چيزهايي است را بايد برويد از پزشك وبلاگستان بپرسيد!

هدف من اينجا چيز ديگری است. انهم بيان يك جمله ساده :

خانوم جان! سزارين نكنيد! جون مادرتون! به ارواح رفتگانتون! به خاك درگذشتگانتون، به هر چيزی كه اعتقاد داريد و مى‌پرستيد قسمتون مي‌دم نكنيد! سزارين نكنيد! آخه آدم به چه زبوني به شما بگه؟؟

الان اين جملات بالا واسه شما مفهومه؟؟ نه جدا مي‌خوام بدونم مفهومه؟جا افتاد؟؟

در پزشكي عبارتی وجود دارد با اين عنوان: انديكاسيون. فارسي آن چه مي‌شود؟ موارد؟؟!! در هر حال! برای هر چيزی در طب نوين، انديكاسيونهايي مطرح مي‌شود و در برابر آن كنترانديكاسيون‌هايي(موارد منع). برای سزارين نيز انديكاسيونهايي وجود دارد. تمام اين انديكاسيونها صرفا مواردی هستند كه خطر جاني برای مادر يا جنين دارند.

اين انديكاسيونها حيطه بسيار بسيار كوچكي را تشكيل مي‌دهند.پس سزارين نكنيد مگر آنكه پزشك متخصص شما، شما را با كتك و كتك‌كاری و گيس و گيس كشی و با هزار دليل و مدرك علمي به سزارين بكشاند(يعني اين كه واقعا خطر جاني برای مادر و جنين باشد).

نه اينكه تا تقي به توقي مي‌خورد خانوم هوس سزارين مي‌كند! آهای خانوم محترم!! نكن بابا جان نكن اين كارو.

اين فكر ابلهانه كه سزارين از زايمان طبيعي راحت‌تر است و درد ندارد را نمي‌دانم كدام ابله احمقي در ذهن زنان بي‌گناه انداخته است.اشاره به كساني كه اكنون به چنين فكری اعتقاد دارند نمي‌كنم، بلكه به آنهايي مي‌انديشم كه برای اولين بار اين حماقت را وارد مرزهای كشور ما كردند.

سالها قبل در امريكا متخصصان زنان فكر كردند كه با سزارين تخم دو زرده گذاشتند.اما بعد از مدتي فهميدند كه نه بابا كلي گند زده‌اند با اين تخم دو زرده خود. بعدش دوباره برگشتن به همون روال طبيعي و انساني قبلي خودشان.اما در اين مملكت گل و بلبل نمي‌دانم چرا علاقه به سزارين تمامي ندارد؟؟ از زناني كه دچار اين توهم هستند ناراحت و نالان نيستم. انها تقصيری ندارند طفلي‌ها.بلكه از آن موجودات ملعوني متنفرم كه با وجود آگاهي از عوارض بيشمار سزارين و فوايد بي‌حد و اندازه زايمان طبيعي بازهم حقيقت را به اين زنان بيچاره نمي‌گويند و آنها را به سمت سزارين سوق مي‌دهند.

ساده بگويم: انجام سزارين برای يك زن، جز در مواردی كه انديكاسيون مشخص داشته باشد ، يك جنايت است، جنايتی نه تنها در حق جسم و روح مادر ، بلكه از ان بالاتر جنايتي در حق آن بچه است. فرقي نمي‌كند اين جاني جراح زنان باشد يا پدر فرزند يا مادر فرزند يا هر شخص ديگری. هر كسي كه فردی را بدون مدرك مستدل علمي به سمت سزارين سوق دهد يك جنايتكار است. به همين صراحت و با همين شدت.

تمام.

پي نوشت: برای آن دسته از عزيزان كه نگران بار علمي مطلب ارائه شده در اين وبلاگ بي‌ارزش هستند، و همچنين از لحن كوچه بازاری نوشته فوق ناراحت هستند و مي‌خواهند اطلاعات علمي خود را افزايش دهند در زير، عوارض سزارين به اختصار ذكر مي‌گردد .باشد كه مقبول عزيزان بخصوص كامنت گذاران محترم در بالاترين شود:

تب غيرقابل توجيه ، آندومتريت ، عفونت ، خونريزی ، آسپيراسيون ، آتلكتازی ، عفونت ادراری ، ترومبوفلبيت،  آمبولي ريه ، مرگ و مير مادر و جنين ،

عوارض دير رس سزارين : انسداد روده ، چسبندگي، از هم گسيختگي برش رحمي در حاملگي‌هاي بعدي تهاجم غيرطبيعي جفت به ميومتر( آكرتا ؛ اينكرتا ، پركرتا) و …

اگر همين مقدار اطلاعات علمي برای عزيزان كافي است كه خوب و گرنه دستور فرماييد تا ليست را ادامه دهيم.

تقديم به كامنت‌گذاران محترم بالاترين با يك دنيا احترام برای كساني كه نگران ادبيات لمپني در نوشته‌های پزشك اين مملكت هستند. من نيز بجای شما برای جامعه پزشكي كشور بينهايت متاسفم كه لمپن‌هايي چون من را در خود جا داده است. به اميد پاكسازی اين موجودات.

رفرنس‌ها: بيماريهاي زنان و مامايي دنفورث ؛ كارنت ؛ ويليامز . [ رفرنس هاي تخصصي مورد تاييد وزارت بهداشت جهت دوره‌های اكسترني – اينترني -رزيدنتي زنان ].

Comments (28)

سرطان پثتان 2

در مطلب قبلي توضيح كوچكي دادم. جادی عزيز واكنشي مثبت نسبت به آن مطلب نشان داد و لينكي را معرفي كرد كه از منبع معتبری بود جهت آزمايش ساده برای تشخيص زودهنگام سرطان پثتان. اين آزمايشي است كه هر خانومي مي‌تواند خودش به تنهايي هرماه انجام دهد.بنظرم دانستن آن برای هر خانومي الزامي است و ندانستن آن برای خانومها بخصوص خانومهايي كه عنوان تحصيلكرده را يدك مي‌كشند غيرقابل قبول است.

دوست عزيزم «امين ثابتي»  آن مقاله معتبر را – كه به زباني ساده نيز نگارش يافته- به فارسي رواني ترجمه كرده است.از انجايي كه وبلاگ اصلي ايشان قيلطر است از او خواهش كردم تا لينك ديگری بدهد.او نيز لطف كرد و لينك اين مطلب در وبلاگ mirror  خود را داد.

توصيه مي‌كنم حتما حتما اين لينك را مطالعه فرماييد. هر گونه سوالي نيز داشتيد دكتر مجيدي (پزشك وبلاگستان ) در خدمت شماست! تشكر از امين عزيز بدليل لطفش فرموش نشود. اگر هم خواستيد با تاريخچه‌ای جالب از اين بيماري آشنا شويد اين لينك دكتر مجيدي را از دست ندهيد. قبلا گفته باشم: تا وقتي پزشك وبلاگستان هست بنده جسارت نمي‌كنم به سوالات علمي شما پاسخ دهم. گلايه نفرماييد!!

Comments (1)

سرطان پثتان

در بدن انسان آن قسمتي كه بين گردن و شكم قرار مي‌گيرد-كل آن را-قفسه سينه يا به اختصار سينه مي‌گويند.يك جزء از اين محدوده به نام پثتان است. پس سرطان سينه معادل دقيقي برای سرطان پثتان نيست.

در حين وبگرديهايم از ابتدای اين ماه(اكتبر) در بسياری از وبلاگها و سايتها با رنگ صورتی مواجه مي‌شدم.همه آنها در حمايت از سايت Pink for October و برای حمايت معنوی از بيمارانی كه به سرطان پثتان مبتلا شده بودند رنگ تم خود را صورتی انتخاب كرده بودند.هركدام نيز سعي كرده‌اند مطلبي هرچند كوتاه در اين مورد بنويسند. همان زمان به نظرم رسيد بد نباشد اين موضوع را در وبلاگستان فارسي مطرح كنم.

اما در كشوری كه پزشك او جرات ندارد پثتان را با «س» تايپ كند مبادا كه وبلاگش مورد لطف قيچي‌بدستان واقع شود، چه مي‌توان گفت؟  همان زمان سعي كردم  تم وبلاگ را به رنگ صورتی دربياورم . از يك طرف در مجموعه تم‌ها ، تم زيبايي با اين مشخصات نيافتم و از طرف ديگر مطمئن بودم كه سيل كنايه‌ها و الطاف عزيزان به سمت نويسنده اين وبلاگ جاری خواهد شد!

در كشور عزيز و گل و بلبل‌مان آمار درستي از ميزان، شيوع و درصد سرطان پثتان نداريم (نه اينكه در زمينه‌های ديگر آمار دقيق داريم!! ). اما در كشورهایی كه برای سلامت انسانها ارزش قائلند آمارها نشان مي‌دهند كه اين سرطان شيوع بالايي دارد.(نسبت درصد) از طرفی با اينكه انواع مختلف با شدتهای متفاوتي دارد اما عمدتا درمان آنها مشكل است.در صورتی كه روشهای پيشگيری بسيار ساده‌ای دارد و همچنين اگر در مراحل اوليه مراجعه شود درمان بسيار بسيار موثرتر خواهد بود.

نتيجه آنكه در غرب به شدت بر روی آموزش زنان تاكيد مي‌شود تا با روشهايي بسيار ساده خودشان را معاينه كنند و در صورت بروز مشكل سريعا مراجعه نمايند.تنها با يك معاينه ساده توسط خود فرد درصد قابل ملاحظه‌ای از مشكلات كاسته شده‌اند. اما در كشور ما وضعيت چگونه است؟؟ هيچ نمي‌دانيم!! چون اين مبحثي است كه منجر مي‌شود به تشويش اذهان عمومي و سعي در اشاعه فساد!!

شما كه نمي‌خواهيد من اشاعه فساد كنم؟ مي‌خواهيد؟

بي‌ربط: ديروز داشتم مصاحبه شهروند با «منوچهر بديعي» را مي‌خواندم. اين نوشته را بخوانيد تا متوجه شويد درد كجاست.مطمئن باشيد هر وقت من و شما آمادگی برای خواندن اوليسيس را پيدا كرديم ، آن كتاب هم منتشر خواهد شد.چيزی كه منوچهر بديعي نويد ان را برای 140 سال آينده داده است.به اميد آن روز.

بي‌ربط در بي‌ربط: تنها به سوالهایی پاسخ خواهم داد كه مصاحبه بالا را خوانده باشند.

Comments (12)

یائسگی

زنان از نظر سيكل جنسي ِزندگی‌شان، تفاوتی با مردان دارند.هر دو در سنين نوجوانی تغييراتی هورمونی را در بدن خود تجربه مي‌كنند كه به آن بلوغ جنسي گويند(كه احتمالا همه شما آن را تجربه كرده‌ايد.احتمالا!!). اما تنها زنان هستند، كه در سنين بالا شرايط ويژه و مختص خود را تجربه مي‌كنند، به اسم يائسگي. يائسگي چيست؟ بستگي به شما دارد:

– اگر مرد هستيد كه بايد بگويم اصلا به شما ربطی ندارد،فضولی نكنيد!!

– اگر دختر هستيد، پس هنوز موقعش نشده،كنجكاوی نكنيد!

– اگر هم يائسه شده‌ايد كه خب شده‌ايد ديگر!!

اما نكته اخلاقی اين پست چي بود؟؟ اين كه اساسا، يائسگي نكته انحرافی اين پست بوده است.نويسنده اين مطلب به دنبال بيان چيز ديگری است.

يكي از بزرگترين مشكلات ما – ما پزشكان و ما ايرانيها – اين است كه بدلايل بسيار زياد دريافت مواد غذايي لازم براي بدن، بصورت صحيح و اصولی انجام نمي‌شود.در بين املاحي كه بدن به آن نياز فراوان دارد ca (كلسيم ) جايگاه ويژه‌ای دارد. با افزايش سن در زنان و بخصوص با نزديك شدن به يائسگي ميزان كلسيم موجود در بدن زنان كاهش قابل توجهي مي‌يابد.

چندين سال است كه در مورد «پوكي استخوان» صحبت مي‌شود؛ اما مردم را شيرفهم نمي‌كنند كه راه ساده جلوگيری از ان چيست؟ علاوه بر نصايح اخلاقی فراوانی مثل: سيگار نكشيد، مشروب نخوريد، ورزش كنيد، لبنيات زياد استفاده كنيد،  پوست خود را با نور و گرمای خورشيد دوست كنيد و …. – كه عملا هيچ بني بشری هم اين خون‌دل خوردنهای پزشكان را وقعي نمي‌نهد! ؛ مي‌توان از روشهایی غير از نصيحت  نيز استفاده كرد.

اكنون سالهاست كه در غرب كلسيم را نه بعنوان يك دارو بلكه بعنوان يك مكمل به سبد غذايي مردم زورچپان كرده‌اند. نتيجه؟ 80-90 % موارد پوكي استخوان كه در گذشته داشتند با همين شگرد ساده حل شد!! 

حالا ما چكار كنيم؟

شما دختر خوشگل/پسر خوش‌تيپ! فعلا نيازی به گير دادنهای من نداريد.اما احتمالا در اطراف شما مامان يا مامان بزرگ يا عمه يا خاله يا … هست كه به سنين يائسگي نزديك شده است يا در داخل سنين يائسگي است.درست نمي‌گويم؟

از همين حالا برای آنها قرص‌های كلسيم -دی (Ca-D) بگيريد. اين قرصها حاوی كلسيم و ويتامين دی هستند.هر روز يك قرص به زور به خوردشان دهيد.كاری كنيد كه مثل مسواك زدن؛ به خوردن يك قرص كلسيم معتاد شوند! اگرهم مقاومت كردند بگوييد: دستور دكتر مزيدی است!

خدا خيرتون بده! با اينكار كلی از بيماران آينده من و همكارانم را مي‌پرانيد!!

پ.ن: هرچند دستورات دكتر مزيدی وحي منزل است، اما استثنائاتی هم دارد!! اگر بيماری زمينه‌ای دارند -مثلا كليه سنگ ساز- آن وقت است كه كلام آسماني من را بايد تحريف كنيد!

نكته: برای اولين بار، به تمام سوالات در اين زمينه پاسخ خواهم داد! (تعجب كرديد؟؟!!)

Comments (14)

زنان و ثكث

وقتي كه مطلب مربوط به چارت ذهني رابرت اسكوبل را مي‌نوشتم، با توجه به طنز بودن فضای كار انتظار واكنش‌های متفاوتی را داشتم.اما واقعا ديدن ان چارتهای جالب، بينهايت برايم جذاب بود.تصور اوليه من، تاكيد احتمالی خوانندگان بر روی طنز وبی آن بود اما با چيزی متفاوت مواجه شدم!! در اينكه فضاي آن كارها طنز بود بحثي ندارم؛ اما فكر مي‌كنم اكنون فرصت مناسبي است تا در مورد يك موضوع ظريف توضيح كوچكي بدهم. هرچند مي‌دانم كه بسياری از خوانندگان عزيز متوجه اين موضوع هستند و تنها از باب review مي‌باشد.

از ديد من دو مبحث «زنان» و «ثكث» دو مقوله كاملا «مستقل»  هستند؛ هرچند بي‌ارتباط باهم نمي‌باشند.پس به همين دليل آنها را تفكيك مي‌كنم:

زنان: ديدگاه من نسبت به مقوله زنان بيش از ان كه متاثر از زنان واقعي در دنياي حقيقي باشد برآمده از جايگاه زنان در ادبيات جهان است.برای من زنان در آثار فيودور داستايوفسكي،مارگريت دوراس،ميلان كوندرا و …حقيقی‌تر و ملموس‌تر از اطرافيانم هستند.به همين دليل -شايد كمي دور از واقعيت بنظر آيد- نگاه من به زن بجای آنكه بر محور لذت باشد ، بر‌آمده از پديده عميق‌تر «حيرت» است در مفهوم نيچه‌ای كلمه.لازم نمي‌دانم برای خواننده فهيم اين مطلب، توضيح دهم كه اينجا حيرت به معنايي «هستي‌شناسانه» است نه تعجبی از جنس ديدن يك موجود فضايي.

ثكث: ولی جايگاه ثكث در اينجا چيزی كاملا مستقل اما پيوسته است.ديد من نسبت به ثكث بينهايت تحت تاثير زيگموند فرويد است.متاسفانه در كشور ما جايگاه والای فرويد در نظام انديشه به مقوله انسان بخوبي درك نشده. همه ما اسم فرويد را با ثكث در ذهنمان پيوند داده‌ايم.در صورتی كه معجزه بزرگ فرويد كارهای درخشان او بر روی «ناخودآگاه» يا همان «unconsiossness» بوده است.جايگاه فرويد آنقدر والاست كه «جي پي استرن» در كتاب نيچه، از سه نفر بعنوان پديد‌اورندگان قرن بيستم ياد مي‌كند » نيچه ، ماركس و فرويد». فرويد سنت چندهزار ساله تفكر و انسان‌شناختي غرب را به چالش عميقي گرفت و نشان داد كه انسان بيش از ان كه تحت تاثير خرد و خودآگاه خود باشد ، تحت تاثير «ناخودآگاه» خود است.اين يك بحران بزرگ برای تفكر فلسفي غرب بوده و هنوز هم هست.

همچنين فرويد نشان داد كه ساختار «ناخودآگاه» ما بشدت متاثر از پديده «ثكث» است. مطالعات بعدی فرويدی‌هایی مثل يونگ و لاكان، ناخودآگاه را به عرصه‌های اسطوره و زبان كشاند.از اينجاست كه ثكث برای من بيش از انكه يك دغدغه برای كسب لذت باشد، يك معضل فلسفي است.همچنين با توجه به شغل پزشكي، تاحدودی از جايگاه ثكث بعنوان يك پديده پزشكي باخبرم.

از مجموع گفته‌های بالا، اميدوارم از  موقعيت ممتاز و مستقل هم زنان و هم ثكث در نظام فكریم باخبر شده باشيد. بهمين دليل رندی دكتر مجيدي و ساير دوستان مي‌تواند رنگي از واقعيت داشته باشد اگر كه در چارت، اين دو مقوله در ستونهایی مجزا آورده شده باشند.

Comments (14)

چرا خانومها؟

وبلاگ‌نويسي توانست دوستانِ نديده نشنيده اما بسيار خوبی برايم به ارمغان آورد.در اين بين علاقه من به خانوم‌ها بيش از حالت نرمال بنظر مي‌ايد.تا انجا كه برای آنها يك دسته‌بندی جدا در سايدبار وبلاگم قرار دادم.پست اخير خانوم بيستار -يكي از همين دوستان خوبم- بهانه‌ای شد برای توضيح علت اين رفتار من.

اگر واقعا مي‌خواهيد كامل متوجه منظور و هدف من شويد نياز است اندكی با آراء و نوشته‌های «ميشل فوكو» آشنا باشيد.مباحثی چون «ميكروفيزيك قدرت» ، «ديسكورس» ، «اقليت‌ها» ، «ديگری» و … همگي برای فهم اين موضوع لازمند.

اين حركت من – و ساير حركتهای مشابه- به نگرشهای فمينيستي و البته در سطحي بالاتر به نگرشهای فلسفي من نسبت به مقوله «اقليت» و «ديگری» بر مي‌گردد. اقليت در مفهوم فوكويي كلمه ، اقليت از نظر تعداد نيست بلكه اقليت از نظر قدرت (power) است.تحليل فوكو از مناسبات اجتماعی، تحت تاثير انديشه فردريش نيچه متاثر از مفهوم «اراده معطوف به قدرت» نيچه است.اينجا قدرت يك مفهوم ارزشي نيست بلكه صرفا يك مفهوم توصيفي است. فوكو در تمام شاهكارهايش سعي كرده كه قدرت را در بعد «ميكروفيزيك» آن تحليل و تشريح كند.به همين دليل است كه بسياری از انديشمندان معاصر عميقا تحت نفوذ انديشه‌های او هستند.به بيان ساده فوكو سعي مي‌كند كه نشان دهد قدرت چگونه منجر به پس زدن گروههای «اقليت» از عرصه فعاليت اجتماعی مي‌شود.از همين‌جاست كه مطالعات او در مورد تاريخ جنسيت، تاريخ ديوانگي ؛ مراقبت، تنبيه و زندان ، و در يك كلام پرداختن او به اقليتهای جنسي ، نژادی ، مذهبي و… مفهوم مي‌يابد.مطالعات او نشان داد كه مفاهيمی مثل جنون ، نابهنجاری ، جرم و… مفاهيمي ايستا نيستند بلكه متاثر از قدرتهای برتر در عرصه اجتماع مي‌باشند.

من نيز تحت تاثير انديشه‌های فوكو- كه آن را كاملا مديون بابك احمدی هستم- سعي مي‌كنم در هر رابطه اجتماعی به ساختار «ميكروفيزيك قدرت» دقت كنم.اگر از ابتدای نوشته‌ های اين وبلاگ با من همراه بوده باشيد، احتمالا متوجه شده‌ايد كه در هر زاويه‌ای سعي كرده‌ام در مورد حقوق «اقليتها» در ان حيطه مطلب بنويسم.خواه اين اقليت جنسي باشد، خواه در حيطه دين باشد و خواه در دنياي نرم‌افزار.

دفاع از اقليتها و تاكيد بر نقش آنها تنها يك پز روشنفكرانه نيست، بلكه اين اقليتها – و البته كلمه بهتر برای اين مفهوم: «ديگری» – هستند كه مي‌توانند به ما در شناخت بهتر جايگاه خود، ياری كنند.

تاكيدم بر موقعيت زنان از اين ديدگاه است.عاشق چشم و ابروی آنها نيستم بلكه برای درك بهتر از جايگاه خود در هستي نيازمندم كه حقوق و امتيازات «ديگری» را به او دهم.تنها هنگامي كه يك «ديگری» قوی رو در روی من قرار گيرد توانايي آن را خواهد داشت كه به درك من از جايگاه خودم در عرصه اجتماع و هستي كمك كند.

مفهوم «ديگری» اكنون يكي از هسته‌های اصلي در اكثر شاخه‌های علوم انساني است: از فلسفه گرفته تا مطالعات اجتماعی تا اقتصاد و … اكيدا توصيه مي‌كنم مبحث «ديگری» را در علوم انساني با جديت دنبال كنيد.

Comments (26)

Older Posts »